محیط تاثیرش رو میذاره همونطور که همیشه گذاشت. شما رودخانه کوچکی رو در نظر بگیرین که آب روان و زیبایی داشت، حالا بر اساس شرایط و اتفاقات تعدادی سمور آبی وارد این آب‌ها میشن و درخت‌ها رو یکی یکی قطع می‌کنن و یک سد محکم در مسیر رودخانه درست می‌کنن و حجم آب کمی دیگه روان می‌مونه و آب داخل رودخانه عمدتا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خلاصه اش؟ بعد یه عالمه گریه زاری من اینطوری تمام شد: +خب من معذرت میخوام بابت کارهایی که فکر میکنی باعث ناراحتیت شده هرچند تو شروع کردی و تو باید عذر خواهی میکردی - باشه منم معذرت میخوام بابت همون کارها که تو فکر میکنی بد بوده و از نظر من بد نبوده. + من آدم ها رو زود میبخشم - منم دیگه +پس بپر بیا بغ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کتاب «سوروسات در سوراخ موش» اولین رمان مکزیکی خوآن پابلو ویلالوبوس است که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و خیلی زود جزو نامزدهای جایزه بهترین کتاب اول گاردین قرار گرفت. این کتاب بخشی از مجموعه «برج بابل» نشر چشمه است، ساخته‌ای‌ست از داستان‌های کوتاه ادبی با […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بنام رب کریم دیروز انقققدر توی ذهنم موارد احمقانه ای مثل اون الان داره درباره من فکر میکنه، پس باید به بهترین شکل ممکنم بنظر برسم باید دویت داشتنی تصورم بکنن باید لبخند بزنم باید خوشرو بنظر برسم باید گرم و صمیمی دست بدم و .. تا خوب باشم که خوب باشم که دوسم داشته باشن و..... توی مغزم داشت رژه سنگین م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از وقتی به خانه برگشته ام- ده شب- مغزم دارد تعداد دفعاتی را می شمارد که امروز به من بی احترامی شد و هر بار هم وسط شمارش نویز می افتد و می روم نقطه سرخط.در نهایت تصمیم گرفتم مکتوب بنویسم و بخاطر وجود اینهمه آدم حاضر و آماده جهت بی احترامی کردن و تحقیر کردن و نادیده گرفتن که دورم را گرفته اند چند تا ش ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تو تاریکی مطلق نشستم. تقریبا مثل همیشه. به ویولنم توی تاریکی نگاه میکنم. امروز صبح تمیزش کردم، طرح هایی که روش کشیدم رو دوباره ترمیم کردم. آرشه هامو کلیفون زدم. ولی حوصله ندارم تمرین کنم الان. نگامو برمیگردونم سمت لپ تاپ، روشنه ولی نمیدونم چیکار کنم. اون کتاب که میخوندم نصفه نیمه پشت لپ تاپ ولو شده، ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سپرده بود به آوارگی عنانش را غریبه ای که نمیگفت داستانش را کلافه بود، به سیگار آخرش پک زد وبعد خم شد و پر کرد استکانش را شراب کهنه ی جوشیده در رگش جوشید و شعله ور شد و سوزاند استخوانش را -زیاده می نخوری ! شهر پاسبان دارد -که مرده شو ببرد شهر و پاسبانش را ! (نگاه صاحب میخانه بی تفاوت شد اگرچه زیر نظر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خواب یکی رو دیدم اینقدر بدم میادازش حد نداره. حتی از اینکه تو خوابم ببینمش حالم بد میشه فکر کن یه آدم چه جوری بوده و چطوری بهت بدی کرده که تو خوابت هم بیاد حالت بد میشه احساس می کنم سردرد گرفتم اینو تو خوابم دیدم 😒 ارتعاش بد بودن اون آدم تو خواب هم بهت انتقال میده. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز خلاصه‌ی کتاب «در ستایش راه رفتن» نوشته‌ی شین اومارا (Shane O’Mara)، رو در پادکست فیت شین گوش دادم، این کتاب با نگاهی جدی و علمی به ما نشان می‌دهد که پیاده‌روی، بیش از یک فعالیت ساده است؛ آن راهی است مؤثر برای بهبود سلامت […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیشب م دعوتم کرد شمال و من گفتم این مدت که خونه نبودم انقد دلم برای خونه و زندگی‌م تنگ شده که می‌خوام یه مدت فقط بشینم خونه. گفت آره مخصوصاً‌ تو که خونه موندن رو دوست داری. به این فکر کردم که چرا نداشته باشم؟ امن و آروم و قشنگه. آشپزی و ویدئو دیدن و خندیدن و صحبت کردن رو چند ساله که می‌دونستم چقد لذ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید