بی تو هر شب غمتو به خلوت خودم می بردم خبری از تو نبود و لحظه ها رو می شمردم وقتی شب سحر میشد به بیقراری خودمو به دست گریه می سپردم گله و شکایتی از تو به لب نمی آوردم تو به یاد من نبودی اما من واسه ات می مردم اما من واسه ات می مردم واسه ات می مردم من تو رو از تو میخواستم که به عشقت در دنیا رو به روی ...
موضوع این است که من علاقه عجیبی به شستن سطوح با آب دارم و مغز عزیزم اعتبار چندانی برای هیچکدام از شوینده های بازار قائل نیست.متاسفانه.روی این حساب امروز صبح یهو به سرم زد سالن کوچک این خانه را که سرامیک است و تا حالا با آب نشسته ام، با آب بشورم.آنهم چه آبی! آب جوش صد درجه در حال قل قل . کوتاه بگویم ...
صبح سر کلاسهای دانشگاه به لیلی فکر میکردم، اولین بار بود رسیتال موسیقی داشت. دوست داشتم بهش یک هدیه بدم. هفتهی قبل که برده بودمش تئاتر خیلی خوشش اومده بود. اینطوری شد که بلیت این تئاتر رو براش به عنوان هدیه خریدم، عوامل زیادی روی […] ...
بالاخره شد 😭😭 برای این شد، باید چشمت خیس بشه... خدایا ممنونم ازت.. ممنونم که مهربونی ...
این چند روز اینقدر مامان غرو نق زده داریم دیوونه میشم من هرچند دقیقه یه بار برای ساکت شدنش میگم حرف نزن، حرف نزن، حرف نزن خب مامان عصبانی میشه باز بیشتر غر می زنه بذار خبر مرگم نیم ساعت تنها باشم ساکت باشین می خوام تو خودم باشم.. از آدمی که مدام حرف می زنه مدام تذکر میده بدم میااااااد اینقدر رو اعصا ...
خوب خدا رو شکر در حال بهبود لاک پشتی هستم بنظرم خیلی مرموزانه کرونا گرفتم چون تلفیقی از همه بیماریهای تنفسی و گوارشی بود اما ایندفعه جدی تر گرفتم به توصیه دوستان عزیزمجازی هم گوش دادم از غرغره مرتب آب نمک رقیق گرفته تا مصرف مرتب پودر پوست انار خشک شده و غرغره با آب جوشیده پوست انار که الحق کمتر از ...
تمام روز منتظر شبم.وقتیکه شب میشه نمیخوابم ...
سلام! صبحت به خیر. امروز حالت چهطوره؟ من؟ من... نمیدونم. شب خواب بدی دیدم. نه، چیز مهمی نبود. لااقل فکر میکنم که نبود، خیلی یادم نیست. صبحانه چی میخوری؟ میخوام نون در بیارم. سنگک بهتره یا تافتون؟ نون و پنیر و سبزی میخوای؟ سبزی زیاد دارم. نمیشه که، یه چیزی بخور. مگه نمیدونی صبحانه مهمترین و ...
من با چیزهایی حرف میزنم که جواب نمیدن. با کبوتری که روی درخت نارنج حیاط لونه درست کرده، با گیاه پشت پنجرهی اتاق داداش که وقتی میره سفر بهش آب میدم، با اون ابری که انگار توی آسمون به اون بزرگی تنهای تنها بود، با خاطرات تو وقتی که هنوز دوستم داشتی. یهزمانی بود که مینوشتم. الان؟ الان وقتی سعی می ...
خرید کردن یکی از سختترین کارها برای من هست. یا اصلا دقت نمیکنم و همینطوری میخرم یا اگه دقت کنم خرید اصلا نمیکنم و روی از چیزی ایراد میگیرم تا به چیزی برسم که دیگه درست و حسابی مورد پسندم باشه. البته برای خیلیها مخصوصا خانمها خرید کردن خیلی کار لذت بخشی هست و نه اینکه برای من لذت بخش نیست، فقط ...