بالاخره امروز قبول کردم سرماخورده ام.چرا قبول نمی کردم؟ چون به نظرم خیلی ضایع می آمد که در حالیکه پاییز درست و حسابی شروع نشده، است، من درست و حسابی سرما خورده باشم. سرماخورده ام و مجبور شده ام بخاری را روشن کنم.غصه ام این است که اگر همین بخاری را بجای دیشب، سه شب پیش روشن می کردم الان در این وضعیت ...
دیروز خودم تو خونه موهامو رنگ کردم ؛ اولش اصلا خوشم نیومد چون بیشتر از اینکه شکلاتی تیره بشه رنگ بلوند و عسلی شده بود ... الان همه میگن قشنگه ولی ته دل خودم راضی نیست دوست دارم برم گونه و لب بالاییمو فیلر بزنم اما نمیدونم هزینه ش چه قدر میشه ... احتمالا زیاد نمیرم چون پولشو ندارم و اجازشم ندارم ... ...
بنام رب کریم ساعت ۶ صبحه و من باید بچه ها رو برای رفتن به مدرسه آماده کنم🤧 انگار که بخوام کوه بکَنم، خیلییی کار سختیه بچه رو از خواب ناز بیدار کنی و غرغراشو تحمل کنی و درحالیکه اشتها نداره چیزی بخوره و بنابراین انرژی نداره، مجبور باشه حاضر شه و بره تازه فکر کن مشقاشم مونده باشه و بخواد این وسطا مشقم ...
منم و شب و هجوم افکار مگه قبلا نگذشته؟ چرا گذشته دیگه باید صبور باشی جانم صبور باش دیگه خدا به چه زبونی باید بهت بفهمونه توکل کردن رو تمرین کنی هان توکل کن من شکرگزار باش من استوار باش من دادرسی جز حودش مگه سراغ داری خودش بهترین رو میزاره جلوت این وسطهای هم هر چقدر صخره سنگ و سنگریزه باشه برای پاک ش ...
نشسته بودیم توی درکه، کنار رود، هندزفری سفیده رو درآوردی گفتی موزیک گوش کنیم؟ راستیه رو گذاشتی تو گوش خودت، چپی رو گذاشتی تو گوش من. موزیک مخصوص خودمون رو پلی کردی "روزبه بمانی - اتفاق" همونی که میگه "برو به هر کی که پرسید چرا باهامی، بگو خدامی..." یکم که گذشت سرت رو چسبوندی به سرم و تکیه دادی به شو ...
با هزار بدبختی امروز زود بیدار شدم که حداقل یک روز در هفته دیر نکرده باشم برای رفتن سرکار.بعد تا در پارکینگ را باز کردم یک پراید را دیدم که جلوی پازکینگ پارک شده بود و من نمی دانستم متعلق به کدام واحد کوفتی است.بصورت رندوم یکی، دو تا واحد را زنگ زدم که یکی جواب نداد و دیگری که یک خانم میانسال با موه ...
بسم الله پسر ساعت ۹ خوابوندم و تا الان جلوی لپ تاپ بودم... ۱۱ تا دانش آموز دارم تو پایه های اول و دوم. راستش دو پایه بودنشون توی کلاس اصلا اذیتم نمیکنه.. بیشترین چیزی که وقت ازم میگیره اینکه باید هر شب واسه دوتا کلاس برنامه ریزی و طرح درس بنويسم پایه اول و دوم محتوای درسی آسونی داره اینجوریه که م ...
به خانم دکتر گفتم میشه از تراس خودمو پرت کنم پایین؟ گفت آره. خانم دکتر بهم گفت یه دختری داره برای کنکور ارشد میخونه، میخوای با هم همگام بشین و با هم درس بخونید؟ بی درنگ گفتم نه. گفت چرا؟ گفتم میترسم از وابستگی... میترسم... همین الانشم وابسته خیلیام که خودشونم نمیدونن. گفتم اینو... ولی نه با صدای بلن ...
سلام . این چند وقت دل درد خیلی شدیدی تحمل میکنم . بعضی روزا آروم ترم ولی بعضی روزا امونمو میبره درحدی که فقط دراز میکشم و از دل درد جدی جدی به خودم می پیچم ... هنوزم کار پیدا نکردم و یه آدم بیکار و علاف تو خونه روزام میگذرونم . وقتی میبینم همه چی اینقدر داره گرون میشه غصه م میگیره دلم درد میگیره رنگ ...
خب تکلیف امسالم هم مشخصه. یک روز کلا مدرسه میرم و بقیهی روزا رو توی اداره مشغول به کارم. حقیقتا خودم هم خیلی دل خوشی از اداره ندارم ولی به خاطر ادامه تحصیلم مجبورم که این کار رو انجام بدم. هنوز هم معتقدم که قضیهی ادامه تحصیل برای آدمی مثل من که خیلی نمیتونه چند تا موضوع رو با همدیگه مدیریت کنه ...