سالهاست به کوچینگ علاقهمند هستم ولی کاری براش نمیکنم، شاید چون میترسم، حتی بعد از گرفتن لیسانس روانشناسی با خودم گفتم بزارم بعد از فوقلیسانس و الان آخرای فوقلیسانس دارم با خودم میگم شاید بهتره بعد از دکتری انجامش بدم، فهمیدم دو لوپ کمالگرایی گرفتار […] ...
نصف شبی اومده میگه توی بیابون یه چیز عجیب دیدم یه پیر زنه که لباس قدیمی تنش بود و برعکس راه می رفت 😐😐 الان باید بیای این سوال رو بپرسی.. من از این مدل سوال ها می ترسم چون رسم قبول دارم جن و اجنه و شیاطین هستن.. رفتم زیر پتوم ( مثلا مخفی گاه) قلبم تند تند می زنه 😐 واقعا شب جای تعریف کردن این چیزا نیس ...
اولا که صبج دوباره دیر بیدار شدم.اصلا سیستم بیدار باش مغز من از وقتی که پزشکیان اعلام کرد پیشنهاد داده است ادارات ساعت نه شروع به کار کنند، به هم ریخته تر شده است و نمی دانم اگر پیشنهادش رد شود چه کنم؟ اینکه دیر بیدار شدم را گفتم.این را هم بگویم که در مسیر رفتن به اداره، پشت سر آقایی بودم که داشت با ...
گفت دانایی که: گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر! لاجرم جاری است پیکاری سترگ روز و شب، مابین این انسان و گرگ زور بازو چاره ی این گرگ نیست صاحب اندیشه داند چاره چیست ای بسا انسان رنجور پریش سخت پیچیده گلوی گرگ خویش وی بسا زور آفرین مرد دلیر هست در چنگال گرگ خود اسیر هر که گرگش را در اندازد به خا ...
سال ۱۴۰۴ عزیزم الان حدودا شیش ماه ازت گذشته بدجوووووری داری باهام بداخلاقی میکنی لعنتی . این رسمش نبود ... نمیدونم حکمت این ماجرا چی بود که خداوند منو تو این مسیر گذاشت ، شاید میخواست یه چیزایی رو بهم ثابت کنه شاید میخواست بگه آبجی ،، انقد تو مسیری که دلت میخواد باشی پافشاری نکن اونجا بگایی ها.. و د ...
Dear Grey, now I'm proud to state that my harry potter era is finally over. After listening to all audio books and watching all movies + 3 fantastic beasts movies and also listening to the cursed child, I'm pretty sure that there's absolutely no more new harry potter content for me left to watch nor ...
بنام علیم من به سختی پست پاک میکنم ولی پست قبلی رو واقعاً دوست داشتم پاک کنم. خداوند خودش علیمه به بندههاش، میدونه که من دیگه خودمم به زور حمل میکنم چه برسه به یه طفلکی دیگه رو .. خلاصه امروز و در اولین روز آرامش با اینکه کمردرد دارم از ولو شدن روی تخت و با گوشی مشغول شدن دارم لذت میبرم 🙂↕️ خد ...
پنج شنبه ( چهارماه وده روز) یه پسر نوجوان یک شنبه هم سال یه پسر جوان توی این چند ماه ما فقط رخت سیاه دیدیم و عزاداری و بالاخره قراره یه عروسی بشه بعد از چندین مااااه😍 اینجا مراسم زیاد می گیرن به جز ختم، هفته، پانزدهم، چهلم، چهارماه و ده روز و سال امیدوارم عزیزهای همه سالم باشن و آهنگ شادمانی بپیچه ت ...
امروز داشتم فکر میکردم به عنوان آخرین فیلم تابستان امسال چه فیلمی رو ببینم، سایتها رو بالا و پایین میکردم ولی بدون نتیجه، تا اینکه لیلی اومد نشست کنارم و از ذهنم گذشت چی میشه اگر برای چهل و چهارمین بار فارست گامپ رو با […] ...
یکی جایی خواندم که برای تحمل زندگی در زمان هایی که تحمل ناپذیر به نظر می رسد یک تکنیک وجود دارد و آن پیدا کردن یک اتفاق قشنگ و تکرار و به یادآوردن آن در ذهن تا شب است.این اتفاق قشنگ می تواتد دیدن خورشید، آسمان، طبیعت، یک آدم باشرف و یا شنیدن یک موزیک خوب، میومیوی پیشی،جیک جیک پرنده، خنده بچه و یا هر ...