سلام ؛ از فردا باز جستجوی مقاله برای پایان نامه شروع میشه ؛ من تنبل این دو روز همش بیکار بودم . یه پنج شنبه و جمعه ی از دست رفته و عذاب وجدان 😶 امروز قرمزی چشام کامل خوب شده. امروز فیلم بی وفا رو دیدم داستان یه زوج بود که زندگیه خوبی داشتن اما رابطه ی عاطفی شون کمرنگ شده بود بچه داشتن شوهره آدم کاری ...
این هفته هم گذشت، ولی عجب گذشتنی شد. روز آخری که شرکت بودم قرار بود برای مدیرعامل نسخهی MVP اپلیکیشنی که نوشته بودم رو دمو کنم، ولی تو دفتر خودش کار نکرد، بعد آوردمش تو دفتر خودم، اونجا هم کار نکرد، بعد بردمش دفتر یکی […] ...
خاکستری عزیزم، مدت زیادی از وقتی که برات نوشتم می گذره. اینقدر درگیری های زیادی دارم که حتی فراموش کرده بودم قالب وبلاگم چیه! وقتی که حرفهای بیشتری برای گفتن دارم زبانم کوتاه تر میشه. سختی های رشته خیلی زیاد شده. این ترم دارم بیشتر از گذشته درس می خونم ولی بازم کمه. در واقع زندگیم به یه روتین بخون، ...
شمارتو پاک کردم! ... خیلی یهویی گفتمش نه؟ یا خیلی فکر کنم یهویی این کار رو کردم نه؟ مثلا اول باید اون قلب بنفش رو ازش برمیداشتم بعد اون "جانم" آخرش رو برمیداشتم، بعد اسمتو پاک میکردم فامیلیتو با یه "خانم" اولش مینوشتم و بعدش پاک میکردم! هووم... اینطوری هم میشد. ولی خلاصه پاک کردمش... وقتی قرار نیست ...
دیگه فکر میکنم وارد سال پنجم شدم که آرش رو از نزدیک ندیدم. یکی از مهمترین بدیهای مهاجرت برای کسانی که موندن همین دوریهاست. ارتباطات خلاصه میشه به گوگلمیت و …، درحالیکه قبلا تو خیابون قدم میزدیم، با هم سفر میرفتیم، پای تخته توی شرکت […] ...
امروز صبح دوستمو دیدم ؛ دو ساعتی باهم بودیم. این دو ساعت سعی کردم کمتر غم و غصه بخورم ، الکی نشون دادم شادم و خندیدم. خیلی هم خندیدم اما هیچ کدوم واقعی نبود . دوستم بهم گفت از دفعه های قبلی خیلی لاغر تر شدم ؛ گفت برای گودی زیر چشام واقعا فیلر نیاز دارم چون خیلی غمگین به نظر میام . گفت چه قدر حالت چش ...
چنان سردردی گرفتم اون سرش ناپیدا ودرجهت انتقام دوبار رفتم رو لباس اونی که اعصابمو خورد کرد تف کردم اومدم 😬👹 شاید اعصابم آرروم بشه بابا چند روزه عصر میره باغ شب مونه در جهت نگهبانی دزد زیاده نمیشه کاری کرد... اگه غول چراغ جادو اینجا بود ومیگفت سه تا آرزو کن قطعا یکی از اون سه تا این بودکه قدرتی بهم ب ...
بسم الله امشب برای تولد همسر کیک شیر داغ درست کردم...البته باهمدیگه...تخم مرغ ها رو دادم همسر هم بزنه خودمم آرد و الک کردم بعدم نصف مواد کیک داخل سرخ کن گذاشتم نصفشو تو قابلمه میخواستم مقایسه اشون کنم کدوم بهتر از اب درمیاد....این وسط مسطا پسر روغن ها رو ریخت مجبورم فردا اشپزخونه رو بشورم...همه و ...
بنام رب کریم از این ناراحتم که چرا نتونستم یه رازی رو پنهان نگه دارم عین احمق ها انتقال دادم یکی قراره بیاد خونمون درحالیکه به اون ادمم هیچ ربطی نداشت و هزارتا بهانه دیگه میشد جور کنم برای نرفتن عدل رازمو گفتم و اشتباه بعدی مامانم که می پرسه مادر من، اگه میخواستم که خودم بهت میگفتم، نگفتم یعنی نمیخو ...
از آخرین اطلاعیه منتشر شده در بلاگ بیان حدود ۴ سال میگذرد و بلاگفا هم سالهاست که همان که بود را نگهداری میکند و رزبلاگ هم که از همهی اینها فعالتر بود هر از چندگاهی بروزرسانی مختصری منتشر میکند اما تقریبا همان سرویس است که سالها منتشر شد و تنها ظاهرش بعضی مواقع تغییر میکند. هر روز در بلاگ ب ...