فضای مجازی واقعا داره به فنامون میده، طوری که امکان فکر کردن رو ازمون گرفته.سرِ ماجرای این انیمیشنِ 19 دقیقه ای که اسکار گرفت، خیلی سریع رگباری از نظرات مثبت و منفی منتشر شد. یک عده از مذهبی ها که می گفتند انیمیشن خیلی خوب بوده و فقط حاشیه ها مثل بی حجاب رفتن اون خانم برای جایزه گرفتن و بی ادبی شوهر ...
من فکر میکردم فقط حالِ خودم بده! نگو مصطفی هم حالش خیلی بد بود. اینکه چطور آشتی کردیم رو در پینوشت نوشتم. اما اینکه چطور با قهر و آشتی کردن، باخت ندادم و تازه بُرد هم کردم، میخوام در موردش بنویسم. اولش مجبورم یه ذره تئوری قضیه رو توضیح بدم و ممکنه خسته بشید اما صبور باشید. چون اینا، اکتشافات مهم ...
هرباری که با محمدرضا صحبت می کردیم ، بعید بود از عشقش نسبت به وبلاگ حرفه نزنه. همیشه دنبال راهی بود که بتونه این فضا رو گرم تر کنه. بالاخره پستینا راه اندازی شد و میخواد تبدیل بشه به یک آرشیو کاملی از پست های مفید وبلاگ ! مهم نیست وبلاگ شما روی چه پلتفرم و سایتی باشه . میتونید توی ربات پستینا بصورت ...
از سال ۱۴۰۱ نوشتن روزمرگی هامو توی تلگرام شروع کردم، اما کانالی که در حال حاضر دارم پر شده از آدمای آشنایی که حس امنیت و ازم سلب میکنن... اگه تمایل دارید میتونید توی کانال جدید تلگرامیم جوین بشید :) همینطور ممنون میشم به بقیه هم معرفی کنید... Join ...
من در مورد آ.ج اینجا زیاد نوشتم، بیشتر هم در مورد رفتارهای بدش و ... اما این چیزی که میخوام بگم رو ، که البته به خودش هم گفتم، اگر انکار نکنه... که میدونم مثل همیشه خواهد کرد... برای من خیلی مهمه... آ.ج تا دلتون بخواد منو شکنجه و آزار و اذیت و تحقیر و تهدید کرد و اینم بگم که من آگاه بودم به همه ی ای ...
از اونجا که دویدن های این روزهام دود شد و رفت هوا، صبح از خونه زدم بیرون. که هوا بخورم و بخشی از ماجراهای دیشب رو حل کنم. اما مورد تهاجم قرار گرفتم. حالا با چشمهای ورم کرده از گریه دیشب به ماجراهایی که از سر گذروندم میخندم و منتظرم نوشیدنیمو برام بیارن. گفته بودم که انقدر آسه میرم آسه میام که به ندر ...
نمیدونم این بیمارستان چی داشت که رویا اومد سراغم ... رویا! چیزیکه خیلی وقت بود فراموشش کرده بودم ... بچه که بودم ینی از چهار سالگی احتمالا؛ هرچیو که دوس داشتم تو رویا تصورش میکردم ... هرچی ... هیچ مرزی نداشت چون مال خودم بود؛ دنیای خودم بود چرا باید مرز میداشت؟ اصلا کسی نمیفهمیدش که بخواد بذارتش رو ...
مرزگذاری به این معنی نیست که؛ سرم داد نزن ! مزاحم کارم نشو ! یا در مورد ظاهر و بدنم نظر نده ! مرزگذاری یعنی؛ اگه صدات رو بلند کنی، من اتاق رو ترک میکنم. اگر موقع کار مزاحمم بشی، من بهت جواب نمیدم! اگر در مورد ظاهر و بدنم مدام نظر منفی بدی، من دیگه به دیدنت نمیام. ✅️مرزگذاری صحیح با پیامد رفتاری ...
یه روز اسفند ماهی بهاری به قول اون نوشته که اسفند موقع استراحته نه بدو بدو 😁🙈 با آغوش باز توصیهشو پذیرفتم😇 همه کار خونه رو گذاشتم و وقتم رو گذاشتم برای عملکردن به قولم شاد کردن بچهها... یه اتوبوس نو و بزرگ و خلوت یه اتوبان خلوت یه روز تعطیل و یه شهربازی که منتظره تا دوتا جوجهها رو تو قلب خودش شاد ...
بعد از خداحفظی رمانتیک دیشب، حالا من هستم. دیشب به آقای ح تاکید کردم اگر این جا را پیدا کند، حتماً کلهاش را میکنم. گفت که نه راهی نیست پیدایش کنم. حالا خودمانیم، پیدایش هم کند چیزی نمیشود اکنون او غریبه است و مهم نیست من چه چیزی میگویم. احساسم را نمیتوانم پیدا کنم. نمیتوانم بفهمم ناراحتم یا نه ...