خاکستری عزیزم، شاید یه زمانی با خودم میگفتم من کنکور رو شکست دادم و گذشته رو جبران کردم ولی الان با خودم میگم واقعا شکست دادم؟ خودم رو لایق تر از بعضی ها می دونم و به این فکر می کنم که من باید باید سال اول قبول میشدم مثل اونها و حتی بهتر از اونها ولی می دونی که تقصیر خودمه و دارم تاوانش رو میدم. من ...
دیشب خیلی دلم هوس پیتزا کرده بود، داشتم بلند بلند فکر میکردم که دیدم مصطفی هم اومد بالای سرم و گفت دایی منم دلم خیلی میخواد، ساعت نزدیک ۱۱ شب بود، تصمیم گرفتیم اینترنتی بخریم ولی درگاه پرداخت کار نمیکرد، به نظرم احمقانه بود، کسی […] ...
خیلی دوس دارم بنویسم اما انگاری خجالتی شدم رفتم تو خودم شایدم حس بی اعتمادی و ناامنیم اومده بالا مث قبلا نیستم که راحت بنویسمو حس خوب بگیرم حس میکنم یکی منتظره یه چیزی بنویسم بیاد علیهم شورش کنه!!! حسم خنده داره اما حسمه حس اینکه همه برام بد میخوان من تنها موندم همش مشکل ایجاد میشه و همه باهام جنگ د ...
زوج جوان میز کناریمان یک پسربچه داشتند که مدام سر و صدا میکرد و یک دقیقه هم آرام نمیگرفت. مادر از کیفش یک کتاب داستان درآورد و جلوی بچه گذاشت. بچه شروع به ورق زدن کرد. بعد یکدفعه با ذوق گفت: «ئه خارپشت!» و شروع کرد به داد زدن: «آهااااای خارپشته! آهاااای خارپشته» تا اینجای کار ایرادی ندارد، بچه اس ...
پادکست شادی جدید هر روز صبح حوالی ساعت 9 از کستباکس🌱 دگرگونی سبک زندگی یعنی چه؟تغییر واقعی در سبک زندگی، فقط یک تغییر ظاهری نیست. این مسیر نیازمند زمان، صبر، شفقت به خود، حمایت اطرافیان، تلاش مستمر و البته شجاعت درونی است.کلمه کلیدی این مطلب: تغییر سبک زندگی🔁 دیگران فقط ظاهر تغییر را میبینندبرای اط ...
فکر میکنم کمتر کسی باشه که عشق اولی که بهش نرسیده باشه، نداشته باشه! دیشب خواب قشنگی دیدم. دیدمش. شاید تو سنی خیلی قبل تر از وقتی بود که دیده بودمش. وقتی منو دید اومد نزدیکم. میتونستم از نگاهش بخونم ازم خوشش اومده. میخواست اینو بهم بگه. دستمو گرفت و همراه خودش کشید. به سمت یه ابشار خیلی قشنگ رفت. هم ...
امروز نزدیک ۳ میلیون سرم کلاه رفت و تقریبا همین روز اول ماه کفگیرمان خورد به ته دیگ و بی پول شدیم.. جدا از اعصاب خردی که داشت حالا باید تا آخر ماه حواسم به خرج و مخارج باشه که نکنه پول کم بیارم حالا این درس عبرتی بشه برام که یه دفعه ای و بدون فکر و سوال کردن از چند جا جیرینگی کارت نکشم دیگه اینجا نم ...
دیگر برای خودم یک پارچه رویا رویایی شدهام. به موزِ کال و خاویار و کرهشور هم بسنده نمیکنم. همه زندگیم شده رویا و پاهایم به ندرت روی زمین سفت خدا مینشیند. از صبح که چشم باز میکنم پا به دنیای رویا میگذارم و تا شب که بخوابم هفت عالم آنجا را سیر کردهام. رویای روز دفاعم را میبینم، سفرهای نرفتهام ر ...
هنوز کمی مضطربم و نتونستم به خانواده بگم چقدر بهم فشار اومد سر این بحث بیخود. فکر نمیکنم درک هم کنن. از نظر اونا لوس بودنه ولی خودم که در موقعیت قرار میگیرم میدونم چقدر سرتاسر استرس میشم. اصلا بحث من نبود و حتی اون دوتا اصل کاری که کاری نداشتن و بیخیال بودن. واقعا مستاصلم. تاب آوریم در بعضی موقعیت ...
از صبح گفتم حالم خوب نیست. توی مدرسه بحث بزرگی شد، بین معاون و مدیر. من هم نشسته بودم کنار همکارم، گفت حالم داره بد میشه، دستشو گرفتم و دید دست من یخ کرده. گفتم حال من بدتره. تا تونستم زدم از دفتر بیرون و رفتم توی سرویس بهداشتی از شدت فشار گریهم گرفت. این همکارم که میدونست حالم بد شده اومد دنبالم، ...