چرا سئوی عالی هم باعث دیده شدن مقاله هات نمیشهسرتو کردی تو ابزارای سئو، مقاله نوشتی، کلمه کلیدی گذاشتی، تایتل بهینه ساختی...ولی بازم ورودی نداری.چرا؟ چون فقط «سئو» کافی نیست.یه عامل پنهان هست که خیلیا بهش توجه نمیکنن: لحن.۱. گوگل فقط ساختار نمیفهمه، رفتار کاربر رو هم میفهمهوادم ها توصت گوگلیعنی چ ...
چقدر بیان خلوت است، چقدر همه جا سوتوکور است، انگار ما آخرین بازماندگان یک جنگ طولانی هستیم. دیگر ستارهای روشن نمیشود، دیگر کسی روزانه نمینویسد، از حال خودش نمیگوید و حال ما را هم نمیپرسد، دیگر کسی قصه نمیگوید، خیال نمیبافد، شعر نمیخواند، از تاریخ و جغرافیا نمیگوید. چهار گوشهی خانهی بیان ...
دیروز افتاده بودم به فال حافظ هی میگفت به اون توبه کردهه بگید پشیمون میشی ها برگرد یا میگفت وقت کمه گاهی هم ناامید میشد از برگشتن طرف میگفت باشه برو دل بشکن و از این حرفها بعد رفتیم دانشگاه تهران طبق تخمین میم، ده دوازده هزار نفری آمده بودند، من البته نظری ندارم لحظاتی رسید که حضوری را به چشم می دید ...
سلام:)چند وقت پیش داشتم با یکی از دوستای قدیمی دوران بچگیم صحبت میکردم که متاسفانه خبردار شدم،از همسرش طلاق گرفته.اونم درست چندماه بعد عقد و در شب عروسیش همهچیز بهم خورده!وقتی علتش رو پرسیدم شروع کرد به لیست کردن ویژگیهای اخلاقی منفی این آقا و ابراز پشیمونی میکرد از انتخابی که انجام داده،میگفت گول ...
اوه چقد ننوشتم هم سرم شلوغ بود هم نا نداشتم هم اعصاب ....چنان پاچه گیری بودم که قبل از اینکه هر کی میخواست چیزی بگه اخطار میدادم من خطرناکم لطفا فاصله خود را حفظ نمایید 🤣 رفتم دکتر قشنگ من رو انگار از مطب انداخت بیرون که بروووووو این گردن باید سریع عمل بشه اینقد محکم گفت من یادم رفت که من که گردنم د ...
خانهای که در آن دختر نباشد، خانهای است خالی از یک زبان سخنگو، خالی از نوازشهای نرم و خالص، خالی از عطر محبتِ بیدریغ . پدر و مادری که پسر دارند اما دختر ندارند، گویی بخشی از جانشان را کم دارند؛ بخشی که هیچ پول و هیچ مقام و هیچ موفقیتی جای آن را پر نمیکند . پدرم، که اکنون در آسمانهاست، میگفت: « ...
میدونی دستاورد این بحث های چند روزم چی بود؟ راست میگن از دل سیاهی هام روشنی هست.. دستاورد این بود که تمام تلاشم رو میکنم هیچوقت عزت آدما اختیار و کرامت نفس آدما رو زیر سوال نبرم... هیچوقت کسی رو سرزنش نکنم..هیچوقت نگاه بالا به پایین نداشته باشم چون خیلی درد داشت خیلی درد داشت. نمیخوام این درد از سم ...
دیشب خیلی اتفاقی زد به سرم که برم سینما، چند روز پیش دیدم بچهها دربارهی یک فیلم ایرانی در حال اکران صحبت میکنند، «پیرپسر»، یک فیلم خیلی بلند سه ساعته، خلاصه بلیت خریدیم و راه افتادیم. بعد از خرید چُسِفیل، شما بهش چی میگید؟ همون! […] ...
نمی دونم چرا حس و حال نوشتن ندارم. بزودی (تقریبا دو هفته دیگه) اثاث کشی دارم و میرم ایالت جدید تا دوره پست داک (پسادکترا) رو شروع کنم. ایالت ما.سا.چوست قراره بشه خونه ی جدیدم. اونجا خونه اجاره کردم و کاراشو انجام دادم. خونه ها اونجا گرون تر از را.چستر هست. قراره تا اونجا رانندگی کنم. حدود پنج شش ساع ...
با دوستم به اداره کل آمدهام، مانتوی من کوتاه است و دم در منتظرش نشستهام. چند دقیقه پیش رستوران کنار اداره کل، رستوران را باز کرد و آب معدنی آورد گفت بیا داخل رستوران بنشین، هوا گرم است. حقیقتاً هوا آن قدر گرم بود که رفتم داخل رستوران نشستم. چند دقیقه بعد حس کردم بهتر است توی رستوران نباشم. مرد حرف ...