اسم روز ۲۸ مهر رو انتخاب کنین به بهترین اسم جایزه میدیم متن رو من ننوشته ام. آقارضا همکلاسی معصومه خانم بود. هردوکامپیوتر میخواندند. معصومه از درسخوانهای کلاس بود؛فعال وپرانرژی وعاشق کارهای فرهنگی ومذهبی. همکلاسی لبنانی پایدلش پیش دختر مذهبی ایرانی گیرکرد. معصومه کم خواستگار نداشت.به خاطر جا ...
هر موقع که قرار باشه با این خواهرم تنها بمونم خونه، واقعا از مرخصی گرفتن پشیمون میشم. بیمسئولیت، متوقع و طلبکاره باز بحثم شد باهاش. فکر میکنه فقط خودش وجود داره و جالبه برام که اصلا بقیه براش موضوعیت ندارن. یک هفته و نیمه دارم غذا درست میکنم هیچی نگفتم، دو روز غذا درست کرده و ظرف شسته برای من قیاف ...
(مهدیار): تا حالا دیدین مار بعد از «پوستاندازی» کبوتر بشه؟ 🐍🕊️ (@mahdiyartian) تا حالا دیدین گرگزاده، بره بشه؟🐑🐺(@mahdiyartian) ...
بسم الله این خانمی که عکس رو میبینید خاله ریزه کلاسمه همسر رو که میبینه میگه خانوم بابات اومده دنبالت😁 هرچی بهش میگم نه عزیزم بابای پسرمه نه بابای من متوجه نمیشه تو این عکس سرکار خانم مثل هر روز همیشه و هر زنگ قهرن، چون مداد دوستش رو گرفته و پس نمیده... و دربرابر دوستش که مدادشو به زور گرفته گفته ...
باید مختصر بنویسم چون دوستان اعتراض داشتند چرا طولانی مینویسی :) بریم برای مختصر: یک. کمردردم خوب شد. چند تا حرکت ورزش اصلاحی انجام دادم. از چهارشنبه دارم هر روز یا شب انجام میدم. دو. پنجشنبه و جمعه با حضرت پدر و دخترام رفتیم بروجرد. آقاجانم و مامانزهرا و خاله و عمو و عارفه جانم و نازنین ...
عجیبترین چیز بزرگسالی که خود زندگی نمیذاره زندگیت رو بکنی. انقد کار، انقد مشکل، انقد دوییدن، همهش برای اینکه بتونی یکی دو روز آروم بشینی و زندگی کنی. ...
ژاپنیها سنتی باستانی دارند به نام حمام جنگل؛ غوطهوری در جنگل با تمام حواس.#جنگل_لفور Video is too big ...
1. واحدی که واردش شده ام واحد خطرناکی است و اطلاعات جالبی رد و بدل می شود و با توجه به اینکه من فعلا پست سازمانی دارم به ناجار دسترسی به تمام اطلاعات و سامانه ها به من داده شده دست اما خوب من ادم کنجکاوی نیستم و کاری به کار کسی ندارم.تا اینکه امروز دیدم از بالا به آمحسن دستور داده اند برای یک آدم کل ...
مُچگیری به کارگردانیِ دارن آرونوفسکی تا به امروز به باورِ من بهترین ساختهی او است. فیلمی که ادعای فلسفه ندارد و برای سینما قصّهگویی میکند. گرچه ناخودآگاه به سمتِ گای ریچی و اندامِ سینمایی او کِشِش پیدا کرده امّا این «قاپ زنی» شکلی از واقعیتِ اِنکارناپذیرِ سینمای گنگستری در آمریکا است. با آنکه ت ...
تو از سگ میترسیدی! بزرگ و کوچیک فرقی نداشت! جیغ میکشیدی میرفتی پشت من قایم میشدی! یا بازومو محکم میچسبیدی! از این رفتارت خیلی خوشم میومد! ناز بودی و نازتر میشدی! بعضی وقتا این بهم حس قدرت میداد! که تونستم یه سنگر باشم برات. بهم این حس رو القا میکردی که انگار روم حساب میکنی و من میتونم مردِ تو باشم. ...