تا گلی بر سر ایوان تو پژمرد و فرو ریخت شبنمی غمزده از گوشه ی چشمان من آویخت.. ...
در بازار درب و داغان جوانرود یک پارچه چشمم را گرفت و بعد از یکی دو بار بالا رفتن از آن خیابان بالاخره عقلم را دست دلم دادم و با پرداخت مبلغ هنگفتی پول پارچه را خریدم.اماپ، بدبختی آن بود که پارچه بجای اینکه سه متر باشد،چهاز متر بود و چون ته تاقه بود و یک متر به درد فروشنده نمی خورد با تخفیف خوبی آن ی ...
خودمو گول میزدم و میگفتم توی تاریکی نشستن باعث تمرکز میشه. خودم و ناراحتیامو پشت این دروغ قایم کرده بودم. اما حالا که این ناراحتیها رو رها کردم، عصر پاشدم رفتم لامپ فروشی و بزرگترین لامپی که داشت رو برای اتاقم خریدم. بیشترین نور. تونستم اون فلشی که گم کرده بودم رو ببینم. تونستم نتهای ویولن رو واضح ...
سلام. امیدوارم حالت خوب باشد..خوب شده باشد یعنی این دومین باری است که برای تو نامه می نویسم. دفعه اول را آن پیرهن چهارخانه که جیب نداشت تنت بود و لابد گمش کردی. همانی را می گویم که توی آمفی تئاتر سالنی که بخاطر نقد و بررسی" رهش " جمع شده بودیم، بعد مراسم بچه به بغل آمدم توی دستت گذاشتم و تو هم خیل ...
سلام. امیدوارم حالت خوب باشد..خوب شده باشد یعنی تو یکی از سه تا رضای مهم زندگی من هستی. زندگی من؟ وجود من! با آن دوتای دیگر رابطه ام تقریبا دوطرفه بود. بنابراین الا و لابد باتو هم می باید دوطرفه اش می کردم این دومین باری است که برای تو نامه می نویسم. دفعه اول را آن پیرهن چهارخانه که جیب نداشت تنت ...
بسم الله بساط هر شب من و همسر بعد خوابیدن پسر همینه، پفیلا ، نوشیدنیگرم و فیلم ... + میدونم اصن با کلاس و هنری نیست و به بی سلیقه ترین حالت ممکنه تازه نصف پفیلا هم سوخته...اما این واقعی ترین تصویر مائه که بعد از یه روز کاری لش بشیم رو زمین و فیلم ببینیم. همسر هی التماس کنه یک قسمت دیگه من بگم دیگه ...
این متن را پارسال، همین روزها نوشتم. در فرودگاه مشهد، امیرخانی و زنش را دیدم. امام رضا برشگرداند 🤲🏽 ...
من اگر بشنوم مادری بعد از گذراندن دوران آلودگی هوا/مدارس مجازی، دچار فروپاشی روانی شده، هیچ تعجب نمیکنم. به همین دلیل برای خودم بالشتکهای محافظتیای طراحی کردهام که آسیبهای این دوران صعب کمتر بهم اصابت کند.یک. صبح که از خواب بیدار میشوم ابتدا رژ خیلی قرمز میزنم.این باعث میشود در نقش مدیر یک ش ...
دقیق چهار سال، و دقیق تر که هزار و چهارصد و شصت و یک روز، از گذر آرام تو از این صفحه، از گوشی همراهم، از خانه و شهرمان، از رویای آینده ای که نیامد و از باقی سرنوشتم می گذرد.فردایش، هزار و چهارصد و شصت روز پیش، قاره پیمودم که سحرگاه برسم بالای پیشانی ات و ببوسمت و بسپارمت به خاک مرطوب خزهبسته شهر با ...
به نظرم اگر اکران آنلاین بعضی از پلتفرمها رو بردارن، من خیلی از فیلمها رو نمیبینم. چون توی خونه نشستم و یهو بهم میگن فلان فیلم رو بخر ببینیم! چون توی خونه من فقط یک رای دارم و همیشه در این زمینه شکست میخورم مجبورم […] ...