نمیخوام بداخلاق باشم، یا کسی رو برنجونم. چون حساس هستم صبرم کمتر شده. نسبت به رفتارای رو اعصاب هرکس تحمل کمتری دارم. ذهنم میخواد فقط جواب سوالای مشخصشو بگیره و بره. نمیخواد دیتای جدید وارد بشه و تحلیل کنه. اون آدم اُوِرتینکینگ داره و سر همه چی پدرتو میخواد دربیاره. این آدم باید التماس کنی تا حرف بزن ...
تو به من دروغ گفتی ولی کاش می دونستی فقط خودت ضربه خوردی دروغ اینقدر بده که صورت آدمو زشت می کنه پوستت لک و سیاه میشه. وقتی حرفی داری مستقیم بگو دوس ندارم باهات حرف بزنم ازت حس خوبی نگرفتم و.. ولی دروغ نگو نترس از اینکه ناراحت بشه خیلی وقتا همین ناراحت شدنا مسیر پیشرفتش رو می سازه. من همیشه عادت دار ...
بسم الله امیدوارم امام زمان انقد زود ظهورش نزدیک باشه که پسر کودکی و نوجوانی و جوانی و پیریش تو زمان امام زمان باشه... که پسر روزای قبل از امام رو یادش نیاد و ما براش تعریف کنیم... ...
میخواستم توی یادداشت گوشیام بنویسم «خستهام»، دیدم آخرین یادداشتم بیست و شش روز قبلش این بوده: «خستهام...»یک «هنوز» به اول جمله اضافه کردم و صفحه را بستم. ...
چند روز پیش بود، زدیم شبکه نمایش. دیدیم به مناسبت شروع سال نو میلادی، سینمایی مردان آنجلس رو گذاشتند. فیلم از نیمه رد شده بود. از کجاش دیدیم؟ از اونجایی که اصحاب کهف از خواب بیدار میشن. احساس گرسنگی شدیدی میکنند و بعد ماکسیمیلیان برای تهیه نان به شهر میره. بعد خیلی طول میکشه تا متوجه بشه چه اتفاقی ...
کمتر از ده روز به امتحانات پایان ترم مونده. جدا به همین راحتی ترم اول تموم شد. دیگه داریم از ترمک بودن درمیاییم... خوابگاه تقریبا خالیه :) اتاق هشت نفره الان فقط در اختیاره دو نفره! البته بچه ها از هفته بعد کم کم پیداشون میشه.... از آخر هفته دیگه دوباره اتاق قراره شلوغ بشه. دلم براشون تنگ شده. از تر ...
امشب یه چیزی مثل پوتک خورد تو صورتم دقیقاً همون جایی که من برگشتم به بابام گفتم که تو هیچ کاری نداشتی من تو این بیست و هفت هشت سال زندگیم بکنم نداشتی چیز دیگهای برم یاد بگیرم و دقیقاً همون جا برگشت به من گفتش که خب میرفتی خوب میکردی کی جلوتو گرفته بود دقیقاً خودش جلومو گرفته بود گفته بودی برو درس ...
نقش بازیکردنهای من رسماً با ازدواج آغاز شد. هرکسی وقتی در جایی شروع میکند به «خودش نبودن» و گاهی آنقدر در نقش جدیدش خوب است و احساسات و فکر اصیلش را سرکوب میکند که خودش را آرام آرام از یاد میبرد. اینکه تصمیم بگیری خودت نباشی دلیل میخواهد. گاهی کسی برای بیشتر دیده شدن نقاب به صورت میزند. دی ...
خوابم میاد زیاد امشب. دوست دارم اما بنویسم تا هر جا که شد ___ تا پارسال، نمیدونم دقیقا کی ولی تا زمانی که لاغر بودم و همیشه سیر، این که میگفتن دخترا توی گرسنگی اعصاب ندارن رو متوجه نمیشدم. متاسفانه امسال ولی خوب متوجه میشم و تا زمانی که تمرکزم روی اینه که چی میخوام بخورم بهتره هیچکس باهام بحث نک ...
من با تو به چشم آمدم و هیچ نبودم چون سایه عدم بود سراپای وجودم بر غیرت من عیب مگیر ای همه خوبی وقتی که به اندازهی حُسن تو حسودم تقدیر من از بند تو آزاد شدن نیست دیدی که گشودی در و من پر نگشودم من "نغمهی نی" بودم و چون "مویهی عشاق" با آه درآمیخته شد، بود و نبودم یک عمر برای تو غزل گفتم و افسوس شعر ...