اینجانب به نام مستعار تهمتن از این پس اعلام میکنم تا هنگام انتشار پستی رسمی توسط ویرگول و توضیح علت حذف پست بعضی دوستان ، هیچگونه فعالیت نوشتاری در صفحه خود انجام نمیدهم و تا روشن شدن این قضیه کما اینکه سالیان سال هم طول بکشد منتظر میمانم. باشد که هیچگاه سانسور برایمان عادی نشود.فعلا بدرود 👋💛 ...
Forwarded From آرزوهای نجیب (:توی دورهی نظم و برنامهریزی قرار نیست یه نسخهی آماده و از پیش تعیینشده بدیم دست شرکتکنندهها. قراره بشینیم و یه بار برای همیشه باورها و دیدگاههامون رو دربارهی نظم و برنامهریزی بریزیم روی دایره و بررسیش کنیم. ببینیم اون پشتمشتهای ذهنمون چیه که نمیذاره برای هدف ...
22 بهمن شد و آخر این لامپ ما نرسید. مسأله از جایی آغاز شد که ناگهان خداوند باریتعالی روزیمان کرد آشتی با طبیعت را و خب دیدید که برای شروع سعی کردم میز را کمی به طبیعت نزدیک کنیم اما این میز نیازمند آفتابی برای تابیدن بود تا گیاهان از آن نور استفاده کنند و به حیات خویش ادامه دهند. پس از جستجوهایی م ...
امتحانات ترم تمام شد. همکلاسم اصرار داشت که چند روز دیگه آزمون جامع بدیم. محکم مخالفت کردم. از ۱۵ دی و حتی قبلتر، یعنی بیشتر از یک مااااه استرس امتحانات رو داشتم. در اصل، از خرداد ماه امسال، استرس زیادی متحمل شدم. ولی یکماه اخیر، شدت بیشتری داشت. چرا استرس؟ بهانه نمیخواد... توحید که ضعیف باشه، نت ...
مامان از بیرون که اومد، انگار همچین چیزی رو باورش نمیشه گفت: «تو هنوز خوابی؟ پا شو ببینم. هر وقت میآم تو این اتاق، یا خوابی یا دراز کشیدهی!» جواب ندادم. سرم رو بیشتر زیر پتو فرو کردم. دیشب فاطمه گفت: «تو تمرین کردی؟ ارائهت چند دقیقه شد؟» جواب دادم: «من تصمیم گرفتم فردا پاور رو درست کنم و بر ...
بچه گفت خواب دیدم رفتم ایران. جنگ است. همه مرده اند و من میدوم.من فکرش را نمیکردم که از یک ماه اخیر به جز قطعی اینترنت و اصرار بودن «آدمهای بد» به ماندن و عصبانی بودن مردم، بیشتر چیزی بداند. نگو که با قاپیدن یک جمله از اینجا و دو فعل از آنجا و چند نگاه دزدکی به گوشیها، چه با تفصیل و شرح، فهمیده... ...
Forwarded From دستخطبا اتکا به گوگل مپ مسیر را تغییر دادم و بچه را دیر به مدرسه رساندم. در راه برگشت حال تهوع و سرگیجه بود و بیلبوردهای سلام نظامی ارتش وفادار و این نوید که تا انقلاب مهدی ادامه دارند. وقتی رسیدم یک خرمای خشک زاهدی خوردم که بهتر شوم، حال تهوع شدیدتر شد. درها و پنجرهها را بستهام، ...
در اساطیر یونان، کاساندرا (Cassandra) توانِ پیشگویی آینده رو داشت، ولی در اثر نفرینِ آپولون، هیچکس حرفش رو باور نمیکرد. کاساندرا آینده رو میدید، اما دیگران در غلوزنجیرِ «حال» گیر کرده بودن و اون رو دیوانه میپنداشتن. ویلیام گیبسون هم یه جایی میگه: «آینده همین الان هم اینجاست، فقط به طور مساوی ...
غبار میمون فیلمِ آرش معیریان بدترین فیلمِ جشنواره است. سینمایی که سر و ته نداشتناش از سکانسهای ابتدایی که بیخود و بیجهت شلوغ هستند و به فیلم ربطی پیدا نمیکنند مشخص خواهد شد. اصلاًَ رابطهی میانِ بیاینا محمودی و پژمان بازغی، در فیلمنامه، تعریف نمیشود. این فیلم قرار بوده یک مینیسریال شود که این ...
هرچی زمان میگذره، کمتر حرف میزنم بیشتر توی خودم فرو میرم اونجا، سکوت باهام حرف میزنه... ادامه مطلب ...