پر از غُر هستم. راستش یکم قبل اومدم و ی عالمه از غر هامو نوشتم. غر نبود. ناله و شیون بود😂. ولی خب مثل همیشه با عنوان اینکه خب که چی و مثلا چی میخواد بشه همه رو پاک کردم. حس درماندگی در من غالبه و من به کنار ی بازی دارم رونده میشم. عنوانی در این روز ها برای خودم ندارم و مدتی هست ک باشگاه نرفتم و دلتن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

پادکست شادی جدید🌱 تغییر یهویی نمیاد که!و راستش اصلاً هم چیز بدی نیست… خیلی طبیعیه، خیلی انسانی‌ـه.ببین، تغییر کردن بیشتر شبیه یه سفره تا یه خط صاف.گاهی یه لحظه بهت الهام می‌شه، یه چیزی تو مغزت روشن می‌شه 💡، انگار همه‌چی رو فهمیدی…یه لحظه حس می‌کنی بیدار شدی، چشمات باز شدن!ولی خب چند روز بعد دوباره ه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

این متن صرفا از روی علاقه نوشته شده و ادامه دار خواهد بود. همیشه ساخت یک اساسین کرید با محوریت ایران رویای همه ی گیمر ها به ویژه گیمر های ایرانی بوده است.از آنجا که من هم یکی از طرفداران متعصب این اثر بوده ام حالا از قدرت نویسندگی خودم بهره برده و اثری قابل تعمل خلق کردم که با روایت یک دوره ی تاریخی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اين نوشته صرفا يك يادداشتِ چنددقيقه‌ای در يك نيمه‌شب نسبتا خنك بهاری‌ست. مثل هزاران شب ديگری كه چندخط میانِ پرانتز نوشته شد و پس از آن، صبح روز بعد، نقطه‌ای نشست به انتهای خط و همه‌چيز به روال گذشته‌اش برگشت.من هم نشسته‌ام تا با تيزیِ قلم اين پنج انگشتِ غمی كه به گلويم چنگ زده است، از خودم جدا كنم. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من عاشقم. عاشق نفس کشیدنم. عاشق اینم ک شبا بالشت رو بغل کنم و بخوابم. عاشق آسمون آبیم. عاشق نوازش های داغ خورشیدم. عاشق خودکار مشکیمم. عاشق موهای بافته ی مامانمم. عاشق چاییم. عاشق آهنگ های شکست عشقی طورم. عاشق اهنگ های هیدن حتی هستم. عاشق رنگ قهوه ای در کمدم. عاشق دار قالی ام. عاشق بگایی هام هستم. ع ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

آرزو، همون خواسته یا رویاییه که شاید با واقعیت و منطقِ زندگی خیلی جور درنیاد.اما همه‌ی چیزهای بزرگ، با یه آرزو شروع شدن. مثل ماجرای مورد علاقه‌ی من؛ یعنی داستان این دوتا برادر.اُرویل و ویلبر تعمیرکار بودن. توی یه مغازه‌ی کوچیک، دوچرخه‌های خراب رو درست می‌کردن. نه ثروتمند بودن، نه دانشمند، و نه حتی ت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

فقط اندکی دیگر مانده بود برسد که ناگهان احساس کرد به دیواری نامرئی خورده است. از رفتن باز ماند و به عقب کشیده شد. چند ثانیه زمان برد تا بفهمد که چه اتفاقی افتاده است. به زمین نگاه کرد. چرخ کوچکِ چمدانش بین میله‌های دریچه‌ای آهنین گیر کرده بود. صدایی از پشت سرش گفت: «عجله کردنت برای چیست!»درحالی که س ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اولین باره که یکی بهم میگه خواهرم و من ناراحت میشم😂😂😂😂😂من خواهر شما نیستم. ب من‌ نگو خواهرم😂😂😂😂😂😂😂من خواهرت نمیخوام باشم😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂اصلا میرم گریه میکنم😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂 ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سلام:)خب من در دسته انسان های شاید متفاوت از سایر بچه های هم نسل دهه هشتادی خودم بودم که تا سن 18 سالگی داشتم با یه گوشی نوکیای ساده سر میکردم!اونم فقط برای اینکه اگه جایی رفتم و کاری داشتم بتونم با پدر و مادرم یا دوستام تماس بگیرم!این لعنتیا جون سخت ترین موجوداتی بودن که به عمرم دیدم!خب بنابراین خب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

پادکست شادی جدیدیه لحظه فقط سرت رو آروم بیار پایین… 👇حالا یه چیزی رو تصور کن: درست وسط سینه‌ت، یه جعبه‌ی بزرگ و باز هست. 🎁نه یه جعبه‌ی معمولی، نه!یه جعبه‌ که توش احساساتت دارن خیلی آروم واسه خودشون قدم می‌زنن.بعضی‌هاشون برات آشنا هستن…مثلاً یه غصه‌ی قدیمی که هنوز ته‌مونده‌ش هست،یه ترس کوچیک که هی قا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید