83 روز تا انتشار رسمی غدهپتو را که از روی مادربزرگ کشید بوی نامطبوعی به صورت کاظم زد. دستش را روی بینی اش گذاشت. حالا چهره ی مادربزرگ نحیف تر از وقتی شده بود که زنده بود. سفیدی چشمانش زرد شده بودند و سیاهی اش هم به سفیدی می گرایید. دهانش همچنان باز مانده بود و مگس های بسیاری وارد دهانش می شدند و خا ...
تقریبا ۴۵ سالی رو داشت. در اومد گفت بهت نمیاد به کسی ظلم کرده باشی؟؟ مکث کردم. تو چشماش نگاه کردم. گفتم من به خودم خیلی ظلم کردم. اومده بود همزن خونهشون رو تعمیر کنه. فردا شب، شب یلدا بود. گفت بچهها میخوان کیک بپزن، نیازش دارن.یه چیزی که درباره مغازه تعمیر لوازم خونگی دوست دارم، کوچیک بودن ابزاره ...
"كيم نامجون"، ترانهسرایی کرهای، چند روز پيش متن يكى از نامههايش را كه برای دوستش فرستاده بود منتشر كرد و زير آن نوشت كه "بياييد در اين زمستان با دوستانمان نامه رد و بدل كنيم". من هم انگار كه نامهنگارِ درونم سالها توی كما رفته باشد، يكدفعه چشمش به جمال جهان روشن شد و به هوش آمد. ماسك اكسيژنش ر ...
دو هفته هست که همسرم رفته عمان ، روز سوم یا چهارم بمن گفت که برام یک بسته ایرانسل بخر که کارامو انجام بدم .من هم بسته ای مخصوص کشور عمان از ایرانسل خریدم و دو سه ساعت کار کرد ، دو روز بعد یکدفعه قطع شد ! در حالیکه تو حسابش نشون می داد که از ایرانسل هم مبلغی طلبکاره ! من بابت قطع شدن خط ش زنگ زدم به ...
زندگی دلخواه شما چگونه است؟ زندگی دلخواه من، زندگیِ همسو (همسوییِ مطلق) با ارزشها و باورهایم است، آنوقتی که بین حرف و عملم هیچ فاصلهای نباشد.همین دو قید کافیست. شاید بشود ادغامشان کرد یا شاید اصلا یکی باشند. چه ساده به نظر میرسد. نه؟ اما چقدر دورم. گمان من این است که آدمی وقتی از پس این دو قید ...
با دستهای قرمزش سومین انار را میشكافد و من کمی آنطرفتر، در حالی كه بر لبهء بلندترين شب سال نشستهام، به شبهای بلندی فكر میكنم که آمدند و گذشتند و سحر شدند. با صدايش افكار مرا هم میشكافد: «يك سال پيش، درست همين موقع بود.»- خدا را شکر! بابت هر اتفاق خوبی كه افتاد و هر اتفاق بدی كه بايد میافتاد ...
گروه تحقیقاتی شادی جدیدتو روابط، اختلاف نظر اجتنابناپذیره.جان و جولی گاتمن، از برجستهترین محققان روابط عاشقانه، فهمیدن که حتی خوشحالترین زوجها هم با اختلاف مواجه میشن. جالب اینجاست که تقریباً ۷۰٪ از این اختلافها غیرقابل حل هستن؛ چون به تفاوتهای اساسی بین دو نفر برمیگردن.اما این که اختلاف اجت ...
_ شب یلدا چیکار میکنی بشیر؟_ با یه کسی قرار دارم._ با کی؟! چرا من خبر ندارم؟_ با زندگیم، با اونی که دلمو برده، با اونی که نورِ چشم و امیدِ قلبمه. با اون قرار دارم (خندید، از آن خندههای همراه با خجالت که قند توی دلم آب میکند.)_ ولی من مریضم، نمیخوام تو ام بخاطر من مریض بشی… اما خب… دلمم برات تنگ ...
شما مرد عاشق ندیدین ، اگرم دیدین واقعی نبوده ! من تا حالا دوتا مرد عاشق دیدم ! با یکی حدود پنج سال و با اون یکی بیشتر از پونزده سال زندگی کردم ! من گریه های مرد عاشق رو برای عشق ش ، دسته گل خریدن های گاه و بی گاه و تلفن های طولانی شبانه رو دیدم ، ولی ، ، ولی شاید چیزی که منم دیدم واقعی نبوده ! امسال ...
ترسم از این است روزی آید که دیگر در دنیا هیچ آیینهای باقینمانده باشد.اخر دنیا از اساس جای مناسبی برای آیینهها نیست. دنیایی که خودش زنگار گرفته چطور میتواند آیینهها را در خودش به خوبی نگه دارد؟ اینجا آیینهها خرد و شکسته میشوند یا سیاه؛ و یا اینکه درون گنجهای، صندوقچهای، جایی دور از دست و پنه ...