یک - امروز فیلترنت وصل شد. من ۴ ماه قبل پیشبینی کرده بودم که هیچوقت وصل نمیشه مگر اینکه عقلی در اینجا جوونه بزنه یا کسبوکارها فشار بیارن. که احتمالا دومی پیش اومده. خوشحال نیستم، فقط کمی احساس میکنم سبکتر شدم.دو - با وصل فیلترنت، مطالبی که توی ویرگول امروز منتشر شده هم خیلی کاهش پیدا کرده. بلاگ ...
سلام:) حال شما؟ احوال شما؟یه پست معرفی کتاب دیگه!راستش وقتی به میزان مطالعه پستام نگاه میکنم پستای معرفی کتاب کمتر از همه خونده میشن یعنی 50 یا 40 درصد افراد حوصله دارن که متن های طولانی رو بخونن! فک میکنم توی ویرگول نوشتن متن بلند خیلی طرفدار نداره. اما خب من دوس دارم بعد خوندن هر کتاب شده یه خط را ...
یه زمانی حدودا یک سال پیش ، تو یه برنامه تروریستی به نام یوتیوب داشتم میگشتم ، اون زمان خیلی علاقه داشتم به توسعه فردی و این کانالا که میگن به باورات ایمان داشته باش و نمیدونم پنج صبح پاشو عربده بزن و این حرفا ، رفتم تو یه کانال ، یه مرد بلندی با یه هدفون و بلندگو نشسته بود کنار یه مرد کوتاه تری ب ...
چون قزل آلاییتمام رود ها را میپیمایمچون قزل آلایی صید میشومدر آب های کالیفرنیاتوسط قلاب های بزرگکه پیش از صیددهانم را خراش میدهندطعمه های بزرگ ترکرم هایی که در آب خفه میشوندمن برای کرم های خفه شدهخود را به کشتن میدهمچون قزل آلایی در آب های پاریسروز پنجم خرداد ۱۴۰۵راس ساعت ۱۰:۰۶ صبحصید میشومصیاد مننه ...
ما هر روز با چالش هایی رو به رو هستیم اما پشت هر مانعی میتونه یه شروع جدید باشه امید ، به ما این قدرت رو میده که رو به جلو حرکت کنیم و این ، همون روحیه ای هست که در تمامی پستی و بلندی ها همراه ماست رویاهای ما هیچ وقت تمامی نداشتن بخاطر همین زیر فشار ها باز هم ادامه دادیمتا بالاخره اون سفر حماسی رو ب ...
خرگوش سیاه، خرگوش سفید تازهترین ساختهی شهرام مکری فیلمِ خوشساختی است که با استفاده از زبانِ جادوییِ خیالْ چهرهی رویاپردازی در مَنِشِ کلاسیک درام را تغییر داده. انسانی که جادو میکند یا انسانی که جادو شده؟، این مسئلهی همهی فیلمِ اپیزودیکِ مکری است. ساختارِ سیاحتمندانهی فیلم از اُپِنینگاش پدی ...
صبح شنبه ۱۲ اسفند ماه ۱۴۰۴ بود؛ یک صبح سرد و زمستونی که بخار نفسهایمان در هوای پیست گم میشد. اما پشت فرمان کارت، این سرما تنها محرکی بود که اشتیاق برای "تختگاز" رفتن را دوبرابر میکرد. صدای انجینهای دو زمانه وقتی در دور بالا جیغ میکشیدند، تنها موسیقی متن این صبح بود؛ صدایی که به جای گوش، مستقیم ...
اسامی مختلفی داشتهاند. وهمها را میگویم. کسانی که پیشتر نبودهاند یا بعدتر جای خودشان را به وهم دادند. از وقتی که به درک بهتری از این رسیدم که من در مرکز جهان و توجه نیستم، بلکه غباری کمارزش در پهنه این کهکشان و این تاریخ طول و دراز هستم، از ابراز خودم و این وهمها کمتر میترسم. چون که حتی در به ...
پنجره ای بازآسمانی بی ابربادی پر شورخورشیدی بیکارصدای زنگ دستگاه برش فلزگرد روب درختجیک جیک پرندگانو مناندوهی از پشت پنجرهاندوهی مانند خورشید پشت ابر هابرف کوه ها آب شدهتنها دو سه لک سفید مانده استطبیعت روی حساب کتاب استاما اندوه منهیچگاه پاک نمیشوددو پرندهروی کاشی زرین مقابلم مینشینندپر هایشان را ب ...
جهیزیه به کارگردانی امین قوامی یک اثرِ قابل تأمل است که شاخصههای رئالیته در یک درام را با موجِ شخصیتهای کمیک تلفیق کرده. ترکیبِ مهران احمدی و الیکا عبدالرزاقی کنتراستِ تازهای از یک پارتنرِ دوست داشتنی ارائه داده. در حقیقت این دو از نظرِ آکادمیکی منفعل کنندهی سابقه و تجربیاتِ یکدیگر هستند و مشخص ...