-اینجا همون جاییه که گفتم ، بام شهر ، از اینجا انگار کل دنیا معلومه -تعریفشو زیاد میکردی -قبلنا هر شب میومدم اینجا ، اونموقع هنوز سیگارو ترک نکرده بودم ، هر شب میومدم و از اینجا نگاه میکردم و سیگار میکشیدم - چه با حال ، غمگین بودی لابد ...-آره خب غمیگن بودم -واسه چی ؟ -دختر حوالی غروب -یعنی چی ؟ ...
-یه زمان ، یه دختر کابوی، تو ده ما زندگی میکرد ... اون عاشق مردای کوتوله بود ، همیشه پشت اسبش یه کوتوله میشست و با دختر میرفتن و تا یه هفته تو جنگلا میگشتن ؛ دختر قوی و زیبایی بود ... مو های آلبالویی داشت ، چکمه ی بلند چرمی میپوشید ، یه تبر خاکستری هم به پشت اسبش میبست ... یه روز کوتوله با اسب برگشت ...
اول :صدای مرگ میاداون بیرونصدای گوله و تفنگ میادصدای افتادن و صدای دوییدنصدای شعار دادنصدای خوابیدناون بیرونبرگا آروم میریزنزمستون میشهبرف میخواد بباره رو زمینبرف سرخ بهاریبرف سرخ لاله ایبرفی که پاک بکنه رد خونواون بیرون صدا میادصدای گوله و تفنگ .دوم:فردا شهر رنگ میگیرهرنگ خونرنگ غمفردا شهر رنگ میگی ...
یه دختر کابویی بودتو ده ما قدم میزداز زیر شاخه ها میرفتخورشیدو اون خوب گول میزداون دختر کابوی مارو اسب سم طلا میرفتاسبی که موهاش تو هواستسپیدی تنش به ماه آسمون میزدرو گندم زار ده ماروی اون طلاییازیر نور خورشید زرین کلاهدختر کابوی با اسبش میتازوندملخا براش گیتار میزدنآسمون شاعر میشدابرا دست زیر ...
کامیون اثری از کامپوزیا پَرتُویِ فقید، جهانی از غیرتِ مردِ ایرانی میسازد که من را به یادِ این توصیهی امام حسین (ع) انداخته: اگر دین نداری، آزاد مرد باش. مردی به آزادیِ بهروز، سعید آقاخانی، که مشروباتِ الکلی نیز مصرف میکند، یک شناختِ کُلّی از ادب و مردانگی یک ایرانی در برابر کُردهای عراقیِ آواره ا ...
به ادبیات معاصر آمریکا علاقه زیادی دارم ، یه بی پروایی و آزادی خاصی توی آثار نویسندههاش موج میزنه. بوکوفسکی هم یکی از هموناس ،یه نابغه واقعی که با رئالیسمِ کثیفش یه سبک جدید و جذاب رو به ادبیات اضافه کرده …داستان رمان «ساندیچ ژامبون » درباره پسری به نام هِنری چیناسکیه ، شخصیتی که از کودکیش شروع می ...
سردرگم بودیم که اینجا کجاست ؟ دریاچهِ بلند و سبزی بود ، ما از روی پل گذشتیم و بعد به یکباره تصمیم گرفتیم ادامه راه را نرویم چون حداقل چهار ساعت طول میکشید ، از آن تصمیم های سخت و ناگهانی ، پیچیدیم و دوباره سمت پل رفتیم که باز تصمیم گرفتیم برگردیم و جایی غذا بخوریم …پسر بچه دوازده ساله ای روی نیمکت ...
سرقت بزرگ اتومبیل 6 یا GTA V، ساختهی راک استار گیم یک تبلیغِ بزرگِ سینمایی برای فروش بیشتر محصولی سیستماتیک است. Rockstar Games سینماییترین دیالوگِ یک بازی ویدئویی در برقراری ارتباط با جوامع را ایجاد میکند. این ارتباط بر پایهی جهانی آزاد و ساختِ حسرتِ آن در دلِ بازیکننده است. از ابتداییترین نس ...
آدم حداقل یکبار-در زندگیش- باید به قبرستان برود ، آن قبر های کوچک و بزرگ را میبینی و با خودت میگویی: یعنی تمام آن زندگی ها در اینجا جا شده؟ مردان و زنانی که در شهر ها میگشتند و بابت عذاب زندگیشان ناراحت بودند ، آدم هایی که کار میکردند و خانه های که ساکنانش غذا میخوردند و دعوا میکردند ، زیر درخ ...
نیم رخ سریالِ تازه به دوران رسیدهی رضا شریفی مفهومی ناقص به ارزشهایی چون: فرهنگ، پزشکی و هنر دارد. آنچه در قسمتِ ابتداییِ این مجموعه دیدیم شناختِ نامعقول در تعریفِ سائقهای جمعی است. کاوه، حامد کمیلی، یک روانشناس است، و ستاره، بهاره کیانافشار، یک هنرمند که از ازدواجِ آنها دختری به نام آهو خلق شد ...