بهراستی که عشق زینت طبیعت است .اگر پریرویی باشد ،که در کنار زیبایی بیحد خود ، اطواری نیکو اختیار کند ، آنوقت کدامین مرد است که چون روئو یا چون فرهاد عاشق نشود؟ پری امروز ما ، اگر نخواهم اغراق کنم : در بهشتی میزیست که از نهر ها شهد و از آبشار ها شراب افشان بود .روزی بود ، آبشار چون نوازنده دورهگ ...
من ضحاک هستم. تو ضحاک هستی. ما ضحاک هستیم. و همهی آنهای دیگر ضحاک هستند. همهی ما ضحاک شدهایم، مثل غورباقهای که در دیگ آبجوش آرام میپزد. انقدر آرام که خطر را حس نمیکند تا بیرون پریده و خود را نجات دهد. فقط یکجا درمییابد که دیر شده است. تبریک میگویم. اسیر شدهاید.یا شاید بهتر است تسلیت بگویم؟ ...
میخواهم واقعه ای را شرح دهم که از تلخ ترین های زندگیم بوده است ، از آن وقایع که ذهن آدمی را دو شقه میکند و تاثیری شگرف بر دید او تا پایان عمر میگذارد .روایتی که امروز برایتان بیان میکنم ، در شب سرد و برفی زمستان دو سال پیش رخ داده ، راستش در این دو سال نه توانستم از آن بنویسیم و نه به کسی جزئیاتش ...
-حضرت آقا ، آدم به همه چیز عادت میکند ، حتی افسردگی ، بعد هم معتادش میشوی ، اصلا طبیعت آدمیزاد همین است ، اولش درد میکشی و بعد دیگر نمیتوانی رهایش کنی ، مگر نمیگویند سندرم استکهلم ، اینها که دروغ نیستند ، آدم وابسته شکنجه گرش شود ... اینها را که از خودشان در نمی آورند که ...-یعنی جناب عالی میفرم ...
مرد 3000 چهره به کارگردانی مهران مدیری یک تالیفاسدِ کمیک از کَمانِ بی زِهای است که در جستوجوی تیر، از چله رها شده. مفهوم در ادبیاتِ گُفتمانیِ شصتچی بیمنطق و باور نکردنی است. کاراکتری که گویی هربار به چنگِ قانون میاُفتد تغییری در حالاتِ روانی او بوجود نمیآید و با استفاده از واژهی: بنده، یک نر ...
ادامه قسمت قبل : شخصیت ما روی کاناپه بیهوش افتاده و رفیقش به دنبال دکتر رفته است .در این فاصله خوب است شما را با شخصیت بیشتر آشنا کنم ... شخصیت ما فقیر و بیاستعداد است ، نه آنکه خانه نداشته باشد یا جایی نباشد که از آن پول بخورد ، پدر و مادری بازنشسته دارد که ماهی یک بار برایش پول میفرستند . و همچن ...
داستانهای موازی بخشِ بزرگی از خیانتِ فرهادی به سینمای ایران است. اصغر فرهادی که در این اثرِ معلومالحال جذابیتهای جنسی را به بهانهی نوستالژیها و صداگذاری در پُشتِ صحنهی پروژهای، مکمل فیلمنامهی خود کرده اکنون باید پاسخگوی دوربین رو دستِ همواره بیمعنای خود باشد. موسیقی در پردهی نخست فیلمنامه، ...
حوالی غروب بود ، شخصیت ما کاپشن مشکی کهنه اش را پوشید و به راه افتاد . قد متوسط ، چارشانه و با چشم و ابرویی مشکی . در عمق چشمانش اندوهی نشسته بود و به او چهره ای گرفته و عبوس میداد ، جذاب نبود اما به واسطه این غم مرموز و مشکوک به نظر میرسید. کوچه تاریک پشت خانه را گرفت و تا در خانه رفیق سابقش ، آ ...
رخ نیلو به کارگردانی جلال اشکذری نهایتِ بیمغزیِ یک فیلم در سینمای ایران است. در ابتدا باید به این نکته اشاره کنم که فلشبک برای تعریفِ چراییِ قصّه در فیلمنامه نیست بلکه از فلشبک تنها هنگامی باید استفاده شود که چگونگیِ حالِ فیلمنامه به گذشتهی کاراکترها ارتباط داشته باشد. ارتباط نیلو، نیلوفر کوخانی ...
مینیونها و هیولاها ساختهی پییر کافین محصولی حاصلِ تعامل با نوستالژیهای سینما و سرگذشتِ سیاست در آن است. این پویانمایی شکلِ چندوجهیِ خود را از ریختنِ قیمهها در ماست، گرفته. مینیونها چه ربطی به عصرِ مدرن یا سرقتِ بزرگ دارند؟. ما تکاملِ زمانیِ بیزبانهایی را میبینیم که خاصّیتشان بادکردنِ سیاست ...