عزیزِ منناراحتم که دارم این نامه را برای تو مینویسم. دوست داشتم ببینمت، جز به جز صورتت را بخاطر بسپارم و بر هر گوشه اش بوسهای بزنم. چنان در آغوش بگیرمت که سلول های تنم به سلول های تن تو وصل شود. اگر یک روز برنگشتم، خودت میدانی. میدانی که چقدر دوستت دارم و بارها و بارها این را بهت گفتهام.یادت هس ...
داشتم کتاب «چرا ادبیات؟» از «ماریو بارگاس یوسا» رو میخوندم.نکتهی جالبش برای من، بهخصوص تو این دوران اوجگیری مشکلات اقتصادی ایران، این بود که بارگاس نبود ذهنیت انتقادی که محرک اصلی تحولات تاریخی و بهترین مدافع آزادیه رو به نبود ادبیات ربط داده.با خودم فکر کردم، خیلی بیراه هم نمیگه. یکم دقت کنیم ...
اُتاق صورتی به کارگردانیِ سمیه اشتری با نوشتهی میثم فرهمندیان تا 20 دی 1404 در تماشاخانهی ماه حوزه هنری اصفهان به روی صحنه میرود. این نمایش در حالِ ترویجِ نوعی از نگاهِ فلسفی به پیشفرضهای گُمانی در رابطه است که من به شخصه آن را خیلی دوست دارم. رابطه در اینهمان گوییهای انشایی، تمرینِ زیستن می ...
کارآگاه کین: وحشت بیسر به کارگردانیِ ویکتور وو نتیجهی میل انسان به کشف معماهایی است که در بیمیلی به شهود میرسند. در تعریفِ ترس دو فکتِ اساسی وجود دارد: 1- ایجادِ تصورْ در ابعادِ بزرگترِ ذهنی. 2-ناآگاهی نسبت به سوژه و کِشِش به سَمتِ اُبژه. سینما برای کشفِ مُعما و عِینیت بخشیدن به مواضعِ دراماتیک ...
من تنها و تنهامیخواهمدستمال تر شده در آب حیات رابچلانمو با آنشیشه های دلم را پاک کنمو سادگی را در عمقگل های سرخ این دستمالبیابمو به هر کس که قلمی در دست داردنشانش دهمو به او بگویمزندگی جز این دستمال خیس نیستو به او بگویمدست از نوشتن برداردو برخیزدو در میان جنگلی پر بوتهتا انتهای شادیبدودو در نهایتدر ...
انار که میخوردی ، گوشه لبت قرمز شدبا دستمال تمیزش کناگر هم نمیکنی ، خیالی نیستهر آنگونه که باشی ، دوستت دارمپ.ن : شب یلداتون با تاخیر خیلی زیاد مبارککک🍉🌹🌹پ.ن2: نمیدونم یه چیزی باید بنویسم این پست به سیصد کاراکتر برسه که منتشر میشه (این خط اصلا حاوی محتوا نیست 🤣🤣) ...
از ابتدا مشخص است که با داستانی نمادین طرف هستیم. پس باید در ابتدا فکر کنیم که سگ و اسب نماد چه هستند. چون میدانیم نویسنده صرفا از روی عادت یا سلیقه شخصی آنها را انتخاب نکرده است.به صاعقه و درخت عظیم میرسیم. چرا صاعقه به مرد و حیوانات که قطعا کوتاهتر از درخت هستند میزند؟ چرا صاعقه آنها را انتخ ...
سلام آقای سفیدامروز چهارمین روز از زمستان است و من، در حالی که این کلمات را برایتان کنار هم میچینم، بیش از هر زمان دیگری دلتنگتان هستم. منتظرم با دومین برفِ جدیِ شهر، سراغتان بیایم و بسازمتان. البته حق دارید اگر نخواهید مرا ببینید، از آخرین باری که با هم گپ زدیم سالها میگذرد و خوب میدانم که این ...
وحشی به کارگردانیِ هومن سیدی در فصل دوّم از نظرِ معنایی اُفتِ دراماتیک و شخصیت پردازی پیدا کرده. چُنین شخصیتی، داوود اشرف، که جوگیرِ اخلاق، مرام و فرهنگِ زندان شده با یک دگردیسیِ رِوایی نمیتوان مکانیکِ او را تحتِ تأثیرِ کاریزمای دیگران قرار داد. مثلاً اگر داوود از مَنِشِ نیک تقلید کند ایرادی ندارد ...
قطعا نمیتوان مسخ را علیرغم ظاهر آن به چشم یک رمان صرفا فانتزی و تخیلی سرگرمکننده نگاه کرد. کافکا در این اثر سعی کرده با استفاده از نمادها واقعیت نهفته در داستان را شرح بدهد. برای مثال در ابتدای داستان با بدنی به طرز غیرعادی سنگین و بزرگ مواجهایم که میبینیم پاها علیرغم زیادشدن، توان حمل آن را ن ...