هنری جانسون به نویسندگی و کارگردانیِ دیوید مَمِت فیلمِ مورد انتظارِ من بود تا ببینم این نمایشنامهنویسِ قدرتمند مِدیوماش در سینما همچنان تئاتری است یا خیر؟. ممت نویسندگیِ شعاریِ مثبتی دارد. اینکه وُکَلا به هرراهی برای اثبات بیگناهی موکل خود میروند امّا همین که خودشان گرفتار میشوند دست به دامان ق ...
چارهای نیست به کارگردانیِ پارک چان ووک استخراج کمدی از دلِ سیاهیهای زیستن در عصرِ معاصر است که به باورِ من کمدی به خودی خود معانی سیاهای در خود دارد و نیازی نیست که فیلمهایی این چُنین را یک کمدیِ سیاه بنامیم. کمدی و درام ریشهای ترین باورهای علمِ هنرهای نمایشی هستند و من فکر میکنم آنچه که باعث ...
برف میبارد. احساس میكنم كه اطراف مغزم را چيزی سرد و منجمد گرفته است. انگشتم را به سمتش میبرم و با اولين لمس، ذوب شدن و ريختنش را توی چشمهايم احساس میكنم. سرم، حالا داغ شده است. انگار كه تمام حرارت جهان در سرِ انگشتانم جمع شده باشد، با تعجب به پوست قرمزرنگشان نگاه میكنم.از پشت اين چشمهای تار، ...
نمیدونمدلم میخواد هرچیز که ته قلبم هست رو بنویسم اما انگار نمیتونم...فقط خودت درک میکنی چی میگم مگه نه؟چیزی درونم میخوام که با هیچ چی سیراب نمیشه! حس خواستن کسی!نیاز داشتن به کسی!در انتها همشون به تو میرسه!من تورو میخوام!من خیلی جاها تورو انتخاب نکردم،پَسِت زدم و ازت فاصله گرفتم اما تو همیشه بودی... ...
گاهی حالت از دنیا بههم میخورد. انگار جایی گیر افتادی که نه راه پیش داری و نه راه پس. نه به اختیار خودت بهدنیا آمدهای و نه بهاختیار خودت میتوانی از دنیا بروی. مگر نه اینکه انسان کاملا اختیار خود را دارد؟لازم نیست کار خاصی کنی، در همان حال که نشستهای چنان کثافات دنیا به سر و صورتت میخورد که ت ...
Now You See Me: Now You Don’t به کارگردانیِ روبن فلیشر، جادویی است که درام را به مبارزه با شُعبدهبازی دعوت میکند. قبل از اینکه وارد تحلیلِ کوتاهِ چُنین فیلمهایی شوم باید این توضیح را اضافه کنم که: نظر ِ یک روحانی و آدمی که در علوم دینی مطالعه داشته با آنها که خود را مُنتقدِ سینما میدانند، به اند ...
بیایید ساده باشیمسادهمثل یک دفتر بی خطمثل نقاشیه کودکی ده سالهمثل خانه ای بی پنجرهبی درباد در تابش صبحو پاییز جاری در نارنجی بالکنو من حل شده در لیوان چای(سر من مثل گل آفتاب گردان میچرخد )آرزو دارم باران بباردابر هیس میگویدو باد چهره اش میگیردآسمان بی ابر استو آبی ، آبی ترساده باشیمو بسیار معمولینون ...
عکس از: ساخته شده با جیمینایبیایید ساده باشیمسادهمثل یک دفتر بی خطمثل نقاشیه کودکی ده سالهمثل خانه ای بی پنجرهبی درباد در تابش صبحو خزان جاری در نارنجی بالکنو من حل شده در لیوان چای(سر من مثل گل آفتاب گردان میچرخد )آرزو دارم باران بباردابر هیس میگویدو باد چهره اش میگیردآسمان بی ابر استو آبی ، آبی تر ...
هزار و یک شب به کارگردانیِ مصطفی کیایی بُعدِ نمایشیای به افسانههای اقتباس شده اضافه نکرده. این اضافه نکردن به معنای ناتوانیِ مؤلف در بازخوانیِ یک اثرِ ادبی و تبدیل آن به اَلگوریتمِ نمایشی نیست، تصویری از درجازدنهای باطلِ موضوعی بر محورِ خرافات است که اوج آن در «ازازیل» فتحی، یافت میشود. این تصوی ...
آفتاب در میان ابرهاآسمان آرام آرامکبوتران بر فراز بام هابرگ ها زرد شده روی زمینخش خشی می آیدظهر استسکوتی پنهاندر میان نواهای روزصحبت ویز ویز محیط یخچالپتک فلزی آهن جدا شده ساختمان مقابلتق تق عصای پیرمرد محلخیرچ خیرچ راه رفتن همسایه ها در کوچهروشنایی تاس سر مردی از بالای پنجرهظهر استمادر تازه از سرکا ...