ننگ بر نویسنده ای که از درد مردم ننویسد ، آجر باد آن قلمی که از نبود آزادی خویش ننویسد ، خشک باد آن مرکبی که از سرخی خون این مردم ننویسد ، آتش باد بر کاغذی که از فریاد این مردم سیاه نشود .این جملات نثار آن دسته عزیزانی که خود را نویسنده و صاحب قلم میدانند اما جرئت انتشار یک متن ساده را نداشتند ، عزی ...
آزادیآزادیآزادی که بخوانیآزادی که برقصیآزادی که بدانیآزادیآزادیآزادی که هیچ ندانیآزادی که فیلتر نباشیآزادی که کتاب را کامل بخوانیآزادیآزادیآزادی که فیلم را کامل ببینیآزادی حرفت را کامل بزنیآزادیآزادیآزادی که عاشق باشیآزادی که ببوسیآزادی که دوست بداریآزادیآزادیآزادی که پول داشته باشیآزادیآزادیآزادی ک ...
زیبا صدایم کن از رسول صدرعاملی فیلمِ دوست داشتنیای نیست. در این اثر مفهوم بر فُرم مقدم میشود و سوژه در انتخابی الزامی توسط مؤلف به بیننده القا شده که به اشتباه اُبژه خوانده میشود. فیلمساز خود را پُشتِ حرفِ زنانهاش پنهان میکند و به پنهانکاریاش تا هنگامی که از زنانِ این سرزمین ترحم برمیانگیزد ...
عزیزِ منناراحتم که دارم این نامه را برای تو مینویسم. دوست داشتم ببینمت، جز به جز صورتت را بخاطر بسپارم و بر هر گوشه اش بوسهای بزنم. چنان در آغوش بگیرمت که سلول های تنم به سلول های تن تو وصل شود. اگر یک روز برنگشتم، خودت میدانی. میدانی که چقدر دوستت دارم و بارها و بارها این را بهت گفتهام.یادت هس ...
داشتم کتاب «چرا ادبیات؟» از «ماریو بارگاس یوسا» رو میخوندم.نکتهی جالبش برای من، بهخصوص تو این دوران اوجگیری مشکلات اقتصادی ایران، این بود که بارگاس نبود ذهنیت انتقادی که محرک اصلی تحولات تاریخی و بهترین مدافع آزادیه رو به نبود ادبیات ربط داده.با خودم فکر کردم، خیلی بیراه هم نمیگه. یکم دقت کنیم ...
اُتاق صورتی به کارگردانیِ سمیه اشتری با نوشتهی میثم فرهمندیان تا 20 دی 1404 در تماشاخانهی ماه حوزه هنری اصفهان به روی صحنه میرود. این نمایش در حالِ ترویجِ نوعی از نگاهِ فلسفی به پیشفرضهای گُمانی در رابطه است که من به شخصه آن را خیلی دوست دارم. رابطه در اینهمان گوییهای انشایی، تمرینِ زیستن می ...
کارآگاه کین: وحشت بیسر به کارگردانیِ ویکتور وو نتیجهی میل انسان به کشف معماهایی است که در بیمیلی به شهود میرسند. در تعریفِ ترس دو فکتِ اساسی وجود دارد: 1- ایجادِ تصورْ در ابعادِ بزرگترِ ذهنی. 2-ناآگاهی نسبت به سوژه و کِشِش به سَمتِ اُبژه. سینما برای کشفِ مُعما و عِینیت بخشیدن به مواضعِ دراماتیک ...
من تنها و تنهامیخواهمدستمال تر شده در آب حیات رابچلانمو با آنشیشه های دلم را پاک کنمو سادگی را در عمقگل های سرخ این دستمالبیابمو به هر کس که قلمی در دست داردنشانش دهمو به او بگویمزندگی جز این دستمال خیس نیستو به او بگویمدست از نوشتن برداردو برخیزدو در میان جنگلی پر بوتهتا انتهای شادیبدودو در نهایتدر ...
انار که میخوردی ، گوشه لبت قرمز شدبا دستمال تمیزش کناگر هم نمیکنی ، خیالی نیستهر آنگونه که باشی ، دوستت دارمپ.ن : شب یلداتون با تاخیر خیلی زیاد مبارککک🍉🌹🌹پ.ن2: نمیدونم یه چیزی باید بنویسم این پست به سیصد کاراکتر برسه که منتشر میشه (این خط اصلا حاوی محتوا نیست 🤣🤣) ...
از ابتدا مشخص است که با داستانی نمادین طرف هستیم. پس باید در ابتدا فکر کنیم که سگ و اسب نماد چه هستند. چون میدانیم نویسنده صرفا از روی عادت یا سلیقه شخصی آنها را انتخاب نکرده است.به صاعقه و درخت عظیم میرسیم. چرا صاعقه به مرد و حیوانات که قطعا کوتاهتر از درخت هستند میزند؟ چرا صاعقه آنها را انتخ ...