(مهدیار): اصلاً تعجب نمیکنم اگه چند وقت دیگه شاهد برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله باشیم. (📍میدان انقلاب تهران؛ رونمایی از مجسمهٔ پیروزی شاپور ساسانی بر امپراتور روم) (@mahdiyartian) ...
انگار گره خورده باشم.تمام روز دارم روی گره کوری که خورده ام کار میکنم.کلافه ام.بی حوصله ام.و دلم میخواهد این روزها تمام شود و من دیگر منتظر برگشت او نباشم.به خاطره ی کمرنگش چسبیده ام چون اگر همین را هم ول کنم توی برهوت این دنیا گم می شوم،بی هیچ سرنخی.انگار هیچ کس را تا حالا دوست نداشته ام.انگار هیچ ...
یک سریالی میدیدم دیشب، افرادی که بخاطر یک سونامی بزرگ و تبعات بعدش از هم جدا و بعدش مفقود شده بودند. همسر شخصیت اصلی داستان، در فرودگاه آتلانتا درحالی گیر کرده بود که امواج آب در ارتفاع چندصد پایی در حال رسیدن بودند. در تماس آخر، بریده بریده به همسرش گفت به بچه ها پیغامش را برساند که: بعدها، باز ...
Forwarded From هنر راه رفتن در تاریکیعکس ساختمانهای قشنگ، عکس فصلهای قشنگ، عکس آدمهای خوشبخت، عکس رودها و پلها و مجسمهها و تابلوهای نقاشی، عکس آسمان خیلی آبی، شعارهای صلحآمیز، عکس گلدانهای گل، پنجرهی رو به خیابان، عکس پردهی طلایی و عبور نور، عکس شانههای روشن از آفتاب، عکس اتاق هنوز تاریک ...
گفت: چه کارها میکنی؟گفتم: جرأت میکنم رنجهام را زندگی میکنم؛ وقتی سر میرسند، برایشان جا باز میکنم، نگاهشان میکنم، باهاشان راه میروم، اگر برآمد، کاری برایشان میکنم، برنیامد هم طوری نیست. و بالاخره هروقت خواستند بروند، رهایشان میکنم. ...
(مهدیار): در جریانه که شاپور ساسانی یک «شاه» بوده؟ تعجب نمیکنم اگه چند وقت دیگه شاهد برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله باشیم.(📍میدان انقلاب تهران؛ رونمایی از مجسمهٔ ...
(مهدیار): شما نخونده سر جلسهٔ کنکور بشینی، باز ۲۵ درصد احتمال داره جواب درست رو بزنی. زمانی میتونی ۱۰۰ درصد غلط بزنی که بدونی جواب درست کدومه. وقتی توی هر موضوعی (به ویژه آب) دقیقاً بدترین ...
پرسید چطور خانواده را راضی میکنی که تنهایی سفر بروی؟ گفتم: نقش مریم مقدس، مادر ترزا، کوزت، سیندرلا و اژدهای خشمگین را به طور همزمان به مدت یک هفته بازی میکنم. ...
#فکرهای_یک_صدابردارشغل من با پیشبینی آینده ارتباط دارد. باید اتفاقهای احتمالی که در صحنه مستند رخ میدهد را پیشبینی کنم و بر اساسش خودم و ابزارم را آماده کنم. معمولن تو آخرین نفری و باید با فکرهای دیگران همراه شوی. این فرآیند برای من معمولن تبدیل به وسواس فکری میشود. مدام از آدمها میپرسم قرار ...
Forwarded From یک حبه ابریه جایی اواخر رمانِ "فرانی و زویی"، زویی به خواهرش فرانی میگه: برات مهم نباشه که مردم در مورد بازی که میکنی چه فکری میکنن. تو برای اون خانم چاقه خوب بازی کن.در حقیقت "خانم چاقه" یک شخصیت مجازیه که وجود نداره. خواهر برادرای خانواده گِلَس یاد گرفتن کارها رو به بهترین نحو ان ...