حضورم واسش امروز زیادی عادی بود. مطمئن نیستم حتی تمایل داشت من و ببینه یا نه. دلم گرفته. تو راه برگشت به خونهام. خودش بهم فضای کافی نمیده و خودش هم ازم دلزده میشه. باید تعادل و برگردونم. ...
سلام . من بلد نیستم جواب کامنتا رو بنویسم اما همشونو خوندم . نمیدونم کجایین یا چند سالتونه اما مرسی که حرفامو خوندین مرسی که برام نوشتین ... دوستای نادیده و عزیزم ❤️😘 امروز تصمیم گرفتم چهارشنبه برم با استادم حرف بزنم خواهش کنم یکم کمتر سختگیری کنه تا بتونم کارم تموم کنم و برم ...دیگه بعد حرفامون نتی ...
من یادمه از روز اول دبستانم تا روزای سخت پیش دانشگاهی ریاضی مثل خر درس خوندم ... دائم کتاب دستم بوده ، دائم مثل دیوونه ها دنبال ۲۰ میدویدم ، هرجا ۲۰ نبود از وحشت میمردم که دیدی کم آوردم ؛ بی ارزشم ؛ بی فایده م ، چه آبرویی داره ازم میره ... اون موقع ها گل سرسبد بچهای مردم بودم مثلا اول تابستون مامانم ...
دیروز سر کوچه وقتی داشتم میرفتم کلاس موسیقی یکی از همکارای محل کار قبل ترم رو دیدم ، یعنی این قبلیه نه قبلی ترش ، جایی که تقریباسه سال پیش کار می کردم ، باید بگم تو این سه سال خیلی تغییر کرده بود خیلی داغون و پیر شده بود طوری که واقعا نتونستم تو دلم نگه دارم و گفتم چقدددددد عوض شدی ... اونم گفت ولی ...
نسل فردا میآید با دستهای خالی اما سرشار از آتش نسرین(مانا) خوش کیش ...
برگههای پاره در خیابانهای بینام قصههای ممنوع نسرین(مانا) خوش کیش ...
خاموشی هرگز نیست زیر خاکستر دردها آتش شعلهور است نسرین(مانا) خوش کیش ...
بسم الله امروز با مدیر مدرسمون حرفم شد... درباره یک مسئله ای باهاش توافق کرده بودم و تاییدش رو گرفته بودم و مطمئن بودم پشتیبانیش رو جلوی اولیا دارم... یهو وسط جلسه برگشت پشتم رو خالی گرد...اصن اینطوری بود که انگار اومده بود پشتم خالی کنه منو بد کنه بره...خیلی رفتارش زننده بود اصن تپق زدم وسط جلسه که ...
شاید قبلا اینو شنیده باشی ولی دوباره شنیدنش چیزی ازت کم نمی کنه.. تصورکن یه روز اون حجم نیرویی که واسه حسادت واسه جواب تیز دادن به کسی که بهت بدی کرده واسه انتقام، برای تک تک نادیده گرفتن ها و دلشستن ها جمع کنی فقط بذاری روی خودت تو اونجا بزرگ شدی یاد گرفتی میشه از انرژی خشم و انتقام به نفع خ ...
به دکتر گفتم پشت چشمهایم میسوزد. گفت عزیزم من روانشناسم. چه بی معنی. مگر قرار نبود که دکترها همهچیز را بلد باشند؟ من که اینطوری خیال میکردم، که بلدند هر دردی را درمان کنند. البته بعد فهمیدم دکترها خودشان میتوانند عامل درد باشند. خود من چند سالی است سینهام میسوزد. دکتر گفت بیا یک قطره بدهم ...