صبح تونستم یه سر و سامون به فصل اول بدم البته خیلی تعداد صفحات زیاد شد و مجبورم از فصل دو خیلی زیاد بزنم . فکر میکنم بتونم خودم یه کارایی بکنم . مثلا میتونم منابعو درست کنم . فصل ۴ میدم یه اماریست دیگه نگاه بندازه فصل پنجم از رو بقیه یه چیزی سرهم میکنم اما بعید میدونم تو این ماه باشه احتمال زیاد آذ ...
دیشب رفتیم کنسرت روزبه بمانی .. کنسرت با کیفیتی بود و خب من روزبه رو از خیلی سال پیش و از ترانه هاش می شناختم ، خیلی بهم چسبید و لذت بردم با احسان و مهناز و شاهین رفته بودیم و بعدش تو فروشگاهی که اونجا بود قدم می زدیم ، تو یه مغازه اسباب بازی فروشی احسان از یه ماشین خیلی خوشش اومد و شاهین براش خرید ...
رمز فارسی به اسم خودت ...
امروز ده دقیقه بیشتر از دیروز درس خوندم😂 اسفندو بیارید... راستی غروبی که رفته بودم خرید برگشتنی به سرم زد برم باشگاه سرکوچه ببینم چجوریه، خوب بود به نظرم یکم شلوغ بود و الکی خودشونو تحویل میگرفتن! اینکه با لباس ورزشی و با اهنگ و کلی دم و دستگاه ورزش میکنی لذت بخشه! برم در اولین فرصت یه ست ورزشی بخرم ...
بسم الله یه دوره اموزش برنامه ریزی ثبت نام کردم و بسی بسی ازش راضیم و فقط خداکنه بتونم تو این یک ماه که اشتراک دارم نهایت استفاده رو ببرم. که اگر هم نشد ماه بعد تکمیلش میکنم. ان شالله. + اگر دوست داشتید یه نگاه به پیج اینستا یا سایت نردیشمی بندازید . من برنامه ریزی رو از وقتی یادمه از همین پیج یاد م ...
نکند حسرتهای دیروزت ناامیدت کنند. هیچ غم و اندوهی از گذشته نباید تو را زمین بزند، هیچ ناکامی و شکستِ پیشین نباید تو را از حرکت بازدارد. روزهایی که فرصتها را از دست دادی، روزهایی که سکوت کردی، یا لحظاتی که فرصت نشان دادنت را نداشتی، همه بخشی از سفر تو هستند، نه مسئولیت دیگران. نباید وقتی به قله رسی ...
گفت میخوام باهات حرف جدی بزنم. سرتاپا سیاه پوشیده بود. کل روز دمغ بود. یعنی حتی شب قبلش هم خوب نبود حالش. بغلش کردم، حس کردم حالش بهتر شد، پیشش موندم تا صبح. عصر وقتی خواستیماز خونه بیرون بریم، روبروم ایستاد. گفتم چی شده و چی میخواد بگه. ترسیدم راستش... ترسیدم که نکنه مشکلی بینمون پیش اومده باشه... ...
امروز روز بدی گذشت مثل روزای قبلش؛ صبح تونستم رفرنس چند تا از مقاله ها رو پیدا کنم و خیلی طول کشید و آخرشم سرم سوت کشید و اوت شدم آخه من اصلا بلد نیستم باید چه غلطی بکنم نه کسی جواب میده نه جایی درست نوشتن همه فقط دوره میزارن و ۴ تا ۵ تومن از آدم میخان آخه من نمیتونم هزینه کنم براش ... بعدازظهر واقع ...
یکی از تنقلات موردعلاقه من، جوانههای عدس هستند. از غذاهای مفید و ساده خوشم میآید و جوانه عدس را هم دوست دارم. همین که خودم باید عدسها را بخیسانم، آبشان را عوض کنم و حواسم باشد به موقع مرطوبشان کنم، حس خوبی میدهد. جوانههای عدس دسترنج مراقبت خودم هستم. این بار ولی بعد از یک روز یادم رفت که عدسه ...
جدیدن احساس می کنم هر کدوممون به صورت جداگانه و بدون هم خیلی بهمون خوش می گذره تا با هم دیگه ! مثلا من با دوستام یا اون با دوستاش . دیشب ازش پرسیدم دیگه از من خوش ت نمیاد گفت همونقدر که تو از من خوشت میاد منم از تو خوشم میاد و من دیدم دیگه مثل قبل ازش خوشم نمیاد .. این حس یهویی نیست.. این حس ذره ذره ...