همیشه کنار پنجره مینشست. دفترش باز بود، اما کلمهای نمینوشت. آسمان را نگاه میکرد، انگار منتظر بود کسی حرف بزند . " به چی فکر میکنی؟" مادرش پرسید . دخترک گفت: "به صداهایی که تو آسمونه ..." مادر خندید، دستی به موهایش کشید . " هیچ صدایی نیست عزیزم. فقط سکوتِ آسمونه ." اما او میدانست. هر بار که ابر ...
فردا یه روز جدیده ، منم قراره یه غلطی بکنم از نو ... مطمئنم این دفعه درست میشه . ...
رمان "دوستم آکو" اثر رضا نوروزی عبدالهی، یکی از آن آثاری است که ژانر را میشکند و تعریف جدیدی از ادبیات داستانی ارائه میدهد. این اثر، در ظاهر داستانی اکشن و انتقامجویانه است، اما در باطن، گنجینهای از پرسشهای فلسفی دربارهٔ معنای زندگی، عشق، و ذات انسان است. ۱. ساختار روایی ناب: صدایی که تنها در س ...
پریشب احساس کردم گلو درد خفیفی دارم و انکارش کردم. فرداش که بیدار شدم ناکار شده بودم. چشم درد و سردرد شدیدی داشتم و گلو دردیی که امانم رو بریده بود. توی این موقعیت بدترین اتفاق این بود که مریض بشم. خیلی عقب افتادم و واقعا حس بدی دارم. الان دیگه کلا حس بدی دارم، حس نرسیدن، کم کاری و ناکافی بودن. اما ...
Dear Grey, I hate anyone who posts secret comments because I have to delete those comments and they won't be saved. I hate my birthday. It's like something has happened on this day (maybe my birth) and every year on my birthday I feel sad and depressed for no reason. Unworthy and naive are those wor ...
در این مدتی که در این جهنم کار می کنم هر روز چند نفری به تورم می خورند با دو تا وجه مشترک یکی اینکه یک برگه از دادگاه در دستشان است و دوم اینکه به شدت عصبانی هستتد.تا اینکه امروز یکی از آنها عین سگ به من پرید و بعد از فحاشی رفت پیش کسی که فکر می کرد رییس من است اما در واقع بازرس بود.بعد از رفتنش با ...
ما امیدی نداریم که باد شکوفههای سیب را برای ما به ارمغان بیاورد دانستهایم بدون شکوفههای سیب بدون حرمانهای زودرس میتوان زندگی کرد هرچه برای ما محبوب شد در یخبندان شب شکست من بر باد نرفتم اما خیابانهای پاریس بارانهای پاریس آن تلویزیون سیاه و سفید در مدخل مسافرخانه که فیلم رؤیای شیرین رنه کلر را ...
بسم الله امروز خیلی از نظر کاری و مادری روز سختی بود... دوباره زدم زیر گریه... البته اون لحظه ای که از فشار له میشدم گریه نکردم.. وقتی همه چی تمام شد و رسیدم خونه پسر موقع بازی کنترل رو محکم کبوند تو دماغم من یکساعت به بهانه درد گریه کردم... اما این همش بهانه بود من خسته بودم از موازی کاری...در لحظه ...
زنگ زدم به خواهرم از پشت تلفن دیگه جیغ می زد😂 حالا چرا؟ تکلیف دخترش میگفت بنویسه کلاس اول امسال از اون طرف پسرش پاک کن برداشته میگه اجی اشتباه نوشته پاک کنم 😂😂 خواهرش جیغ می زد ماماااان داداش می خواد مشقمو پاک کنه آبجیم میگفت امیررررر برو اونجا بازی کن میخواست گریه کنه از دست این دوتا بچه 😂 جناب دام ...
شب که میآمد، من زندهتر میشدم . در تاریکی دهکدهی فراموششده، جایی دور از هیاهوی آدمها، ریشههایم قصهها را زمزمه میکردند و شاخههایم خواب میدیدند . خوابهایی با رنگهایی که حتی خورشید نمیشناسد. با صداهایی نرمتر از باد . هر شب، خواب کسی را میدیدم که روزی کنارم نشسته بود؛ خندیده بود یا گریه ...