حالم داره بهم میخوره از این اوضا ... از استاد که هیچی نمیگه خیلی عصبانیم . آخه استاد مگه چند روز وقت میخای تا بخونی؟؟؟ نکنه دوباره نشستی داری ریزه ریزه هر جمله رو میخونی و غلط در میاری ؟؟؟ نکنه باز الان هیچی نمیگی ولی دم دمای دفاع ميگی اینکار غلطه من نمیزارم برید دفاع ... نکنه تو منو مجبور کنی برم ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

گاهی سر و صدای دنیا آن‌قدر زیاد می‌شود که صدای خودت را نمی‌شنوی. اما اگر یک لحظه توقف کنی، قلبت حرف‌های زیادی دارد. حرف‌هایی که آرامت می‌کنند، راهت را نشان می‌دهند و یادآوری می‌کنند که هنوز زندگی در جریان است. 🕊 نسرین ـ مانا ـ خوش‌کیش 🕊 ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیروز بالاخره رفتم اداره و کارای بیمه رو انجام دادم. آقای مسول گفت: کجا به سلامتی خانم...؟ گفتم: هیچ جا.( توی دلم آرزو کردم این سوال رو سال دیگه بپرسه و جوابم یک جای خوب باشه! ) در ادامه وقتی میخواستم هزینه‌ی بیمه رو پرداخت کنم هی میپرسید مطمینی که مرخصی 9 ماهه نیست؟ و من هی میگفتم اره بابا یک ساله ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

به قول رضا کیانیان تو یک تکه نان : دلِ همه میگیره ، دل داشته باشی میگیره دیگه .. ... ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

فردا باید صبح زود بیدار شیم یریم باغ اما همچنان من بیدارم و خوابم نمی بره😡 روزهایی که کاردارم زود خوابم نمی بره چند روز بود الپرازولام نخوردم امشب باز یه سری فکرها رو مغزم رژه میره برم بخورم بیام شاید فرجی شد.. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

میدونی خودم رفتما ولی راستشو بخوای نرفتم یعنی در واقع جسممو دور کردم ولی دروغ چرا از یک شنبه هفته گذشته تا الان دلم خونه و چشمم ابر بهاره من فقط جسممو دور کردم واسه حفظ عقایدم ولی روحم امان از قلبم امان از زندگیم که همشون شریان حیاتشون تویی دروغ چرا اینارو نمیتونم از تو جدا کنم نمیتونم فکرمو از خیال ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

میگن خرید حال خانما رو خوب میکنه ولی با این همه لباس فری سایز و گل و گشاد که هیچ کدوم برا من خوب نیست الان فقط یه افسرده ی غمگینم :( .... روزایی که عصرش سرکارم و شب برمیگردم خونه همیشه یه لامپ رو روشن میذارم چون دوس ندارم وقتی درو باز میکنم همه جا تاریک باشه ، ازونطرفم عذاب وجدان میگیرم که الکی برق ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

قسمت 3 . درگیری با مرد کچل و واکنش مردم خیابان هنوز در همان حال بود. گرما تندتر شده بود، مثل آتشی که کسی هیزم تازه رویش ریخته باشد. فرهاد، با پیراهنی خیس از عرق، همچنان میان خیابان می‌چرخید و فریاد می‌زد. گاهی فحش، گاهی هذیان، گاهی فقط صدای فریاد، بی‌کلمه. از مغازه‌ی پلاسکو، مردی – مشتری‌ای- بیرون پ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

_ دوست داری امروز تلفنی با هم صحبت کنیم؟ آه، دیگه بحث دوست داشتنِ صحبت کردن نیست، بحث توانایی و من ناتوانم. __ همین، ناتوانم من. بدون توضیح بیشتر حتی. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بابا زنگ زده فردا قراره میوه هارو بچینیم ناهارو صبحونه، رو حاضر کنین بیارین خیلی خیلی ارزونه می خرن :( بابا هرروز از ساعت 3 عصر می رفت شب هم می موند فردا صیح 6 برمیگشت میگه الان دیگه خیلی سرد نمی تونم بمونم وگرنه می ذاشتیم شاید قیمت ها بالاتر می رفت. حتی سرد خونه الان کامل پُره انار، خرماست خالی نیس ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید