دارم برمیگردم خونه و به احتمال خیلی زیاد یک مدت نباشم. قر و قاطی شدم و این سوسن بهم ریخته رو دوست ندارم. با دکترم صحبت کردم که با این قرص اضطرابم کنترل میشه ولی باید ۶ ماه دیگه افسردگی حاد درمان کنی، چون اصلا راضی نیستم. خندید گفت: نه واقعا همچین چیزی رو ترجیح نمیدم. دز رو کاهش میدیم اگر نشد دارو عو ...
یه شد دیگه به شد های زندگیم اضافه شد ^ _^ خیلی خوشحالم.. خدایا شکرت :) ...
در یکی از مطالعه های جدید، محققان 13 گروه با کتری را که مربوط به افزایش احتمال بزرگسالان به عالئم افسردگی بودشناسایی کردند. با این حال کارشناسان تأ کید کردند که این یافته ها ثابت نمیکند که هیچ یک از مشکلات روده باعث ایجادیامحافظت در برابر افسردگی میشود. بنابراین توصیه به مصرف پروبیوتیک ها به عنوان ی ...
این چند وقت آشفته بودم و هستم فکر کنم. حس امنیت رو از دست دادم و به خودم حس امنیت نمیدم. دوست دارم یکی بهم بگه که هیچ چیزی اهمیت نداره و من باور کنم اهمیت نداره. دیروز و پریروز پیش خواهر بزرگه بودم. گفتم من کافی نیستم! همهاش انگار دارم کم میذارم. گفت: این چه حسیه؟ تو کافیترینی. پارسال هم خوندی. گ ...
درهم نوشت: مدتهاست ننوشته ام دلم به نوشتن نمیرفت. اما بزار بنویسم در دل شب که نزدیک به لحظات مقدس سحر هست توی حیاط نشسته ام باد خنکی میوزه صدای باد ،صدای خش خش شاخه ها و صدای گربه ای که ماههاست خونه ما رو تنبلخونه شاه عباس فرض کرده و من دارم سعی میکنم دیگه اشتباه نکنم بهش غذا بدم عادتش بدم به تن پ ...
وقتی خوندی بگو پست رو پاک کنم. سلام عزیزکم من با تمام وجودم درکت میکنم و واقعا از ته دلم دوست دارم کمکت کنم اما چطوری نمیدونم. دلم میخواد فقط بهت بگم راه مامانت نرو .میدونم کوچولویی میدونم اذیتی میدونم زندگی سخته میدونم دوست داری مثل دوربری هات زندگی کنی اما خوب نمیشه.چیکار میشه کرد به خداوندی خدایی ...
در بی انگیزه ترین روزهای عمرم هستم...! دیگه حس و حال هیچی نیست...! دیگه حس میکنم دیره برای خیلی چیزا...! دیگه تکون نمیخورم، اصلا چیزی تکونم نمیده...! راکد شدم!جریانی نیست! فقط سکون...! ناراضی ام از این رضایت به سکون! کاش جاری بشم! حرکت کنم! تکون بخورم! دلم یه نیروی محرکه میخواد! ی انگیزه! یه تلنگر! ...
امروز ساعت شش عصر رفته بودم گوشت بخرم، اما، شنیدم که : - دیر آمده اید.گوشت تمام شده است. چند روز پیش ده تا سوپرمارکت را گشتم تا توانستم مرغ پیدا کنم.تازه چه مرغی.فروشنده گفت: - خونریزی زیر پوستی داره! - یعنی چی؟ -چیز مهمی نیست.به مرغ تو مسیر ضربه وارد شده! مرغ را خریدم و آن شب از بس گرسنه بودم مقدار ...
کاش کاش کاش میشد همین الان چمدونمو میبستم و واسه همیشهههه گم و گور میشدم و این شاهینو تا آخررررر عمر حسرت ب دل میذاشتم .. هر چند این آدم انقددددد بی رحم و بی احساس هست که اگه اینکارم کنم ککش هم نمی گزه .. خدایا چرا این آدمو تو زندگی من گذاشتی که انقد اذیتم کنه .. من واقعا چه گناهیی کرده بودم ؟ ...
خواستم از بتمنی یه پست بنویسم از باز شدن شکوفه های درخت توی حیاطمون و... ولی یه نکته از آدم لجباز ( از بس تند می حرفه اسمشو گذاشتم آدم لجبازه) یاد گرفتم.. دست گذاشت رو یه نقطه ای که من حاضر نیستم اینو بپزیم.. درست میگه ها ولی من هنوزم قانع نشدم و نپذیرفتم تصور اینکه من تبدیل شدم به آدمی که: جایی که ...