به دعوت انجمن روانشناسی ایران، حسین پاینده در نشست نوروزی این انجمن سخنرانی خواهد کرد. در این سخنرانی، با عنوان «چرا در مطالعات ادبی به روانشناسی نیاز داریم؟»، دکتر پاینده به طرح این موضوع خواهد پرداخت که پژوهشگران ادبیات و منتقدان ادبی چگونه از مفاهیم و روشهای روانشناسی برای تحلیل متون ادبی است ...
قولي لي! أيّ عالَماً حصلتِ عليه؟ بيديكِ الّتي تخلَّت عنّي؟!! به من بگو؛ کجای جهان را گرفتی؟ با دستهایی که، مرا رَها کردی! ...
گریه کن اگه گریه نکنی اگه به موقع گریه نکنی اگه به اندازه کافی گریه نکنی غمش تا همیشه تو دلت میمونه.... ...
این خیلی بده که حال بدم و یا تنفرمو نشون میدم تو چهره ام. حس بدی دارم برای صبح ولی خب چیکار کنم. ولی بر نشد نرفتن ترم بهدو میتونم به این ربط بدم. همین که موضعمو برای اون شغله کشیدم عقب حالم خوب شد نمیدونم چرا به شغلی با این همه آپشن و مصاحبه خوب حس بدی داشتم. بهرحال فکر کنم به شهودم توجه کردم برعکس ...
✨ اسطوره یا واقعیت؟ در دل کوههای آذربایجان، جایی هست که افسانهها میگن محل حبس دیوهاست. اینجا زندان سلیمانه؛ جایی که میگن حضرت سلیمان، با انگشتر قدرتش، موجودات شریر رو در دل زمین زندانی کرده. 🔮 نظر تو چیه؟ باور میکنی اینجا یه دروازهی بسته به دنیاست که نمیتونیم درکش کنیم؟ یا فقط یه گوداله؟ "قد ...
من از خیلی وقته دارم برای کنکور میخونم. کنکور ارشد وزارت بهداشت. ولی خب فکر میکنم اگر در طول روز به این فکر کنم که شب باید در مورد روزم و چیزایی که خوندم بنویسم، بیشتر درس بخونم و کمتر وقت هدر بدم. پس از همین امشب مینویسیم! امروز یه آزمون ویروس زدم! 2 درصد! خخ میدونم خیلی کمه. مخصوصا برای درصد ویروس ...
مقاوتم در برابر آدم های احمق به صفر رسیده است و با وجود آنکه برخلاف گذشته که مطمئن نبودم رفتارهای احمقانه آدم های اطرافم ناشی از حماقت محض شان است و یا صرفا زرنگی خامی است مخصوص آدم های پست فطرت که احمق می نمایانند تا برنده شوند.الان مطمئنم گزینه اول درست است و واقعا احمق هستند و هیچ ریا و دروغی در ...
دلم برای دبیرستان و دوستای دبیرستانم تنگ شده دلم میخواد مثل مادر خانواده که تک تک بچه هاشو صدا میزنه بیان سر سفره بشینند و دور هم جمعشون میکنه یکی یکی دوستامو دور هم جمع کنم اما خب نمیشه...الهه در شرف عروسیه فاطمه در شرف عقد شقایق دانشگاهه مهدیه ام که از وقتی ازدواج کرده یه جوری هیچکس رو تحویل نمیگی ...
دیشب یه پیام کوتاه به ح دادم و زود خوابم برد. اکثر اوقات در این مواقع پیامم رو پاک میکنم. دیگه خوابیده بودم و پیامم رو پاک نکردم. دیدم ساعت دوازده و نیم اینا پیام داده که سرم شلوغ بوده و الان دیدم پیامت رو. امیدوارم بیدار باشی و صحبت کنیم و دست همدیگر رو بگیریم. من خواب بودم دیگه. ولی بیدار که شدم ...
اشکالی نداره. نه غمها اشکال دارن، نه غصهها. همشون بینقص. همشون کامل. ...