بعضی وقتا که میرم دکتر یا تراپی، چون دیر میشه مامان فکر می‌کنه رفتم دختر بازی! مامان پسرت طوری بزرگ شد که دخترا رو بازی نده... بعدشم مامان پسرت اگه اونقدر روحیه خوبی داشت که... مامان پسرت دقیقا شد همون چیزی که نباید، چون عاشق کسی شده بود که نباید... این نوشته هم قراره مثل اون نوشته ها شه که سه نقطه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز روزِ خوبی بود؟ نمیدونم صبح وقتی تو اتاق رِست خواب بودم با صدای گریه ی یکی از همکارا بیدار شدم مادرش حالش خوب نیست، وضعیت کبدش خرابه و دیر متوجه شدن این مدتی که میرم سرکار ازین یهویی خراب شدنا، یهویی ویرون شدنا و یهویی رفتنا زیاد دیدم مثلا تو یه شب آروم پدری برای ناخوشی کوچیک دختر بچه ی ۹ ساله ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من امروز صبح زود رفتم یه جا تو صادقیه تهران که آزمایشات و کارای قبل از استخداممو انجام بدم کارم تا حدود ساعت ده و نیم طول کشید هوا بی نهایت گرم و خفه بود و منم کلی کار داشتم خلاصه کارامو انجام دادم و تا ساعت دوازده و نیم یک برگشتم کرج بعد یادم افتاد که گفتن از پلیس +۱۰ باید گواهی عدم سو پیشینه هم بگ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خداوندِ دل‌شکسته‌ها: فرزندم، شنیدم صدای قلبت رو… حتی وقتی که هیچ‌کس نشنید. تو فکر کردی تنها شدی، ولی من اون شب که اشکت بی‌صدا روی بالش افتاد، دستم رو روی سرت گذاشتم. تو ندیدی، اما من اونجا بودم. هنوز هم هستم. برگرد به آغوشم، همون جایی که همیشه برای تو خالیه. اینستا از این پست ها بود یکی از نامه ها ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

1. لیلا یکی از دوستان صمیمی سارا بود که چند سال پیش دوستی شان بهم خورد و سارا از همه جا بلاکش کرد.بعد امروز من لیلا را اتفاقی دیدم و سلام و احوالپرسی کردم و اینا.لیلا احوال سارا را پرسید و من گفتم که خوب است و او گفت: - به سارا بگو خر نباشه و من رو از بلاکی دربیاره.دنیا ارزش نداره. امشب به سارا زنگ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از دیروز تاحالا نگاه محمد حسین میکنم غصه ام میگیره.. غصه ی مادرای که داغ دار شدن.. لاپنبه بزاریش..حواست باشه گرمش نشه سردش نشه.‌‌.حواست باشه بالشت زیر سرش نرم باشه...لباس مدرسه اش رو اتو کنی بچه ات کثیف نره مدرسه...سربازی بفرستیش...جوون بشه کیف کنی از جوون بودنش..نگاه قد و بالاش کنی جیگرت حال بیاد ، ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

فکر کردن به آینده میتونه دردناک باشه. به اینکه نمیدونی در آینده چطور بدون پدر و مادرت زندگی کنی؟ چطور وقتی ازدواج نکردی زندگیت رو بکنی و جامعه بهت زور نگه؟ اینکه جز خدا هیچ کس رو تو این دنیا نداری که بتونی بهش پناه ببری. بعضی وقتا میگم خدا کافیه که محتاج کسی نباشی. بعضی وقتا هم میترسم. نمیدونم تا چه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خاکستری عزیزم، از اون سالی که کنکور اولم رو خراب کردم رفته رفته اعتماد به نفسم اونقدر کم شد تا اینکه دیگه نسبت به همه چیز بی حس شدم. قبلا به ظاهرم اهمیت می دادم که حتما زیبا باشم، ماشین خراب رو نبینند و فکر نکنن ما مشکل مالی داریم، لباس خوب و اتو شده بپوشم و توی کلاس بحث کنم تا دیگران به هوش و علم م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

۴۵ دقیقه زودتر خروج زدم، تاکسی گرفتم ساندویچم و بلعیدم و خودپو رسوندم به سالن. صدای آهنگ خوب بود اما نشون از این بود که نرسیدم به اجرا. خستگیم رو تنم افتاد. یکم گوش دادم و دلم طاقت نیاورد. برگشتم سمت خونه. یه چیزی رو دلم سنگینه. خودمو دلداری دادم که آخرهفته میبرمت یه جا دلت باز بشه...چرا انقد کلافه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

انتشارات نیلوفر چاپ جدید کتاب نقد ادبی و دموکراسی را منتشر کرد. این کتاب (با عنوان فرعی « جستارهایی در نظریه و نقد ادبی جدید ») مجموعه‌ای از نوشته‌های حسین پاینده درباره‌ی نظریه و نقد ادبی جدید است که با هدف دامن زدن به تکثر آراء و نیز به منظور تأکید بر شالوده‌ی دموکراتیک این حوزه از علوم انسانی منت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید