خواهرشوهرم از دنیا رفت از هفتا خواهر شوهری که داشتم این از همه مظلوم تر بود ساکت و بی حاشیه و فراموش شده با دوتا بچه معلول.... دق کرد دق خدا عاقبت بچه هاش رو بخیر کنه.طفلکی ها اگر پست من رو میخونید صلوات و فاتحه ای براش بخونید ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من شیرازم شهر گل و بلبل .و اردیبهشت شیراز هم معروف .اماااااااا نمیتونم برم بیرون امروز مادر نوبت دکتر دارند و فردا هم من .اینقد خواهش داداش کوچیکه کردم تا راضی شد بیاد چون مادر با اون خیلی راحته و داداش کوچیکه هم بلده چطور مادر رو آرووم کنه برای همین این منت کشی می ارزید خارج از شوخی خداییش داداش خی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیگه عشقی وجود نداره و معنایی نداره،این یه حقیقته که عمیقا قبولش دارم عشق واقعی فقط خانواده و خدا بقیه اش پوچه! ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

برای گذشته ی رفته شده و بوی نم باران کودکی: صبح زود که به سمت کار راه می‌روم، هنوز خنکای شب بر زمین نشسته است. بوی خاک نمدار صبحگاهی که از دل زمین برمی‌خیزد، حسی غریب در دل ایجاد می‌کند. این عطر خاک، بی‌صدا و بی‌خبر از گذر زمان، یادآور لحظاتی است که دیگر برگشت‌ناپذیرند. شبنم‌های ریز روی برگ‌ها و چمن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

His eyes roaming over your body His breath warm behind your ears Holding your waist tightly "You're mine, doll" Tracing marks on your neck His hands cupping our face Kissing your neck and gripping your shoulders "Beg me darling, then you'll get what you want" "Tell me how much you want me" A smirk o ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خبر خوب آنکه آن سه نفر رفتند و خبر بد اینکه تاثیر رفتنشان بر میزان تحمل پذیری محیط برای من خیلی کمتر از آن چیزی بود که فکر می کردم.من فکر می کردم اگر این دار و دسته بروند تا سی درصد از سختی شرایط کارم کاسته می شود اما با کمال شگفتی دیدم که این میزان پنج درصد هم نبود.خلاصه که فعلا در این محنت کده گرف ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دلم می خواد یه مسکن قوی بخورم و تایه هفته فقط بخوابم.. دیگه آستانه صبر و مقاومتم به زیر صفر رسیده... امروز دوبار نوشتم وپاک کردم از خودم خجالت کشیدم اینجا از بس غر زدم... کاش می شد یه ماه برم یه جای خلوت تنها بدون گوشی و اینترنت شاید آرووم می شدم شاید حجم غم کم می شد. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

میخوام خاطره معلم شدنم رو تعریف کنم. من توی دو چیز خیلی بد بودم. یکی توضیح دادن و یاد دادن و یکی فن بیان و تپق نزدن! و یکی دیگه هم کلا خود برنامه‌نویسی! خیلی آنچنان برنامه‌نویس خوبی نبودم. یکم از زمان کرونا گذشته بود که متاسفانه خانواده ما هم کرونا گرفتن و خیلی زود به منم رسید، به مامانم رسید، مامان ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز، در سایه‌سارِ سکوتِ زرینِ گرین گیبلز نشسته‌ام، جایی که برگ‌های پیچک با باد نجوا می‌کنند و نورِ مهتاب، نقشِ رؤیاها را بر دیوار می‌کشد. آرامشی چنان ناب، مثلِ نخستین قطرهٔ شبنم بر گلبرگِ سحرگاهی، وجودم را فراگرفته است… اما ای دنیا! هشدار که آرامش ما را نخراشی! وصفِ حال: قلبم امروز، آوازی ملایم می ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز با یه عده از بازدید کننده ها رفتم کارخونه ، که منم کارخونه رو از نزدیک ببینم ، همینطور که داشتم تو سایت تولید باک ماشین با مدیرای یه شرکت خودروسازی قدم‌ میزدم ، تو دلم داشتم با خدا حرف میزدم .. گفتم خدایا ..‌ چقدر زندگی غیرقابل پیش بینی ه من اصلا فکرشم نمیکردم یه روزی تو همچین سالنی قدم بزنم و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید