هر وقت از رفتار کسی ناراحت شدید یادتون باشه که شاید اون چیزی که در دیگری میبینید و اذیتتون میکنه یه بخش فراموش شده یا زخمی خودتونه که این آدم فقط فعالش کرده ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیروز مامان نوبت دکتر داشت که نوبت این آقای دکتر باید ۶ماه طول بکشه تا ویزیت بشی اما چون با دخترخاله ام از سال‌های دور آشنا هستند ما ام ار ای رو اول فرستادیم ایشون رویت کردند و بعد گفتن مادر رو حضوری ببینند .البته بماند که آقای دکتر سالها پیش همکار ما بودند و من ایشون رو کامل می شناختم و همسرشون هم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اگر بمیرم خیلی ها براشون اصن مهم نیست خیلیا خوشحال میشن یه تعدادی هم ناراحت میشن ولی بعد یه مدت فراموش می‌کنند و درگیر زندگ خودشون میشن حتی بچه ی آدمم وقتی از آب و گل دراومد فراموش میکنه شاید فقط پدر و مادر تا ابد بسوزن و بسوزن و بسوزن.. پس وقتی میدونیم میفهمم زندگی اینه چرا برای کسی و چیزی باید روا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز هم نبودی. مثل دیروز، مثل پریروز، امروز هم ندیدمت. دروغ گفتم! مثل تمام 22 ماهی که بی تو سر شد و من تمام عکساتو جز به جز حفظم! آرامش این روزهامو مدیون تراپی رفتنام که انگار بالاخره داره جواب میده. خیلی عجیبه جای یه سری زخما چسب میزنی و یه جاهایی از زندگیت خوب میشه که فکرشو نمیکردی بهش ربط داشته ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

قشنگ نگاه می‌کنی می‌بینی فلانی چه راحت داره بالا میره، پست و مقام می‌گیره، همه بهش احترام می‌ذارن. بعد یه کم که دقیق‌تر میشی، می‌فهمی چه کسایی رو زیر پا له کرده تا به اینجا رسیده. چه حرف‌هایی پشت سر این و اون زده، چه جوری اعتبار بقیه رو دزدیده و به اسم خودش زده. بدتر از همه اینه که بعضی‌هاشون انگار ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

به عنوانِ یک آنه شرلیِ احساساتی ، دوباره خیلی بی احساس شدم امروز جوری شماره همه رو حذف کردم و آنفالوشون کردم که فقط مونده خودمو آنفالو کنم. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اولین بار بود که با چت جی پی تی درمورد مسائل عاطفیم حرف میزدم. پیچیدگی رابطه ام با ب رو واسش گفتم. چیزی و بهم نشون داد که بهش فکر نکرده بودم. اینکه به احساسات ب ممکنه لطمه وارد کرده باشم! یادم هست از یه دختر تو بچگیش گفت که بعدا مغرور و سرد شده بود باهاش. منم همون زخم و تداعی کردم شاید. این لحتمال ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

رمان‌نویس مدرن که خود شاهد دهشت‌ها و محنت‌های ناشی از خِرَدگراییِ محض و فروپاشیدن مبانی انسانیت در چند دهه‌ی اول قرن بیستم بوده است، می‌کوشد رمانی بیافریند که در عین شباهت به دنیایی که می‌شناسیم، همزمان دنیای کمال‌مطلوب دیگری را نیز از طریق نمادپردازی و لایه‌های چندگانه‌ی معنا به ذهن خواننده القا کن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

وقتی یک نفر از دنیا میره تازه میفهمم چقد باید برای هرچیز کوچیکی شکر کنم.مثلا چرا وقتی مهر یک مادر رو به بچه اش میبینم شکر نمیکنم برای وجود اون مادر؟ برای لبخند اون مادر...برای حس امنیت اون بچه...برای سلامتی یک جوون برای شادی یه خانواده...واقعا که هر رفتن یه هشدار برای اونایی که موندن... حالا خواهر ش ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

این روزها که اینجا نمی‌نوشتم و کلمات را ظاهر نمی‌کردم، توی سرم با خودم حرف میزدم. نمی‌دانید چقدر با خودم حرف زدم. آخر سر با خودم گفتم خودت از خودت داری خسته می‌شویی، بنویس. اینگونه شد که این‌ جایم. مدرسه تمام شد. نفس راحتی می‌کشم. بچه‌ها مشکلی نداشتند ولی کادر را اصلاً دوست نداشتم. فضای مدرسه پر از ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید