راه ارتباط من و آقا ح ویدیومسیجه. اینجور که جایی هستیم ویدیو مسیج میگیریم و سرمونو تکون میدیدم و میریم. حالا امروز من داشتم میرفتم بیرون براش ویدیومسیج گرفتم برگشت نوشت: میری بیرون نباید خوشگل باشی، اهه من مثل چی ذوق کردما: )))) واقعا ندید پدیدم. ...
پسر رو مرخص کردن الحمدالله حالش بهتره تبش قطع شده عفونت خونش برطرف شده ولی همچنان سرفه و عطسه و آبریزش رو داره..همین که میدونم سر حاله و حال و حوصله بازی داره خوشحالم میکنه..ا ولی به شدت بهونه گیر شده + تو این چند بار ، صدبار تیکه تیکه شدم و دوباره بازسازی کردم خودمو..خیلی لحظات سخت و تلخی بود که ا ...
سازگاری با رفیقان ظاهرا کار تو نیست از وفا و مهربانی دم مزن، کار تو نیست تو شریک دزد بودی و رفیق قافله غارتم کردی ولی گفتی به من: کار تو نیست پیش از آنی که بخواهی از کنارت می روم تا بدانی عذر ِ ما را خواستن، کار تو نیست ناز کم کن، عشوه بس کن، اشتباهی آمدی دلبری از ما جوانان پیرزن! کار تو نیست لایق ِ ...
خاکستری عزیزم، امروز تجربه های عجیب و غریبی رو همزمان بدست آوردم. سه تا عنوان متفاوت و جدا از هم رو نوشتم و نگران نباش قراره تا آخر این نامه منظور همه اش رو متوجه بشی. دیشب داشتم به این فکر می کردم که فردا بین ساعت کلاس ۱۰ تا ۱۲ بیکارم و کاش س ز نسبت به قبل بازم با من صمیمی باشه و بتونیم بریم دور دو ...
هر روز به ابعاد جدیدی از اشتباهی که کردم پی میبرم. حس میکنم درست جایی که میتونست نقطهی عطف زندگیم باشه پا پس کشیدم که مباد شیشه نازک آرامشم خراشی رو متحمل بشه. اشتباه کردم. بد جایی هم اشتباه کردم. و مگر زندگی چند بار یه فرصت رو نصیب آدم میکنه. ...
امروز روزیه که میخوام خودمو حسابی لوس کنم. بخاطر اینکه قوی بود و دووم آورد ممنونشم. امروز به موقع بیدار شدم و همه کارهام و خیلی خوب انجام دادم. اضطراب اجتماعی و شرم حس نمیکردم. گاهی خسته میشدم و کمی فشار کار رو روی خودم کم میکردم. از اینکه خوب از پس کارهایی براومدم خوشحالم. ترس میتونست امروزم و دگرگ ...
هر روز با خودم جنگ دارم. یه راه رو انتخاب میکنم و فرداش دوباره از اول بحث ها رو با خودم شروع میکنم. شاید دلیل اینکه قدمام کوچیکه همینه چون میگم اگه اونکارو میکردم زودتر نتیجه میگرفتم. تمام تلاش من اینه که بتونم شرایطی که دارم و خانوادم داره رو زودتر عوض کنم برا همینم دنبال کاریم که علاوه بر اینکه با ...
امروز که بیدار شدم مثل یک چوب خشک بودم اما شب خواب خوبی داشتم دیشب وقتی دختر بزرگم برام قرص ملاتونین آورد که زیرزبانی بود اما من حوصله نداشتم و قورتش دادم و نیم ساعت بعد هم کتاب صوتی آب نبات لیمویی گذاشتم اصلا یه جمله هم نشنیده خوابم برد.خدا رو شکر. صبح اول رفتم وبلاگ دوستان عزیزم رو سر زدم وبلاگ تی ...
از وقتی تصمیم گرفتم واسه ب کمرنگ شم، اون از من کمرنگ تر شده. با اینحال خبرهایی از دوست مشترکمون میشنوم. نمیتونم ازش بپرسم چون نمیخوام مشخص بشه که درگیرشم. پیام نمیده، استوری نمیذاره ولی استوریمو اولین نفر سین میکنه. جواب پیام هامو نمیده و چیزهایی استوری میکنه که دلم بخواد به خودم بگیرم. گیرم بهش چیه ...
از پارسال دلم میخواست برای اتاقم کتابخانه نصب کنم و نمیشد. نمیدانم دقیقاً چه چیزی پیش آمد ولی هر چه بود اجازه نداد که من کتابخانه داشته باشم. البته ما یک کتابخانه در خانه داریم ولی من کتابخانهی خودم را میخواستم. کتاب زیاد دارم. میخواهم همه را به ترتیب و زیبا بچینم. در اتفاق یکهویی، شوهر خاله ج ...