وای که چقد سخت میگذره ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز در بی حوصله ترین حالت ممکن بودم دیشب بعد از اینکه خوابم نبرد و پست رو نوشتم باز هم کامل آرووم نشدم و اومدم از طاقچه واسه خودم کتاب صوتی آب‌نبات لیمویی خریدم و یه فصلش رو هم گوش دادم یه ذره بهتر شدم اما خوب نمی‌شدم تا ساعت ۷صبح حالم بد بودو آخرش هم رو آوردم به دارو و خوابیدم تا ساعت ۱قبلش هم که ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

ما گاهی با خودمان فکر می‌کنیم اگر پدر و مادرمون رو کنار بگذاریم، اگه گذشته‌مون رو فراموش کنیم، شاید زودتر به چیزی که دنبالشیم برسیم. شاید راحت‌تر توی این دنیای پر از رقابت بجنگیم و پیروز بشیم؛ شاید تصویر مرتب‌تری از خودمون بسازیم، بی‌نیاز از خاطراتی که خاک گرفته‌اند. فکر می‌کنیم اگه از اون‌ها فاصله ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

باحالترین قسمت زتدگی در سنندج برای من این است که هر وسیله چوبی که در ژورنال ها می بینم و دلم می خواهد داشته باشم را می توانم داشته باشم.کافی است به یک مغازه نازک کاری بروم.عکس را نشان بدهم و هزینه اش را پرداخت کنم.خیلی زود و معنولا در تاربخی که خودشان گفته اتد کار آماده است و قسمت هیجان انگیزش این ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یکنواختی کسل کننده‌ای در سرنوشت انسان است و تقدیر ما در فراز و نشیب امید و دلتنگی جریان دارد. از فضیلت‌های ناچیز، گینزبورگ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز بارون خیلی قشنگی اومد. تقریبا سه ساعت پیش بود. با داداشم رفتیم میدون امام. تو بارون محشر بود. باقلوا گرفتیم و اوردیم خونه بخوریم. تایم کوتاه و خوبی بود. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یکی از اجراهای هیلاری هان رو گذاشتم پلی میشه. هدفون توی سرمه. پشت به پنجره اتاقم و هوای نیمه ابری. با هر آرشه‌ای که هیلاری میکشه انگار یه تیغ روی قلب من کشیده میشه و اشک ازش میاد بیرون و از چشمام میزنه بیرون. خوبه که خونه کسی نیست... دفترم رو باز میکنم مسیرهای پیش رو احتمالی رو بنویسم. خیلی بده که ت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خوابم نمی‌بره هی با خودم کلنجار میرم یه چیزی روی قلبم خیلی سنگینی میکنه و یه بغضی تو گلوم میمونه اینکه آیا حق دارم یا نه ؟مرددم در وجود همه ما همه نوع حسی هست از حس انتقام دلسوزی حسادت تنوع طلبی و....اما برنده اونی هست که این حس ها رو کنترل میکنه خدایا در این دل شب در حالیکه از شدت بی خوابی قلبم تند ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

شیرخشک حلوا را یا از بانه یا مریوان می خرند.این بار از مریوان سفارش داده بودند و شاانس این طفلک باربری ها اعتصاب کرده اند و در حالیکه شیرخشک حلوا در باربری خاک می خورد، این بچه عصبی و ناراحت و گرسنه و گریان است و از طرفی شیرخشک هیچ برند دیگری را هم نمی خورد و برند موردعلاقه اش در بانه و مریوان هم نا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

قدم‌هاش سنگین‌تر از همیشه بود. هر قدمی که برمی‌داشت، انگار یه کوه غم رو دوشش حس می‌کرد. نه صدایی، نه دستی، هیچی. فقط سکوت بود و یه راهی که هرچی می‌رفت، دورتر می‌شد. یادش میومد اون روزایی رو که واسه یه ایده، شبا تا صبح بیدار می‌موند، پروژه‌هایی که با جون و دل تموم می‌کرد، و راهروهایی که خودش با دستای ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید