هر روز از کنار جمعیت عبور می‌کنم و تماشاگر افرادی هستم که گویی استاد زندگی‌اند؛ در هنر لبخند زدن، در سکوت‌کردن و حتی در دل نبستن. اما من، همیشه جایی از مسیرم ناقص است. هنگام لبخند، بغض در گلویم حلقه می‌زند و هنگامی که باید سکوت کنم، تمام اندوه‌هایم را آشکار می‌سازم . بارها مقابل آیینه ایستاده‌ام و ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

موقعیت: در حال گذر از برهه‌ی حساس " خب الآن چه غلطی کنم با این زندگی". ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دو میلیون و پانصد هزار تومن هزینه گچ گرفتن انگشت شکسته پایم شد.بعددکتر ارتوپدی که پریروز پایم را گچ گرفت با اینکه کارش خیلی درست است یادش رفت بگوید چند دقیقه پایم را در هوا معلق نگه دارم تا گچ خشک شود و من هم که کلا همیشه نانم روی ساج است سربع پایم را پایین آوردم و تا دستیار دکتر متوجه شد و گفت پایم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نشستم برنامه ده روز آینده ام نوشتم. جمع بندی کردم ده روزه گذشته رو خوب نبود به هزار و یک دلیل + دلم الکی الکی گرفته! + من خیلی ترس از دست دادن دارم از مردن عزیزانم میترسم تو جنگ به اوج خودش رسید...جنگ به ظاهر تمام شد ولی این ترس موند...انگار جنگ منو با ترسم رو به رو کرد... انگار هرچی وابستگی عاطفی د ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خیلی خیلی احساس خوبی دارم ینی امشب می بینمش؟ تورا دیده ام بعد عمری سلام ببین اشک شوقی که ریزد مدام * خونه یکی از دوستان خانواده گی زهره هستیم بینهایتتتتتت مهمون نواز طوری رفتار دارن انگار صد سال همو می شناسیم.. آدم این همه مهربونی می بینه عشق می کنه مارو هم به وای فای خونشون وصل کرده.. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خوشحال نیستم. امروز حس کردم آدمها باز دارن حرومم میکنن. من یبار حروم شدم توسط الف. عشقمو، وقتمو، جونترین ورژنمو به فنا داد. امروز وقتی ساعت کاریم تموم شده بود زیادی درگیر کار شدم. مدام تماس،... حس کردم زیاد ازم استفاده کردن بدون اینکه قدرم و بدونن. چ خواست بعد از کارم برم پیشش. رفتم و بیشتر راحتی او ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

می‌دونی، مهربونی فقط یه کلمه قشنگ نیس؛ مثِ پلیه که دل آدمارو به هم وصل می‌کنه. ولی سخته وقتی دستایی که به سمتت میاد، به جای گرفتن دستت، ولت می‌کنن و میرن. با این حال، بازم دلت نمیاد نامهربون باشی، حتی وقتی دنیا سرد و بی‌رحم میشه. تو مثِ یه چراغی که توی تاریکی می‌درخشه، حتی اگه هیچ‌کس قدرشو ندونه. ما ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تو هر جا که می‌ری، رد پای مهربانی می‌ذاری؛ حتی اگر کسی متوجه اون نشه. این رد پاها شاید کوچیک باشن، اما جهان را به مکانی بهتر تبدیل می‌کنن. شاید تو قهرمان بزرگ داستان‌ها نباشی، اما برای کسی که نیازمنده، تو همه‌ی دنیا هستی. مانا/1404 ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیروز بعد از کار ، رهسپار کلاس موسیقی شدم تمرین گروهی نداشتیم و با میلاد برگشتم. حالا میلاد ‌کیست؟ میلاد یک پسر بیست و شیش هفت ساله ی بی نهایت مهربون و با شخصیت‌ است که تازه سربازی اش را تمام کرده و موها و ریش و سبیلش دقیقا همرنگ موهای آن شرلی س. خیلی ام خوب ساز میزنه و ما ب واسطه ی کلاس موسیقی با ه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

1. امروز که سراسر خانه بودم برای تنها چیزی که دلم تنگ شد پیاده روی عصرهایم بود.با اینکه دو تا اتفاق مزخرف تا حدی از خوشایندی زمان کاست.اما، همچنان تا عصر خوش خوشانم بود.سریالDeptQ را تمام کردم و نظرم در مورد آن مثبت لست.دیدنش بد نیست گرچه سوژه تا حدی تکراری بود.اما خوب زندگی کلا تکراری است دیگر‌.نمو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید