پریشب دخترخاله و شوهرش را دیدم. شوهر دخترخاله حالش خوب نبود و مشخص بود. دخترخاله گفت: دندانش درد میکند و دندانپزشک نوبت نداده است. گفتم: من نوبت میگیرم. کاری که ندارد. فردا زنگ زدم. با منشی صحبت کردم. گفتم من هیچ وقت نوبت های اورژانسی برای دندانهای نمیگرفتم و خودتان بهتر میدانید. این بار پسرخالها ...
دیشب دوستم علیرضا از استرالیا تو فیسبوک بهم پیام داد. علیرضا دوستی بود که حدود پانزده سال پیش با هم به کتابخانه ملی در بزرگراه حقانی میرفتیم و آنجا با هم آیلتس میخواندیم. آخرین باری که با هم چت کرده بودیم برای ده سال پیش بود. سال 2015. بهم گفت گوریل چطوری؟ خیلی وقته ازت خبر ندارم. دقیقا بخوام بگم ...
ساعت نزدیک دوازده شب است. من روی کاناپه دراز کشیدهام (طبق معمول). یک قسمت از مغزم دارد فرمان میدهد که هر چه زودتر به سمت تخت بروم و بخوابم تا برنامه خوابم بهم نریزد. یک قسمت دیگر مغزم حس نوستالژیک پیدا کرده است و دارد درباره زندگی و خودآگاهی و مرگ و طول عمر و چیزهای دیگر فکر میکند. امروز دو سه تا ...
نصف شبی اومده میگه توی بیابون یه چیز عجیب دیدم یه پیر زنه که لباس قدیمی تنش بود و برعکس راه می رفت 😐😐 الان باید بیای این سوال رو بپرسی.. من از این مدل سوال ها می ترسم چون رسم قبول دارم جن و اجنه و شیاطین هستن.. رفتم زیر پتوم ( مثلا مخفی گاه) قلبم تند تند می زنه 😐 واقعا شب جای تعریف کردن این چیزا نیس ...
داره بارون میاد و پاییز نزدیکه، فقط چند قدم مونده به پاییز و … بوی برگهای خیس توی هوا پیچیده، انگار زمین خودش رو برای خواب طولانی آماده میکنه. صدای بارون روی آسفالت، شبیه تپش قلبیه که از هیجان دیدار میزنه بیرون. پاییز همیشه همینطوره؛ انگار قرار نیست فقط فصل باشه، یک جور آینهست برای دل آدم . هر ...
اولا که صبج دوباره دیر بیدار شدم.اصلا سیستم بیدار باش مغز من از وقتی که پزشکیان اعلام کرد پیشنهاد داده است ادارات ساعت نه شروع به کار کنند، به هم ریخته تر شده است و نمی دانم اگر پیشنهادش رد شود چه کنم؟ اینکه دیر بیدار شدم را گفتم.این را هم بگویم که در مسیر رفتن به اداره، پشت سر آقایی بودم که داشت با ...
دلم میخواد حرف بزنم. خیلی چیز خاصی مد نظرم نیست. دختری که مشاورم هست رو دوست دارم. خیلی احساس آرامش بیشتری دارم و حسمم بهتره. فکر میکنم بهتر باشه برم کتابخونه. ساعت مطالعه بهتری میتونم داشته باشم و از این نظر کاملا مطمئنم. __ اداره به مدیر هنوز اعلام نکرده من نمیرم و منم به دوستم گفتم من به هیچ عنو ...
گفت دانایی که: گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر! لاجرم جاری است پیکاری سترگ روز و شب، مابین این انسان و گرگ زور بازو چاره ی این گرگ نیست صاحب اندیشه داند چاره چیست ای بسا انسان رنجور پریش سخت پیچیده گلوی گرگ خویش وی بسا زور آفرین مرد دلیر هست در چنگال گرگ خود اسیر هر که گرگش را در اندازد به خا ...
سال ۱۴۰۴ عزیزم الان حدودا شیش ماه ازت گذشته بدجوووووری داری باهام بداخلاقی میکنی لعنتی . این رسمش نبود ... نمیدونم حکمت این ماجرا چی بود که خداوند منو تو این مسیر گذاشت ، شاید میخواست یه چیزایی رو بهم ثابت کنه شاید میخواست بگه آبجی ،، انقد تو مسیری که دلت میخواد باشی پافشاری نکن اونجا بگایی ها.. و د ...
Dear Grey, now I'm proud to state that my harry potter era is finally over. After listening to all audio books and watching all movies + 3 fantastic beasts movies and also listening to the cursed child, I'm pretty sure that there's absolutely no more new harry potter content for me left to watch nor ...