قسمت 3 صبح، صدای رفت‌وآمد مسافرها در راهروی مهمان‌خانه مونس را از خواب پراند. نور خاکستری صبحگاهی از میان پنجره‌ی کوچک به داخل می‌تابید. او مدتی در رختخواب ماند، به سقف زل زد و به این فکر کرد که امروز باید از کجا شروع کند . بلند شد، صورتش را با آب سرد شست و با دستانی لرزان روسری‌اش را مرتب کرد. دلش ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

پاییز رسید و با اومدنش بطور واضح هوا سردتر شد. این شاهکار خیامه. این همه سال گذشت و تقویمش انقدر دقیق عمل میکنه. خیلی خوشحالم. قدری خوشکلتر شدم. دیگه با زشت و بدتیپ بودن وفاداریم و به کسی نشون نمیدم. مبنای زندگیم شده هرجور بیشتر خوش میگذره. چ میگه اگه یه روز باهاش حسم خوب نباشه نمیمونم. آفرین. چرا ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز رفتم پیش دکتر زنان برام آزمایش و سونو نوشت باید انجام بدمو باز برم پیشش ، گفته احتمالا هورمون هات بهم ریخته.. کاش رحم و تخمدانام هیچیشون نباشه ، کاش تنبلی تخمدان نداشته باشم .. خدایا همه رو سالم و سلامت نگه بدار از جمله من ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بعد از ۶ سال مریض شدم! اگر کرونا رو فاکتور بگیریم بعد از ۱۴ سال مریض شدم! حس عجیبی دارم، توی بدن درد غرق شدم و توی تب می‌سوزم. و نمی‌دونم چرا! مثل درد نبودن تو که نمی‌دونم چرا باید تحملش کنم؟ بدن درد خیلی عجیبی رو دارم تحمل میکنم.. انگار یه زلزله بزرگ توم جریان داره، انگار یه جنگ بزرگ وسط این زلزله ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

قوی باش این هم میگذره به تاریخ ۲مهرماه ۱۴۰۴ خدا جون اون یادداشتی که قراره ۲۳مهر دوباره بخونم رو بادته؟من خیلی به کریمانه بودنت و سخاوت تو حساب کردما کمکم کن تنها پناه من ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

در این واحد جدیدی که به آن تبعید شده ام سه نفر دیگر هم کار می کنند.دو تایشان رییس و معاون من هستند و یک فلک زده دیگر که البته خیلی جوان است با سابقه خیلی کم. رییس مان پانزده سال خدمت دارد.معاون سیزده من بیست و شش و آن آن فلک زده دیگر دوازده.حالا آس قصه؟من بر صندلی پیشخدمت قبلی تکیه زده ام و نمی دانس ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه من که در شدیدترین حالت دل دردم ... روحیه هم عجیب بهم ریخته. اصلا نمیتونم آروم بگیرم. قرصایی که میخورم فقط خواب آورند.. تا اثرشون میره همون غم و غصه ها دوباره برمیگردن... کی این کابوس تموم میشه ؟ بچه ها شما چه جوری کار پیدا کردین ؟ چه جوری برا خودتون درآمد دارین ؟ چه جور ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

متن زیر، مصاحبه‌ی حسین پاینده با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) است که این هفته انجام شد. وضعیت امروز نقد ادبی در ایران را در قیاس با گذشته چطور می‌بینید؟ آیا چشم‌اندازهای نظری تازه و قابل توجهی در این حیطه گشوده شده است و اگر نشده دلیلش چیست؟ در سال‌های اخیر، ترجمه‌ی منابع نقد ادبی به زبان فارسی کمک ش ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

پاییز آرام‌آرام از راه رسید؛ با بارانی که از دل آسمان می‌چکد و بوی خاک نم‌خورده‌ای که همه جا را پر می‌کند. انگار زمین بعد از تابستان داغ، نفس تازه‌ای می‌کشد. درخت‌ها جامه‌ای زرد و نارنجی بر تن کرده‌اند و باد، دسته‌دسته برگ‌ها را در هوا می‌رقصاند. این روزها، صدای خش‌خش برگ‌ها زیر پا، هم‌آوایی دلنشینی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

برای اولین بار بعد از مدت‌ها به قدری روز بدی داشتم که حتی دلم نمی‌خواد تعریف کنم و از تلاش بگم. فقط این که یک جایی آزمایش بابام رو به دکتر نشون دادم و چیزی گفت بهم که نتونستم به خواهرام بگم و مامانمم مسافرته. من موندم و پیگیری همچین چیزی. اه چند تا چیز دیگه هم باهاش پیش اومد که نمیگم و اصلا دوست ندا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید