قرار بود برم جلسه مادرهای کلاس زینب، یادتونه؟ مطمئنا یادتون نیست. کلاس درسم رو به خاطر اون جلسه جا به جا کردم ولی در نهایت، گند زدم و بغض بچهام رو دیدم و له شدم. هرچند زینب خیلی راحت از اون ماجرا عبور کرد و به راحتی حالش خوب شد، ولی برای خودم به عنوان یه مادر خیلی سخت بود... چون خودم باعث رنج بچه ...
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. بله ، بهشتی میخواست بگوید ایران با محاس ...
شرط تمدید سنوات دکترا، داشتن مقالهست و چون مقاله نداشتم، برای ترم جدید نتونستم ثبتنام کنم. چون که ثبتنام سیستمیه و بدون مقاله نمیشه. الان وضعیتمو عدم مراجعه زده تو سیستم. فیالواقع علاوه بر جریمهٔ تمدید سنوات، یه جریمه هم باید بابت عدم مراجعه و تأخیر در ثبتنامم بدم. قسمت جالب ماجرا اینجاست که ای ...
هرکس منو میبینه تعجب میکنه از اینکه چطور من میتونم این حال رو داشته باشم سنگینه و باورنکردنی ...
به نفس و ذات آفریننده آیات جهانِ هستی و عالم نیستی ، هر چیزی مفید فایده و وجودش برای نظم حاکم لازم است. در ابتدای ایام خدمت سربازی ، وقتی برای اولین بار در جمع پاسداران قرار گرفتم و میزان اخلاصشان در خدمت به مردم برای خشنودی خداوند را درک کردم. در یک آن و برای چند لحظه نسبتا طولانی نفس در سینه حبس ...
سلام، بعد از دو ماه یا بیشتر؟ نمیدونم. من خوبم. یعنی بهغیر از اضطرابِ مدام که دیگه بخشی از هویتم شده، خوبم. امروز دوشنبهست و اولین روز کاریه، اما دیدم بهتره اول چند خط بنویسم. اخیراً اخبار مهاجرت و اینا بوده. راستش ما دیگه پوستکلفت شدیم. هر روز یه چیزیه، و اگه هر بار بخوای زیادی به خودت بگیری، ن ...
۱. دیروز تو جلسه رئیس یه موضوعی رو مطرح کرد. گفتم فلانی تو این زمینه یه مقاله نوشته. گفت مقالهشو بیار بخونم. بعد از جلسه خواستم پرینت کنم که پرینتر وصل نشد و گذاشتم برای امروز. معمولاً این چیزا رو روی کاغذ باطلۀ یکروسفید میگیرم. برای ایشون هم همین کارو کردم و روی باطله گرفتم. صفحهٔ اول پرینت هم د ...
میدانی... دارم به این فکر میکنم که لذتِ صرف هم میتواند دل را بزند. شبیه سس خرسی. خوشمزه است ولی هیچ کس دلش نمیخواهد خالی بخورد. یا مثل نمک. حتی شاید خالی خالی خوردنشان ضرر هم داشته باشد. یا مثل نور خورشید. در سرما لذتبخش است و حتی لازم، ولی اگر کمی بیش از نیاز شد، آزاردهنده میشود. گاهی، شبی ...
این قسمت میخوام از تراپی دردناکم به میزبانی خداوند متعال بگم... پنجشنبه شب میلاد خانم فاطمهزهرا سلام الله علیها ما خونه مامانم دعوت بودیم. خب من نتونسته بودم کادو برای مامانم بخرم. چون کل هفته درگیر بودم و اون روز هم که مستحضر بودید، رفته بودم خونه دوستم. فلذا امروز جمعه، بعد از اینکه ناهار رو ...
یکی وقتی روی صندلی اتوبوس خوابیده بود کاپشنش رو انداخت روم. یکی بدون اینکه بهش بگم اون کاری که میخواستم انجام بدم رو بهم پیشنهاد داد که با هم انجام بدیم. یکی برام خط چشم کشید. یکی بخشی از من که تو ازش متنفرم رو دوست داشت. یکی وقتی خواب موندم بیدارم کرد. پس از مدتها رفتم زیر پتو و هندزفری گذاشتم و ...