سلام،در چند روز گذشته که در خصوص حوادث اخیر چیز هایی نوشتم، کامنت هایی دریافت کردم که اصلا خوشایند نبودند. افرادی وبلاگم رو دنبال کردن که با من زاویه180 ای دارند و خودشون هم میدونند.من میدونم که اگر این ماجرا ادامه پیدا کنه ما قراره عزیز های زیادی رو از دست بدیم. هممون.هردو گروه. امیدوارم خدا صبر و ...
ناموسا حس نمیکردم بدون اینترنت اینقد حالم زار بشه.. یعنی دو تا فیلم درست حسابیم محض رضای خدا دانلود نکردم که الان بشینم ببینم.. یدونه k2 رو دانلود کردم اونم تا قسمت ۹.. هیییی خدایا کرمتو شکر دارم فکر میکنم قبل این فضای مجازی چیکار میکردم که میبینم خیلی کار خاصی نمیکردم ولی اینقدم دیگه حس پوچی نداشتم ...
اگر هالیوود دو بال داشته باشه، یکی سکس هست، یکی خشونت. مرور که میکنی فیلمهای مهم رو، میبینی حول محور همینهاست. ژانرها متفاوت میشه ولی بنمایه یه چیزه. این دو تا رو از هالیوود بگیری، چیزی ازش نمیمونه. حالا تو فضای وبلاگ هم، دو تا بنمایه جالب داشتیم. از همون زمان که شروع شده تا الان. یکی جنس ...
نمیدونستم یه روزی قراره اینطوری برگردم اینجا و از سر اینکه با دنیای بیرون ارتباط بگیرم، اینجا چیزی بنویسم. این چندین سالی که هوای جوانی این سمت و اون سمت کشیده منو، تا حالا اینطوری بیقید نشده بودم. هر ذره انگیزهای هم که داشتم، همهشون رو باد برده. تبدیل شدم به یه آدم با چند تا هدف خیلی کوتاه مدت ...
همچنان در ساری، جز تماس تلفنی، هیچ ارتباطی مقدور نیست؛ حتی پیامک. همین نشان میدهد اپهای شبکه اجتماعی داخلی که این همه پایش سرمایه ریختهشد، سر بزنگاه به کار نمیآید. بانکها و مدارس و ادارهها بستهست. نمیدانستم مدرسه بسته بود تا وقتی سر صبح رفتم دم در مدرسه و دیدم قفل و زنجیر است. سر صبح خیلی ...
این سکوتی که این چندوقت دورم رو گرفته باعث شده خواسته یا ناخواسته به خیلی چیزا فکر کنم. انگار توی یه ساختمون 5 طبقه، متروکه و بزرگم و اون ساختمون زیر آب فرو رفته، همهچیز محوه و کسی صدات رو نمیشنوه. باز بودن بیان هم باعث شده برم و به قبلتر نگاه کنم، به زمانی که بچه بودم و خیلی با الانم تفاوت داشتم ...
خیلی خوبه اینجا میتونم باهاتون صحبت کنم:) شماهم زود زود بیاین صحبت کنیم... ...
امشب حول و حوش هشت شب، شد چهل و هشت ساعت که همه چیز قطع شده.ساعت های اول غمگین و عصبی و کلافه و بی خبر از همه جا بودم.بعد انگار عادت میکنی.الان دیگه به اون اندازه غمگین و عصبی و کلافه نیستم.ولی بی خبر از همه جا چرا.همچنان هستم.برخلاف هفته های قبل که همه چیز روی دور تند بود و همیشه خدا وقت کم می آورد ...
صدای امبولانس تو گوشم داره میپیچه ترس وجودمو گرفته یعنی کدوم جوون زخمی شده کی فوت شده ؟ کاش می تونستم برم بیرون ..کاش نمیزاشتم هیچ جوونی پرپر بشه هر صدای شلیکی که میاد انگار به قلبم میخوره میگن تو دنیای زر هر کسی خودش انتخاب میکرده تو چه کشوری چه برهه ای چه پدر و مادری داشته باشه یعنی من تو اون ...
همش همین ...