پریشب، صداها بلندتر و ترسناک‌تر بود. صدای تیراندازی، انفجار، و بوی عجیبی که بعداً فهمیدم بوی گاز اشک‌آوره. اول در حد بو بود، ولی وقتی در بالکن رو باز کردم ببینم چیه، چشمامم سوزوند! دیشب نسبتاً آروم بود و امشب آروم‌تر. دیروز مردد بودم که برم سر کار یا نرم. هشت صبح زنگ زدم به چند نفر از همکارا ببینم ک ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یه فیلم ازم هست که پخشِ زمینِ دانشکده‌م و دارم می‌خندم، اون‌قدر که اشک تو چشم‌هام جمع شده. بحث دلقک‌های پرخطر بود و من قبل از اون حرفش رو نشنیده بودم. تو یه تیکه از خواب دیشبم، همون‌طوری پخش زمینِ جایی بودم که به یاد نمی‌آرم، کنارِ آدمی که به یاد نمی‌آرم، و داشتم گریه می‌کردم. با تمام وجود، از ته دل ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اولین باری که آشپزی کردم ۱۲ ساله بودم.  جدا دوسش دارم. تراپی محضه.  خیلی غذاها هست که دستور پختش رو بلدم اما چون موادش نیست و نمیشه پول رو  محض سرگرمی خرج کرد نپختمشون...:)  شاید اگه بعد از لیسانس بتونم برم سرکار بیشتر خودمو سرگرم آشپزی کنم.  فعلا کیک برنجی رو گذاشتم تو لیست ببینم میتونم خوب درستش ک ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خیلی وقت قبل فرصت شد و فیلم انجمن شاعران مرده را دیدم. بعدش چندتا فیلم دیگه شبیهش را دیدم. (شبیهش به پیشنهاد سایتا) خلاصه از میون اون همه فیلم از فیلم Emperor's club بیشتر خوشم اومد. چون بیشتر بود این علاقه دیگه فایلش حذف نکردم گذاشتم بمونه. Emperor's club عکسش همین کنار وبلاگه. در این حال آفلاین م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

هر چقدر تلاش میکنم نمی تونم  من چالش های خیلی شدیدی تو زندگی پشت سر گذاشتم ولی دلم انگار داره آتیش میگیره  برای هر مادری که خبر فوت بچه شو میشنوه  اشکام داره میریزه  خدایا یه کاری کن خواهش میکنم  دل هیچ مادری نمیره تو این روزها نمیره ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نمی‌دونم از کجا شروع کنم، از کجا بگم یا اصن چی بگم؟ با هزار و یک امید اومدیم و قید علوم پزشکی و زدیم و افتادیم تو مسیر مهاجرت، وقتی به فکرش افتادم دلار ۴۸ هزار تومان بود.. موقع رفتن رسید دلار شده بود ۱۰۰ هزار تومان! اومدیم بریم، یسری مشکلات توی زندگی پیش اومد و نشد و دِفِر زدیم برای دانشگاه.. اینا چ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بیانی ها خواهش میکنم تند تند پست بزارین (T_T)  ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

داستانی که تازه داشت روی روال می افتاد با دانشگاه رفتنم روی زمین مونده... خیلی برنامه ها براش داشتم و خیلی بابتش ناراحتم... چون اولین باره که رسمی و یه جای مطمئن دارم یکی از سناریوهام رو منتشر میکنم.  البته یه خواننده بیشتر نداره :)  تا وقتی pdf بود چند نفری میخوندن اما حالا فقط یه نفره که مدام پیگی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خیلی ناراحتم از این وضعیت...اینترنت قطعهمدارس تعطیلحتی پیامک هم نمیشه ارسال کرد علاوه بر اینا خیلی از فعالیت های دیگه هم تعطیل شدن. چه اینکه دیگه حس و حالی هم واسه آدم نمی‌مونه واسه اینکه بخواد کاری بکنه.  از خیلی از دوستامم خبری ندارم. مخصوصا اونایی که فقط از طریق مجازی باهاشون در ارتباط بودم.  کام ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

جهان‌بینی دیگری نسبت به این پست؛     آدم‌هایی را می‌بینم که به زلال و گوارا بودن آب دریا ایمان دارند، من هر چقدر تلاش کنم که به آن‌ها بگویم کمی چشمانتان را باز کنید و اطرافتان را خوب ببینید، حرفم تمام نشده، کلامم را نشنیده، دوباره فریاد می‌زنند: «چیزی که حاضرین به خاطرش جونتون رو بدین دریا نیس، باتل ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید