متا تگها شاید کوتاه باشن، ولی اثرشون روی سئو از صد تا مقالهی بلند بالاتر باشه.یه Meta Title (عنوان متا) خوب میتونه مثل قلاب عمل کنه — هم برای گوگل، هم برای کاربر.و Meta Description (توضیح متا) همون متنیه که قراره کاربر رو قانع کنه تا روی لینکت کلیک کنه.اما یه سؤال مهم:آیا هوش مصنوعی (AI) میتونه جای ...
من اینجا خیلی غر زدم برای کنکور. نتیجه اونهمه غر زدن ها و اذیت شدن ها و غر شنیدن ها، شد رشته اقتصاد دانشگاه آیت اله بروجردی...شنبه میرم برای ثبتنام و از سوم آبان هم باید برم سر کلاس.... جدی جدی با یکسال تاخیر دانشجو شدم ها...:) ...
یادت نره… زندگی همینطوری آروم و بیصدا از کنارمون رد میشه، بیاونکه بفهمیم کِی شروع شد و کِی تموم میشه. روزها یکییکی میان، خستهتر از دیروز، و ما هنوز غرقِ کار و فکر و حساب و نگرانی، یادمون میره چرا شروع کردیم، کی بودیم، چی میخواستیم. آدمها زیر فشارِ روزمرگی له میشن، بیاونکه صدایی ازشون د ...
یادت نره اونقدر سرگرم زندگی بشی که محبت کردن به اطرافیانت یادت بره! اونقدر سرگرم خودت و دل مشغولیاتت بشی که نزدیکترین کَسات یادت بره. که یه وقتی عاشقش بودی! کاری نکنی که از زندگی سیر بشه، کاری نکنی که بگه همه چیزت الکی بود. یادت نره آدمها تا حدی تحملت میکنند،خودت رو، کم محلیات رو بی محبتیات رو، ...
نسل فردا میآید با دستهای خالی اما سرشار از آتش نسرین(مانا) خوش کیش ...
برگههای پاره در خیابانهای بینام قصههای ممنوع نسرین(مانا) خوش کیش ...
خاموشی هرگز نیست زیر خاکستر دردها آتش شعلهور است نسرین(مانا) خوش کیش ...
همهچیز با یه نگاه شروع شد. نگاه پر از امید و اعتماد، نگاه به کسی که فکر میکردم دنیا و همهچیز منه. و فکر کردم بلاخره اومده، کسی که با لبخندش دنیای منو روشن میکرد. روزهایی که کنار هم بودیم، پر از حرفها و رویاهایی بود که توی ذهنم میساختم. باور داشتم که این راه، راه مشترک ماست و هیچ چیز نمیتونه م ...
وقتی برای آخرینبار در را پشت سرش بست، فقط سکوت ماند و بوی ماندهی عطرش. هنوز فنجان نیمهخوردهی قهوه روی میز بود. تلخ، مثل تمام آنچه نگفتم . منیره همیشه بلد بود لبخند بزند. حتی وقتی ناراحت بود، چشمانش برق میزد. مهمانها میگفتند: ـ چه زن مهربونی! من لبخند میزدم. چون بلد بودم نقش شوهر خوشبخت را خو ...
از خواب که بیدار میشوی، هوا هنوز تاریک است. پرده را کنار میزنی و بیرون را نگاه میکنی؛ چراغهای خیابان هنوز خاموش نشدهاند و صدای چرخدندهی بخاری گازی، تنها نشانهی حیات در خانهی سرد و ساکت توست. سرفهات مثل صدای فلز روی فلز میپیچد و در گلو میسوزد. کنار تخت قرصها چیده شدهاند؛ یکی برای فشار، ...