صبح داداشم منو و زهرا رو رسوند سر راه و خودش رفت سرکار... من تاجایی که بتونم از دست فروش ها خرید می کنم اتفاقا خیلی هم میوه و سبزی های خوبی دارن 😊 یه کیلو سبزی ازش خریدم لبخند زد و گفت دشت اولمه ترازو نداشت رفت از مغازه کناری آورد نمیدونم شاید مال خودش بوده می ذاشته اونجا آقای کناریش هم اسباب بازی د ...
یک سری پروندهی باز تو زندگیم دارم که مدام برای بستنشون امروز و فردا میکنم. به لطف بعضی از دوستان الان مجبورم بعضی از اونها رو پیگیری کنم و تکلیفشون رو برای همیشه مشخص کنم. این دو تا فایدهی خیلی مهم داره، یکی اینکه بار […] ...
من اگه بتونم این موضوع ها رو برای مردم این منطقه توضیح بدم و فرهنگ سازی کنم، اون روز عید منه: ۱. هر گلودردی نیاز به چرک خشک کن نداره! ۲. خستگی مساوی نیست با درخواست آزمایش همه ویتامین ها! ( خسته شدم از بس میان میگن همه ویتامین ها رو برام تو آزمایش بنویس!) ۳. آزمایش همه دردهای بدنت رو بهت نشون نمیده! ...
حلوا داشت با شیشه شیر، شیرخشک میل می کرد و من شروع کردم دست کشیدن روی موهایش و در مقابل خانم با تمام توانی که داشت یک نیشگون از دست من گرفت.خواهرم در حالیکه از این حرکت دخترش برآشفته بود و از طرفی نمی خواست کار حلوا را خیلی مهم جلوه دهد، با یک لحن خنثی پرسید: - حالا این ناز بود یا نیشگون؟ حلوا در جا ...
کا تمو آوردم موجودی گرفتم ببنم چقدی دارم احتمالا فردا برم خیایون.. دارم فکر می کنم چی می تونم بخرم... اگه واسه خواهر بخرم، باید برای عروس هم بخرم ناراحت میشه.. الان شد سه تا کادو.. نمی دونم چی بخرم، خودمم چنتا وسیله لازم دارم.. به قول یه بنده خدایی ما هیچمون نیس، هیچی فقط پول نداریم .. هرچی هم ...
امشب دوست داشتم با لیلی برم بیرون ولی اصلا حال و حوصله نداشتم. همینطوری که روی مبل دراز کشیده بودم لیلی گفت بابا بیا یه فیلم ببینیم، منم گفتم باشه به شرطی که خودم انتخاب کنم، قبول کرد و شروع کردم بین فیلمهای مختلف گشتن […] ...
جملات هر بند را پشت سرهم و بیمکث بخوانید اما لطفا تصور کنید بعد از اتمام هر بند، راوی در حال نفس گرفتن است. هر چقدر پایینتر بروید سرعت متن و آشفتگی آن بیشتر میشود. ممنون از صبوری شما. ------------------- نمیدونم از چی، اما میدونم که میخوام بنویسم. حتی با نوشتن چند خط کوتاه دستم میگیره، عقب ...
من چیز های زیادی را در این هفده سال اتلاف اکسیژن امتحان کردهام. باله، پیانو، تنیس، اسکیت، بدن سازی، ژیمناستیک، فلوت، فرانسوی، آلمانی، انگلیسی، نویسندگی و حتی نقاشی. بماند که در بیشترشان به جایی نرسیدم و چنان ناکام رهایشان کردم که نه خود نه دیگران حتی به یادشان ندارند اما گذشته از آن من هرگز در چیزی ...
هوا قشنگ قاطی کرده آذر داره تموم میشه و نه ابری نه بارونی و نه حتی هوای خنکی ولی ناشکری هست که اگه نگم هوا بسیار مطبوع هست .ما همینکه گرممون نشه هم خوشحالیم . اومدم بهتون سلامی کنم و برم به مشغله هام برسم امروز یه نوبت ویزیت انلاین متخصص طب سنتی برای مادر گرفتم بعضی وقتها تا نعمتی از دست نره قدرش رو ...
با اینکه بارها بهش گفته بودم که دهنت رو به مزخرف گویی به من باز نکن، که نابود میشه احساسم نسبت بهت وقتی منو اینطوری میشوری میذاری کنار، نگو، نکن، انقدر تحقیر آمیز با من صحبت نکن؛ اگه حرفی داری، به زبون ِ خوش بگو.... علی رغم پونصدهزار بار تصریح کردن این مورد؛ باز دیشب سر سه ثانیه دیرتر چراغها رو خام ...