چشمام یه جوری درد می کنه که قابل تصور نیست دوس دارم با یه پارچه مشکی ببندم... کارگاه خیلی کارداریم.. فی الحال وقت درد اومدن نبود چشم قشنگ من.. اشک مصنوعی بریزم امیدوارم بهتر بشه. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

۱- یک روز در هفته مدرسه می‌رم و همون یک روز رو زنگ هنر دارم. با سه تا کلاس دارم که یک سوم و دو تا پنجم هستن و واقعا به این نتیجه  رسیدم که دانش‌آموزای کلاس سوم و چهارم بهترین دانش‌آموزان به لحاظ کنترل و مدیریت کردن هستن (حداقل برای خودم) و بهترین پایه برای من فکر می‌کنم همون پایه چهارم باشه. جایی که ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دلم مبخواد یه اتفاقی یچیزی پیش بیاد یه یک دو هفته سرکار نرم :( برای خودم به تنهایی مثلا سکته کنم مثلا دو هفته بمیرم باز زنده شم دیوونه خونه بستری شم روحیم بشدت بهم ریخته اعصابم داغونه نیاز دارم دو هفته فقط بخوابم :(( من خیلی خستس روحی روانی خیلی خستس شاید اگه یکیو داشتم ک دوستم داشت بهم عشق و محبت م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

فکر می کنم تمام خستگی های این مدت تبدیل شده بود به یک ماده مرموز که نفوذ کرده بود توی سرم و با افزایش حجم جمجمه تمام تلاشش را می کرد که چنان انفجار تر و تمیز و درست و درمانی به پا کند که در ان کورتکس هزارپاره، مخچه مفقود، پیشانی و پس سری کشک و پشم و آهیانه نیست و نابود شود.انگار مغزم نبدیل شده بود ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بسم الله من خیلی وقته از همه خودمو کندم... با هیچ همکاری صمیمی نیستم... تو دفتر نمیرم اگه برم هم بیشتر سکوت می‌کنم تو جمع خانواده همسر سکوت میکنم تو گروه های خانوادگیشون نیستم با همسایه ها رفت و آمد ندارم ... با هیچکدوم صمیمی نیستم تو گروه های فامیلی نیستم... آخرین عروسی یادم نمیاد کی رفتم من دورم ر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بسم الله من هیچوقت دیگه پایه اول برنمیدارم اگر شده مدیر التماس کنه...پایه اول هرگز نه بخاطر خود پایه بخاطر والدین دهنم سرویس کردن یکی میگه زیاد مشقی میدی اون یکی میگه کم مشق میدی... یکی میگه پسرم خسته شد بس روی یک نشانه ای اون یکی میگه وای چقد زود میگذری از نشانه ها اون یکی میگه وای کلاس داری اینطور ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

صبح داداشم منو و زهرا رو رسوند سر راه و خودش رفت سرکار... من تاجایی که بتونم از دست فروش ها خرید می کنم اتفاقا خیلی هم میوه و سبزی های خوبی دارن 😊 یه کیلو سبزی ازش خریدم لبخند زد و گفت دشت اولمه ترازو نداشت رفت از مغازه کناری آورد نمیدونم شاید مال خودش بوده می ذاشته اونجا آقای کناریش هم اسباب بازی د ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یک سری پرونده‌ی باز تو زندگیم دارم که مدام برای بستن‌شون امروز و فردا می‌کنم. به لطف بعضی از دوستان الان مجبورم بعضی از اونها رو پیگیری کنم و تکلیف‌شون رو برای همیشه مشخص کنم. این دو تا فایده‌ی خیلی مهم داره، یکی اینکه بار […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من اگه بتونم این موضوع ها رو برای مردم این منطقه توضیح بدم و فرهنگ سازی کنم، اون روز عید منه: ۱. هر گلودردی نیاز به چرک خشک کن نداره! ۲. خستگی مساوی نیست با درخواست آزمایش همه ویتامین ها! ( خسته شدم از بس میان میگن همه ویتامین ها رو برام تو آزمایش بنویس!) ۳. آزمایش همه دردهای بدنت رو بهت نشون نمیده! ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

حلوا داشت با شیشه شیر، شیرخشک میل می کرد و من شروع کردم دست کشیدن روی موهایش و در مقابل خانم با تمام توانی که داشت یک نیشگون از دست من گرفت.خواهرم در حالیکه از این حرکت دخترش برآشفته بود و از طرفی نمی خواست کار حلوا را خیلی مهم جلوه دهد، با یک لحن خنثی پرسید: - حالا این ناز بود یا نیشگون؟ حلوا در جا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید