کسی میدونه از این جهنم بی اینترنتی کی نجات پیدا میکنیم؟ ...
bayan tools Mahsti & AbdolmalekiTo Mara Bordi (Remix) دانلود موزیک برای امشب سراغ یه آهنگ ریمیکس رفتم. به نظر خودم قشنگه. این ریمکس توسط هوش مصنوعی ساخته شده و ترکیب جالبی از دو خواننده متفاوت [علی عبدالمالکی و مهستی عزیز ] هست. رابطه من با آهنگ های ریمیکس در طول زمان دچار افت و خیز ب ...
عکسهای قدیمی رو نگاه میکنی و دلت پر میکشه. احتمالا گریه میکردی اگر میتونستی ولی حالا میخندی. نینیها رو بغل میکنی و درباره فیلم و سریال حرف میزنی و خاطرات قدیمی رو زنده میکنید و مزهی شیرینی زیر زبونت پخش میشه و یه روز دیگه هم میگذره و درس نمیخونی. داری چه کار میکنی؟ یک ساعت و نیم پای ...
قلبم آروم نمیگیره و باید بنویسم. اینکه وبلاگ هم تبدیل به یه چیزی شبیه کانال تلگرام شده از اون چیزهاست که خوشم نمیاد. اینجا نباید احساسات لحظهای بنویسم. اما خب. چند ماهی میشه که با تپش قلب زیاد میخوابم، بیدار میشم و زندگی میکنم. تپش قلب الکی نه. انگار هزارتا شهر توی سینهی من ویران شده، وسط هزا ...
اینکه آدم در طول زندگیاش تغییر میکند هم چیز جالبیست. و بسیار هم از نظر من برای بقا ضروری. وقتی به گذشته نگاه میکنم، چه روزهایی را از سر گذراندم... چقدر تاوان دادم... سالهای زیادی که از نظر کیفیت و محتوا در گروه نوجوانی قرار میگیرند! چقدر خام و بچه بودم. نمیدانم حالا واقعا بزرگ شدم یا نه. اما ...
دقت کردید هر وقت هیچ چی نداریم میاییم بیان و نمیتونیم هیچی هم بنویسیم توش ...
کسی کتاب میخواند و بعد تعریف واقعه را طبق آنچه خوانده و تجربه کرده با چاشنی جهانبینی شخصی خودش روانه بازار میکند ، یکی هم میبیند و خوشش میآید و به قیمتی گزاف میخرد ، آنقدر گران که اگر نتواند آن را به کسانی بفروشد ، بخشی از اعتبارش را از دست میدهد. نوعی قمار است بر سر اعتقادات ، اعتبار و حتی شخصیت ...
نهمین شب خاموشی ارتباطی و اینترنت است. امروز اتفاقی چند دقیقهای یامینپور را توی شبکهٔ افق دیدم و عصبانی شدم. چه کیفی میکنند اینها از اینکه میبینند مردم تحقیر و تنبیه شوند. خوشحالند؛ قشنگ کبکشان بنان میخواهند. حتی داغدارِ همان شهدایی که ادعای طرفداری از آنها را میکنند هم نیستند. شاد از این ک ...
سلام آقا پژمان حال شما خوب است؟ من تا همین امروز بعد از ظهر شما را نمیشناختم. نمیدانستم که دیروز در مسجد مرودشت، به شدت مجروح بودید و باید به درمانگاه میرفتید اما راهتان را بسته بودند. جرمتان این بود که بسیجی بودید و پیرو ولایت. از شما چه پنهان، تاندون دست راست من هم یک ماه پیش بدجور زخم شد. ...
پشت تلفن میپرسم هفتهی بیاینترنت خود را چطور گذراندی؟ مثل همیشه میگوید ببخشیدا و چهارتا فحشش را میدهد. فکر میکنم من هم دلم میخواهد همینطوری ناسزا بگویم و اعتراف میکنم که حتی بعضی وقتها به آدمهایی که راحت فحش میدهند غبطه میخورم. من از اولش انگار توی دهانم نچرخیده و هیچوقت هم قرار نیست ای ...