1. یک دستفروشی هست که میوه هایش همیشه خوب هستند.مخصوصا در فصل توت فرنگی بهترین توت فرنگی ها را برای فروش می آورد و از بس من از این آقا توت فرنگی خریده ام دیگر تقریبا آشنا هستیم و در فصل های دیگر هم که گاه گداری مسیرم می خورد از همان جا میوه می خرم و معمولا هم راضی هستم.البته مقداری که اصلا قابل توجه ...
روزهای آخر ساله ، نمیدونم انگار همه خوشحالن من نه . انگار همه موفق اند همه همه چیز دارند من نه ؛ خب چی کار کنم . ندارم دیگه :( امسال هیچی نخریدم ؛ ما که مهمونی نمیریم . نه کسی سراغمونو میگیره نه ما پیگیر کسی میشیم . از همه فامیلا فقط اسمشون مونده . خودمم حوصله ندارم لباس نو برای چی ؟ راستش همه چیز خ ...
میون شلوغیهای خونه تکونی، چشمم افتاد به اون کاور مشکی. کاور مشکی گیتارمو میگم. آرزوی بچگیام! یادش بخیر چقدر پول جمع کردم و گرون شد و گرون شد و پول جمع کردن تا که بالاخره زورم به خریدنش رسید! شبی که رفتم از تیپاکس تحویل بگیرمش چقدر ذوق و شوق داشتم!.. رفتم سراغش و زیپشو تا نصفه باز کردم.. شکستگیشو دی ...
برای خونهی لیلی تصمیم گرفته بودم تلویزیون بخرم، حتی سیمکشیهای خونه رو هم بر اساس نصب تلویزیون طراحی کرده بودم تا اینکه در مهمونی شب فیلم خونهی مسعود با پروژکتورهای شیائومی آشنا شدم و خوشم اومد. احساس کردم به جای تلویزیون باید این رو بخرم […] ...
فکر میکنم اوایل اسفند مامان ازم پرسید برنامهات برای هفتهی آخر اسفند چیه؟ منم گفتم نمیدونم، خیلی سریع گفت من کاری به بقیه کارهات ندارم، شنبه خونه باش مراسم افطاری داریم. من از برنامههایی که دیگران برام مشخص میکنن و مربوط به هفتههای آینده هستن […] ...
1. یکی از پسرعموهایم داشته است با ماشین پسرخاله اش از خانه خاله اش برمی گشته است اما وسط راه از پسرخاله اش می خواهد او را پیاده کند تا هم از هوای بارانی لذت ببرد و هم پیاده به خانه برگردد.کمی که راه می رود می بیند که یک نیسان به سرعتش به سمتش می آید.می دود و می پرد توی جوب و تصادف نیسان و پسرعمویم ت ...
هرباری که با محمدرضا صحبت می کردیم ، بعید بود از عشقش نسبت به وبلاگ حرفه نزنه. همیشه دنبال راهی بود که بتونه این فضا رو گرم تر کنه. بالاخره پستینا راه اندازی شد و میخواد تبدیل بشه به یک آرشیو کاملی از پست های مفید وبلاگ ! مهم نیست وبلاگ شما روی چه پلتفرم و سایتی باشه . میتونید توی ربات پستینا بصورت ...
یه روز اسفند ماهی بهاری به قول اون نوشته که اسفند موقع استراحته نه بدو بدو 😁🙈 با آغوش باز توصیهشو پذیرفتم😇 همه کار خونه رو گذاشتم و وقتم رو گذاشتم برای عملکردن به قولم شاد کردن بچهها... یه اتوبوس نو و بزرگ و خلوت یه اتوبان خلوت یه روز تعطیل و یه شهربازی که منتظره تا دوتا جوجهها رو تو قلب خودش شاد ...
خاکستری عزیزم، تازگی به این نتیجه رسیدم که من روش شکرگزاری خاص خودم رو پیدا کردم و خدا رو به این روش توی قلب و ذهنم شناختم. من دوست ندارم روزه بگیرم، نماز هم که می خونم نمی فهمم که دارم چی میگم و برای چی میگم ولی با این روش دقیقا می تونم بفهمم که چی از خدا می خوام و چی بهش می گم! می خوای به تو هم یا ...
طی یک سال گذشته ما چندین بار درگیر موتورخانه ساختمون بودیم ولی همسایهها از انجام کار درست به دلایل مختلف فرار میکردند تا همین چند روز پیش که دیگه کلا ترکید. آب گرم و گرمایش ساختمان کلا رفت روی هوا. جلسه فوری برای رفع مشکل […] ...