من از وقتی یادم میاد درگیر یک اضطراب همیشگی بودم که خیلی وقتها یاد دلیلش رو نمیدونستم یا اصلا اگر دلیلی هم داشته دلیل درستی نبوده، یا دلیل ساختهی ذهنم بوده، یا بحرانی بوده که ذهنی برای خودم ساختم، یا واقعا درگیر یک موضوع جدی […] ...
در پسِ تمسخر، یا فقدان منطق نهفته است یا تلاشی برای برتریجویی روانی. وقتی فردی به جای نقد منطقی، به تمسخر پناه میبرد، در واقع یا قادر به استدلال نیست یا میخواهد با تحقیر اعتقادات و مظاهر برتری دیگران ، احساس قدرت کند. اما در نهایت، تمسخر حقیقت را تغییر نمیدهد ...
راستش من هیچ وقت علاقه ای به فیزیک نداشتم و ندارم و نخواهم داشت،ولی یک موضوعی توی این مبحث خیلی برام جذابه،نظریه زمان و مکان انیشتین یا بهتر بگم سفر در زمان،اگه جسمی بتونه با سرعت نور حرکت کنه میتونه از فضا و مکان جدا بشه و تو زمان سفر کنه،اگه بهمون یک روز فرصت داده بشه که به مدت24 ساعت توی گذشته زن ...
به بهونه تولد تک پسرداداش دست ودلباز دعوت شدیم افطار خونه ویلایی توی روستای ساحلی. دخترها نمیخواستن بیان گفتم ببینید این دایی همیشه هواتون رو داره و اینکه شماها بیاین یعنی بهش احترام گذاشتید خدا رو شکر از اونجایی که دخترها بسیار فهمیده هستند بی هیچ بحثی آماده شدند اما آماده شدن سه دختر صبر ایوب میخو ...
یک بار به دوستم گفتم که هیئت ها زیبایی شناسی خاصّی دارند. به عبارتی، هر جزئی از آن ها با دقّت انتخاب شده و ردّ پای هنر در جای جای آن پیداست. از سخنران گرفته که با فرمی هنری صحبت می کند، تا مدّاح که با آواز سنّتی ایرانی مستمعان را سر ذوق می آورد. کتیبه ها و پارچه هایی که در گوشه و کنار نصب شده اند، ب ...
خدایا من از دو تا چیز راجع به شما و خودم مطمئنم: یک) ازم راضی نیستی. دو) دوستم داری. تلاش میکنم تا بهت ثابت کنم که بهم امیدی هست و آدم میشم و راضیت میکنم(اگه کمکم کنی البته...چون لا حول و لا قوه الا بک) قول بده همیشه دوستم داشته باشی. ...
قبلا که من خودم فیدخوان داشتم و یا وبلاگهایی که در بیان دنبال میکردم، عموما وبلاگهایی بودن با متنهای طولانی و قابل تامل ولی این روزها که از طریق پستینا وبلاگهای مختلفی از سرویسها و گوشه کنار وب رو میبینم و میخونم متوجه موضوعی شدم. نیاز به کوتاه نویسی، یک نیاز عمومی و مهمی در دنیای انسانی هس ...
توی ستایش ۲ یه جمله خوبی که آقا فردوس میگفت این بود که هر کاری که انجام میدی به بهترین نحو انجام بده، چه جارو کشی باشه، چه شوفری، چه نگهبانی و ... واقعا عجب جمله درستی گفتی! ...
سه تا کاکتوس روی میزم دارم که خیلی دوستشون دارم،هر وقت میبینمشون بهم خیلی حس خوبی میدن،و دقیقا موقع درس خوندن هم روبه روم هستن:) حالی دارم مثل ریزش اخرین برگ های پاییزی کنار نیمکت رنگ و رو رفته و قدیمی،بعضی اوقات یه دردی توی دلت هست که به کسی نمیتونی بگی،با کوچک ترین چیز ها دوباره یادت میفته و بازهم ...
امروز با بچههای مدرسه قرار گذاشتیم بریم راهپیمایی روز قدس و نماز جمعه (بماند که فقط ۱ نفر اومده بود. ) به جز من ۲ تا از رفاقای کادر مدرسههم اومده بودن خب پس تا اینجای کار رو فهمیدید، حالا... اگر پست به طور کامل به شما نمایش داده نمیشود روی عنوان آن کلیک کنید. ادامه مطلب ...