در آن لحظه، رفتارها ثابت کرده بودند که حرفها اهمیتی ندارند... ...
دیروز دختر خالم زنگ زد بیا بریم بیرون بگردیم.. چقد خوش گذشت انقد که وقتی برگشتم خونه نیشم بسته نمیشد... این چند مدت بعد عید فطر همه دور همی دارن..هر روز خونه یکی از خاله هامن...با پسر خاله و دختر خاله و زن و بچه هاشون مهمونی های بزرگ مثل قدیما...نینبون و بزن و بکوب بخند .. من چندساله این دور همی ها ...
نصفه شبی یک مقاله در مورد محل زندگی جغدها سرچ کردم و فهمیدم همه دویست و پنجاه گونه جغد در بالای زمین زندگی می کنند غیر از یکی به اسم جغد نقب که در آمریکالی شمالی و جنوبی یافت می شوند و سوراخ های متروکه ای که توسط حیوانات دیگر حفر شده است را به عنوان لانه استفاده می کنند. حالا چرا چنین مقاله ای را سر ...
امروز ساعت ۵ صبح بیدار شدیم، قرار بود صبحانه را وسط حیاتوحش بخوریم. هوا خیلی تاریک بود، سقف ماشین رو باز کردیم، ستارهها رو دیدیم، اونقدر آسمون صاف بود که حتی به نظرم ماهوارهها رو هم میتونستیم ببینیم. مشاک با هیجان دنبال شیر بود، در […] ...
روزی هزار بار باید تکرار کنم: من وظیفه ندارم آدمای بیشعور رو ادب کنم؛ تنها کاری که میتونم بکنم اینه که تا جایی میتونم ازشون دور بمونم. ...
روحت چیزی نیست جز خودت خود اصلیت که باهات خواهد موند بش بی احترامی نکن.. پشیمون میشی... ...
گاهی فکر میکنم کاش میدونستیم این آخرین باره،آخرین تجربه،شاید اینطوری کنار اومدن باهاش راحت تر بود و پذیرشش اسون تر،اون لحظه رو عمیقا زندگی میکردی و یه گوشه ای از قلبت نگهش میداشتی،و با هر صدای عقربه ساعت ثانیه هاش رو بغل میکردی و با یه قطره اشک همراهیشون میکردی،دلتنگ آخرین هام،ولی اینو میدونم که هی ...
وقتی جامعه بیمار است، اجتماعی بودن لزومی ندارد. ...
خاکستری عزیزم، به معنای وااااااقعی خسته از زندگی، دنیا و همه چیز بودم. این عید به خودم استراحت دادم تا شاید زخم های دلتنگی قلبم ترمیم بشود. سریال shadow and bone رو دیدم و به معنای واقعی عااااشقش شدم و با خودم میگم چرا زودتر این سریال رو پیدا نکردم؟! چرا تا الان این شاهکار رو ندیده بودم؟! عاشق تیم س ...
برای گرفتن کمی انرژی بعد از گذراندن آنهمه وقت با خانواده تصمیم گرفتم بروم و کمی پیاده روی کنم.البته مسیر هم از بس سرسبز و خلوت و ساکت بود که خودش آدم را صدا می زد که بیا. رفتم و قدم زدن در کنار یک دره را انتخاب کردم.رودخانه کوچکی از داخل دره رد می شد و صدای رد شدن آب را هم می شد شنید.کمی دورتر هم کو ...