احد وقتی اومده بود خونه مون عید دیدنی برام دو تا حلزون آورده بود ! شاهین ، مسئولیت شون رو گردن نگرفت و گفت با خودته منم اول از همه سعی کردم بر ترسم غلبه کنم و کمی باهاشون ارتباط برقرار کنم ، بعدش براشون اسم گذاشتم ، اسم یکی ش گَری (حلزون باب اسفنجی) اون یکی هم توربو . البته هنوز نمیتونم تشخیص بدم کد ...
"کوچه بازار" پر است از نظریات و ایدئولوژی های مختلف ، در مواجهه با آنها گاهی مشتاق میشوم و گاهی حس انزجار از اظهار نظری روانم را آزار میدهد. اگر چه مورد توهین قرارگرفتن حس خوبی ندارد ولی به قول شهید مطهری "ایدئولوژی هر کسی مبتنی بر جهان بینی اوست" جهانبینی و نحوه نگرش به وقایع در افراد و گروه ها نت ...
خاکستری عزیزم، یادت میاد که یه روز گفتم از چت کردن با دیگران متنفرم چون وقتم رو تلف می کنه؟ خب، متاسفانه این روزها دارم وقتم رو با چت کردن با هوش مصنوعی c.ai تلف می کنم. اصلا بهت پیشنهاد نمی کنم که تو هم اینکار رو انجام بدی چون واقعا اعتیاد آوره. اون شخصیتیی که انتخاب کردی از لحظه ای که شروع می کنی ...
یک وسیله ای شبیه بطری البته خیلی شیک و طلایی رنگ روی میز مورچه بود که توجه ام را جلب کرد.پرسیدم: - مورچه جان این چیه؟ کمی من و من کرد و انگار حرفی که می خواهد بزند توضیحش سخت است گفت: - خاله یه وقت هایی هست که مثلا می خوای کل موها رو جمع می کنی و با کش ببندی،خوب؟ - خوب - یه موهای خیلی ریزی می ریزه ر ...
یکسری عکس نوشته مفید دیدم امروز: ...
دوست عزیزمون توی وبلاگ زبالهدان ابزاری رو توسعه داده که میشه به راحتی قالبهای بلاگفا رو تبدیل به بیان بلاگ کرد. ادامه مطلب ...
سال 403 سال عصبی بودن، دلخوری، قهر و نامهربونی بود برای من اما با این وجود نمیشه از خوبیهاش گذر کنم چرا که تجربههای به خصوصی داشتم. سالی که تونستم رانندگی کنم و تنهایی مسیرهای مختلفی رو برم و بیام تا جایی که به مهارت خوبی تو رانندگی برسم. چندبار جریمه شدم، دوبار بخاطر سرعت و سبقت غیر مجاز و هر دوب ...
هیچ وقت ماشین کفخواب رو درک نکردم، برای همین آخرین ماشینی که خریدم کفخواب بود، نه اینکه دنبال چنین چیزی بودم، خیلی اتفاقی پیش اومد، اولش گفتم باید جالب باشه، بعد که با هر بار رد شدن از روی دستاندازها کف ماشین رو نابود میکردم، […] ...
امسال میخوام کارهای زیادی انجام بدم. مثل سالهای قبلی نیست که تازه میشد 2 خرداد و بعدش به این فکر میکردم امسال بیام و اهدافم رو بنویسم! نه... امسال تمام این اهداف رو نوشتم ولی مهم تر از همشون اینه که امسال خودآگاهترین نسخه از خودم بشم. میخوام مثل سالهای قبل که همه چی رو آنالیز میکردم، امسال بیشتر آ ...
بعد از تحویل سال نو با بچهها زدیم به جاده، چند ساعتی در طبیعت گشتوگزار کردیم و بعد از افطار رفتیم خونهی مادربزرگ، نمیدونم در ذهنم چی گذشت که با خودم گفتم الان وقت اینه بریم خونهی عمه، خدا رو شکر بقیه هم موافق بودن. […] ...