ما آدما خودمون برای بقیه تعیین میکنیم که چطوری با ما رفتار کنن. اینو میتونی خودتم امتحان کنی. با یه نفر سرسنگین باش، خیلی طولانی و پر حاشیه حرف نزن، سنگین برخورد کن. ببین چطوری میترسه از آدم باشخیصتی که میبینه. برعکس شوخی های بی مزه رو هر جا دلت خواست هر طور دلت خواست بکن! زیاد بخور، برای هر چیزی نظ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

انقد گریه کرد انقد گریه کرد که خدا میدونه..دلم براش کباب شد بگردم دور سر بچه ام چقد اذیت شد این چند روز که شلوغ بود. از فردا همه چی بهتر میشه براش... ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

صبح ساعت ۷ بیدار شدیم، اومدیم صبحانه خوردیم، تا اینکه یک تویوتای خوشگل وارد هتل شد، مِشاک دوست علی هم راننده‌اش بود، خیلی هیجان‌زده بودم، همزمان هم داشتم نارگیل می‌خوردم، رفتم که عکس بگیرم، عکس خوبی هم گرفتم ولی ۱۰۰۰ دلار و کلی دردسر به […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چقدر این اهنگ راغب خوبه:) امروز روز خوبی بود،خوش گذشت،خدایا شکرت😃 ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دروغ سیزده فقط دوسِت دارم‌هات :) ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سطح انرژیتو بالا نگه دار... ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

انقد ناراحتم از دستش دلم داره میترکه بم یه نظر خواهی کردن یهویی اون خواهرش پرید وسط گفت مگه دست فاطمه اس دست مهدی جانمه... منم خندیدم گفتم آره دست مهدی هستش بله وقتی زنت رو خرد میکنی همین میشه البته مهدی ناراحت نیست خوشحاله از این بابت که آدم حسابش کردن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خونه همسایمون یه بوته بزرگ گل دارن نمی دونم اسمش چیه وقتی باد بیاد، گلهای این کنده میشه میاد تو حیاطمون منم اینارودلم نمی یومد همراه آشغال های تو حیاط بریزم دور جمع کردم و گذاشتم لای کتاب خشک شدن و نتیجش شده این دلبر 😍 باید لای کتابی بذاری که سنگین باش ینی زیاد صفحه داشته باش من گذاشتم لای مفاتیح. ه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

رو به آسمون و روی یه زیر انداز حصیری و در حالی که از چهار طرفم صدای خنده و رقص میاد، خوابیدم و نگاهم به دور ترین نقطه آسمونه. دارم به ضرر مالی که به خاطر تو خوردم فکر میکنم. حرص میخورم، عصبانی ام و در واقع نمی‌دونم یقه کی رو بگیرم! به هیچ جا دستم نمی‌رسه جز خودم. خودم و حماقت های خودم. و دارم قانع م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نشسته‌ام اینجا پای غروب آفتاب. کمی از هیاهوی جمع فاصله گرفتم تا زمزمه‌ی زمین را بر گهواره‌ی خورشید بشنوم. به خودم نگاه میکنم؛ به افکاری که پیش از بهار، دمِ آفتابِ زمستان پهن کرده بودم تا از سنگینی‌شان کاسته بشود و به بهار نکشد، به جسمی که دوست دارم یک روز از بالا به آن نگاه کنم تا حقیقتِ بودنش را بد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید