امرنز خیلی روز عجیبی بود معلم گفت حالت خوبه منم الکی گفتم صبح بیدار شدن حالمو بد کرده. ولی الان یادم افتاد خانوم ز معلمی که خیلی دوستش داشتم و کاش مثل یه دوست هنوز داشتمش بهم گفت فلانی این انرژی که داری منفیه ها ببین ماژیک افتاد. خانوم ز کاش میشد پیدات کرد. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یه وبلاگی دیگه از لیست دوستانم حذف کردم گاهی دیرتر می فهمی آدما فقط یک رو نیستن چندین لایه دارن.. اوایل با صورتک خندون باهم صمیمی می شید رفته رفته صورتک عوض میشه، دیگه مثل قدیم برای باهم بودن وقت نمی ذاره.. یه بنده خدای دیگه هم بود، ایشونم آدرسم داشت خودم بش دادم بعد گفت وااای چقدر خوشحالم اومدی لین ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چرا امشب صبح نمیشه خورشید کوجا رفتییییی... اینقدر گرمم رفتم کف اتاق خوابیدم خنکی سرامیک ها :) میزان جنب و جوشی من موقع خواب سرشب سرجامم صبح که بیدار میشم کف اتاق.. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تا حالا به وبلاگنویس‌ها دقت کردین؟ اون‌هایی که واقعا و هنوز وبلاگ می‌نویسن؟ آدم‌هایی مثل علیرضا مجیدی یا جادی یا سوسن جعفری و همه‌ی دوستانی که امروز می‌شناسیمشون. به نظرم وبلاگنویس‌های واقعی کسایی هستن که از «نوشتن لذت می‌برن». فارغ از اینکه مخاطب واکنشی نسبت به پست داشته باشه یا نه. یا زیاد دیده ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

موقع کنکور سراسری، نذر کرده بودم اگر که قبول بشم. اگر داروسازی که آرزوم بود رو قبول بشم. سه ماه تابستون نصف هر چی کار میکنم رو بدم برای کودکای سرطانی... درآمدم اون موقع خیلی زیاد نبود ولی دعایی که کرده بودم دل بزرگی نیاز داشت! دور و برم کسی رو ندیده بودم اینطوری باشه و من از این چیزی که توی وجودم بو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سالهای سال زمان لازم دارم تا بسیاری از ادم های دور و برم را درک کنم. حالا،بعضی ها را شاید درک کنم اما درک این همکاری که امروز مکالمه زیر را تولید کرد قطعا از غیر ممکن های زندگی من خواهد بود: - ممکنه کاری کنید من و حمید با هم بریم ماموریت؟ - فکر نکنم.رفتن شما برای بیست و هفت فروردین برنامه ریزی شده و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

عکسام پریدن همه عکسایی که با گوشیم گرفتم از 6 ماه پیش تا الان تقصیر خودم بود باید گوشیمو خالی می کردم بی حواسی کردم سهل انگاری کردم و اصلا حتی نمیدونم چطوری پاک شدن ولی شدن ! بردمش بیرون گفتن برگشتی در کار نیست ولی خودم دارم به تلاش های مذبوحانه م ادامه میدم..   اولین غذاهایی که درست کردم اولین سلفی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

شب به گلستان تنها منتظرت بودم باده ناکامی در هجر تو پیمودم منتظرت بودم، منتظرت بودم آن شب جان فرسا من، بی تو نیاسودم وه که شدم پیر از غم، آن شب و فرسودم منتظرت بودم، منتظرت بودم بودم همه شب، دیده به ره، تا به سحر گاه ناگه چو پری، خنده زنان، آمدی از راه غم ها به سر آمد، زنگ غم دوران، از دل بزدودم منت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

صبح زود دریاچه‌ی نایواشا رو ترک کردیم و برگشتیم نایروبی، اولین جایی که رفتیم مرکز نگهداری زرافه‌ها بود. جای جالبی بود، بعد از ورود بهمون غذای زرافه دادن، دست‌هامون رو شستیم و رفتیم روی یک پل که زرافه‌ها میومدن کنارمون و ما می‌تونستیم بهشون غذا […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دیشب اصلا خوابم نبرد یعنی تا ساعت چهار و خورده ای شو ک قشنگ یادمه بیدار بودمو بعدش خواب و بیدار بودم تا الان . از شدت ناراحتی خوابم نمی‌برد.. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید