ادامه مطلب ...
یه عروسک داری هرروز آدما روش خط میندازن گوش و موهاشو میکشن. دوست داری عروسک ناراحت بشه؟ فکر نکنم. گاهی اوقات یه اشتباههایی کل زندگیتو خراب میکنه. فکر نکن هر درس گرفتنی خوبه. اگه از یک کوه بلند بیفتی ممکنه تا آخر عمرت شکستگی دستت نذاره نوازنده بشی. ...
سفارش خود را به برادر بزرگتر نسپارید... چند روزه منتظرم برام بخره ولی یادش میره😐 خودم برم بخرم سنگین و رنگین ترم😌 ____ مامان صدام کرد بیا شام بخور واقعا اون لحظه میل نداشتم گفتم نمی خوام نیم ساعت بعد گرسنم شد رفتم غذا بخورم با کمال تعجب دیدم غذا خوردن چیزی برای من کنار نذاشتن 😅 نتیجه اخلاقی ( هیچ وق ...
ناتینگ کَن خوشال می ...
کوهنوردی هفته قبل بیشتر "شالاپ شلوپ آب بازی" بود و کوهنوردی واقعی را این هفته شروع کردم و با افتخار باید بگویم مسیری را که پارسال در دو ساعت و چهل و پنج دقیقه می رفتم و برمی گشتم در دو ساعت و نیم تمام کردم و خسته و لهیده داشتم به آخرهای کوه می رسیدم که جمعیت زیادی را دیدم که داشتند قله را نگاه می کر ...
احساس خفگی میکنم. پاستا درست کردم مامانم گفت پنجره باز نکن. اون همیشه سردشه. بیشتر از اینکه سردش باشه ازش ما میترسه. این شامل همه پنجره های خونه میشه خنیاگر اون قسمت نباشه باز هم میگه سرده ها. همین الان بعد از حمام میخواست بره بیرون و حالا میگه سرده پنجره باز نکن. از اون طرف تمام پنجره های واحد ها ...
سه هفته از سال ۱۴۰۴ گذشت و میشه گفت برنامههای چالش دوازده برای بهار رو شروع نکردم. البته خیلی کارهای هیجانانگیز جالبی انجام دادم ولی از شنبه رسما باید خیلی فشرده برنامههای سال جدید رو شروع کنم. امسال عید کنار پدر و مادرم بودم، چند […] ...
میخوام یه خاطرهای تعریف کنم. امشب خیلی اتفاقی و یهویی یادش افتادم. زمانی که همه دوستام کنکور سراسری شرکت کردن و قبول شدن دانشگاه، منم قبول شده بودم، از خیلیا هم رتبهام بهتر بود، ولی میخواستم بمونم پشت کنکور و تغییر رشته بدم. اونجا اکثر دوستام بهم پز میدادن! خودشون رو میگرفتن! تو قیافه بودن و... من ...
امروز بعد دو سه هفته کتاب خوندم. نمیدونم چرا از کتاب خوندن افتادن اما باغ مخفیو خوندم و چقدر خوشم اومد آخرشم اشکی شدم. صبح هم گناه من دو دیدم. سیر فیلم های ادامه دار واقعا غیراز قسمت اول بی ارزشه. هفته پیش رو مهمه . باید یکی از دغدغه های ذهنیمو برطرف کنم حتما حتما. ...
از اینستا دیدم تخم مرغ رو اینجوری پخت منم دس بکار شدم:) اونجا ریخت تو قالب سیلکونی چرب کرد تخم مرغ وادویه ها گذاشت تو قابلمه درحال جوش... من تو قالب سیلکونی نریختم چون بنظرم جوشدن اینا باعث بیماری میشه، ریختم تو کاسه.. نتیجه اش خیلی خوب بود دوس داشتممم اونم منی که تا مجبور نمی شدم سراغ تخم مرغ نمی ر ...