من از خیلی وقته دارم برای کنکور میخونم. کنکور ارشد وزارت بهداشت. ولی خب فکر میکنم اگر در طول روز به این فکر کنم که شب باید در مورد روزم و چیزایی که خوندم بنویسم، بیشتر درس بخونم و کمتر وقت هدر بدم. پس از همین امشب مینویسیم! امروز یه آزمون ویروس زدم! 2 درصد! خخ میدونم خیلی کمه. مخصوصا برای درصد ویروس ...
مقاوتم در برابر آدم های احمق به صفر رسیده است و با وجود آنکه برخلاف گذشته که مطمئن نبودم رفتارهای احمقانه آدم های اطرافم ناشی از حماقت محض شان است و یا صرفا زرنگی خامی است مخصوص آدم های پست فطرت که احمق می نمایانند تا برنده شوند.الان مطمئنم گزینه اول درست است و واقعا احمق هستند و هیچ ریا و دروغی در ...
دلم برای دبیرستان و دوستای دبیرستانم تنگ شده دلم میخواد مثل مادر خانواده که تک تک بچه هاشو صدا میزنه بیان سر سفره بشینند و دور هم جمعشون میکنه یکی یکی دوستامو دور هم جمع کنم اما خب نمیشه...الهه در شرف عروسیه فاطمه در شرف عقد شقایق دانشگاهه مهدیه ام که از وقتی ازدواج کرده یه جوری هیچکس رو تحویل نمیگی ...
وقت رفتن است.نمىدانم اين خاصيت رفتن است يا خاصيت آدمها، ولى وقت رفتن كه مىشود، آدمها مهربانتر مىشوند.درست مثل همين الآن. همين الآن كه نشستهام و دارم به كارتنهاى خالى گوشهء ديوار نگاه مىكنم. اين روزهاى آخر يكجورى دارد همهچيز خوب پيش مىرود كه اگر به من مىگفتند قرار است رنگ آسمان خدا سبزِ ...
بعد از یک پرواز ۵ ساعته رسیدیم به شارجه، باز باید یک شب رو در فرودگاه سپری میکردیم. اینبار اتاق خانوادگی گرفتیم، میدونستیم باید از قبل رزرو میکردیم. قبل از خواب رفتیم مکدونالد همبرگر خوردیم، واقعا همبرگرهای خودمون تو ایران خیلی بینظیرتر از مکدونالد هست، […] ...
امرنز خیلی روز عجیبی بود معلم گفت حالت خوبه منم الکی گفتم صبح بیدار شدن حالمو بد کرده. ولی الان یادم افتاد خانوم ز معلمی که خیلی دوستش داشتم و کاش مثل یه دوست هنوز داشتمش بهم گفت فلانی این انرژی که داری منفیه ها ببین ماژیک افتاد. خانوم ز کاش میشد پیدات کرد. ...
یه وبلاگی دیگه از لیست دوستانم حذف کردم گاهی دیرتر می فهمی آدما فقط یک رو نیستن چندین لایه دارن.. اوایل با صورتک خندون باهم صمیمی می شید رفته رفته صورتک عوض میشه، دیگه مثل قدیم برای باهم بودن وقت نمی ذاره.. یه بنده خدای دیگه هم بود، ایشونم آدرسم داشت خودم بش دادم بعد گفت وااای چقدر خوشحالم اومدی لین ...
چرا امشب صبح نمیشه خورشید کوجا رفتییییی... اینقدر گرمم رفتم کف اتاق خوابیدم خنکی سرامیک ها :) میزان جنب و جوشی من موقع خواب سرشب سرجامم صبح که بیدار میشم کف اتاق.. ...
تا حالا به وبلاگنویسها دقت کردین؟ اونهایی که واقعا و هنوز وبلاگ مینویسن؟ آدمهایی مثل علیرضا مجیدی یا جادی یا سوسن جعفری و همهی دوستانی که امروز میشناسیمشون. به نظرم وبلاگنویسهای واقعی کسایی هستن که از «نوشتن لذت میبرن». فارغ از اینکه مخاطب واکنشی نسبت به پست داشته باشه یا نه. یا زیاد دیده ب ...
موقع کنکور سراسری، نذر کرده بودم اگر که قبول بشم. اگر داروسازی که آرزوم بود رو قبول بشم. سه ماه تابستون نصف هر چی کار میکنم رو بدم برای کودکای سرطانی... درآمدم اون موقع خیلی زیاد نبود ولی دعایی که کرده بودم دل بزرگی نیاز داشت! دور و برم کسی رو ندیده بودم اینطوری باشه و من از این چیزی که توی وجودم بو ...