وسط وسایل ریخته شده وسط خانه نشسته ام و سعی می کنم تا آنجایی که می شود کمترین وسیله ها را به خانه جدبدم منتقل کنم.تصمبم دارم آن خانه حتی از این یکی مینیمال تر باشد و بیشترین فضا متعلق به من باشد و نه وسایل خانه. یخچال و تلویزبون و لباسشویی را هم سفارش داده ام تا از بانه برایم بیاید.ارزانترین ها را ا ...
احساس میکنم برای آزادسازی یه فضای زیادی توی ذهنم، برای منظم و هدفمندتر شدن زندگیم، لازمه که وبلاگنویسی و وبلاگخونی و منتظر کامنت موندن و جواب کامنت دادن و .... رو رها کنم درست مثل خونهتکونی... ...
میگفت سعی کن از طریق کودک درونت ارتباط بگیری خاطره هارو بیاری رو کودکی که اون روز طرد شد رها شد بغلش کنی باهاش حرف بزنی و.. تا این طرحواره حل بشه.. چشمامو بستم سعی کردم اولین بار رو بیاد بیارم یادم اومد.. ...
نمیدونم میتونم این کار رو انجام بدم؟ میتونم این دروغ رو بگم؟ میخوام یه بار برای همیشه به دکترم و تراپیستم، بگم شنیدم تو تصادف کردی، توی مسافرت نوروزی و تو و یه بچه کوچیک دیگه مردین. چیه؟ اونطوری نگام نکن. اولین دروغ رو تو گفتی. یادته؟ گفتی با تمام وجودت دوسم داری! آدم همیشه اولین دروغ رو خودش میگه، ...
دلم گرفته خیلی گرفته حالم اصلا خوب نیست نمیدونم برای اینکه جمعه است اینطورم یا نه الان از اون وقتاییه که همه چیز بهم حس بدی میدن احساس خیلی بدی دارم بی اندازه بیش از حد،چطور شد که اینطور شد و همه چیز به اینجا رسید،دلم میخواد گریه کنم ولی حتی اینکارو هم نمیتونم بکنم،احساس ناکافی بودن دارم یک چیزی کمه ...
پسرم تو دوران نوزادی هم انقد شب ها بیدار نبود.. اصلا نمیتونه بخوابه خوب و کیفیت خوابش خیلی اومده پایین فکر کنم جاییش درده چون حتی شب وقتی خوابه هم تو خواب ناله میزنه. دیشب اولین شبی بود که تا صبح تو بغل گرفتمش + نمیدونم کی برای چکاب ببرمش دکتر؟ میخواستم صب کنم مهدی بیاد و زحمت بابام نشه اما اگر انقد ...
آسمان که حال و هوای نارنجی غروب را به خودش میگیرد مراسم شروع میشود. چند دبه آب روی ایوان سیمانی خانه ریخته میشود و آب از بالای ایوان شره میکند روی خاک کف حیاط. بوی خاک خیس خورده هوا را پر میکند. جاروی پیشی قرار است آب جمع شده در چالههای کوچک را بیرون بکشد تا ایوان زودتر خشک شود. گرمی سیمان ای ...
به خودت بیا، به خودت بیا، به خودت بیا، به خودت بیا، اینو با تکرار ضرب سیلی هایی که میزنم به گونه ام توی سکوت ذهنم داد میزنم. انگار توی یه دالان سیاه واستادم و داد میزنم، داد میزنم و از اینکه کسی صدامو بشنوهه میترسم! اینکه دور و برم یک وجود زنده دیگه رو حس کنم. مسئله سادس، مدادم کو؟ 42 روز مونده. میت ...
یکی دو روزه موهام لخت شده 🫠 گوجه ای بستم با چتری کوتاه اینقده خوشم اومده از این لختی که نگو چنتا عکس گرفتم از خودم این ذوق رو فقط کسی درک می کنه که موهاش خشک و شکننده بوده:) چرب نیستا، کلا نرم شده.. اگه هینجوری خوب پیش بره عالییی میشه اونایی که تو این فصل حساسیت دارن فقط عطسه واشک چشم دارن ولی من خش ...
For a hundred times I have thought of this question in my brain and most of the times the answer is being a villain. Why? Because this unfair, ruthless, pointless world deserves to be treated the same way it treats the wishful optimistic youngsters. It never deserves good. I have realized that all t ...