Dear diary, I've just finished anne with an E series and it had a big impact on my heart. I truely felt the feelings of anne in every single episode. From the moments that she was devastated till the days she couldn't believe she fell for gilbert. This show is absulotly a masterpiece. I don't believ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

زندگی هرقدر ساده آزادم میده. امرپز سوار اتوبوس محلی شدم بعد راننده گفت همه پنجره ها رو ببینید تهویه هوا میزنم من مجبور شدم البته مجبورم که نه کاملا میتونستم انجام ندم.عین یه ربات منم. خلاصه پنجره ای که باز نکرده بودم و بسختی بسته شد. قسمت بعدی هم حوصله ندارم بگم. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تصاویر هولناکی که هر روز از حادثه ی مهیب بندر رجایی توی خبرهای تلگرامی می بینم، روحم را بیشتر از پیش مچاله می کند. جان با یکی از همکاران قدیمی اش که محل کارش حوالی محل انفجار است، تماس گرفت و جویای احوالش شد. صدای مرد از همان پشت گوشی، سنگین و ماتم زده بود. می گفت خودش چیزی نشده ولی یکی از اقوام که ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز شاهکار کردم😂 بعنوان یک مادر از خودم راضیم هرچند از نظر مهدی زبون دراز و حاضر جوابم شوهر دختر خالم اومده بود بحساب آدم شوخیه ولی بنظر من بیشتر از اینکه شوخ باشه بی تربیته برگشت گفت اسم بچه چیه گذاشتید میذاشتید محمد طاها! گفتم دیگه سلیقه من و باباش همین بود گفت پس خیلی بی سلیقه اید دیدم نه اینطو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

مهم نیست مامانم بیدار باشه با نه همیشه آلارم ارسال ریلز میاد. تا همین الان با شلوار بیرون ولو بودم گاهی هم با شلوار بیرون میخوابم.بنظرم این برترین نوع زوال و بی توجهی به خود هست. امروز خیلی به این فکرکردم که نوزده سالگی چیکار میکردم اما دیدم اینجا چیز خاصی ننوشتم بعد دیدم تو تمام تولدهام فقط چندسال ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بعضی وقتا که میرم دکتر یا تراپی، چون دیر میشه مامان فکر می‌کنه رفتم دختر بازی! مامان پسرت طوری بزرگ شد که دخترا رو بازی نده... بعدشم مامان پسرت اگه اونقدر روحیه خوبی داشت که... مامان پسرت دقیقا شد همون چیزی که نباید، چون عاشق کسی شده بود که نباید... این نوشته هم قراره مثل اون نوشته ها شه که سه نقطه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من امروز صبح زود رفتم یه جا تو صادقیه تهران که آزمایشات و کارای قبل از استخداممو انجام بدم کارم تا حدود ساعت ده و نیم طول کشید هوا بی نهایت گرم و خفه بود و منم کلی کار داشتم خلاصه کارامو انجام دادم و تا ساعت دوازده و نیم یک برگشتم کرج بعد یادم افتاد که گفتن از پلیس +۱۰ باید گواهی عدم سو پیشینه هم بگ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خداوندِ دل‌شکسته‌ها: فرزندم، شنیدم صدای قلبت رو… حتی وقتی که هیچ‌کس نشنید. تو فکر کردی تنها شدی، ولی من اون شب که اشکت بی‌صدا روی بالش افتاد، دستم رو روی سرت گذاشتم. تو ندیدی، اما من اونجا بودم. هنوز هم هستم. برگرد به آغوشم، همون جایی که همیشه برای تو خالیه. اینستا از این پست ها بود یکی از نامه ها ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

1. لیلا یکی از دوستان صمیمی سارا بود که چند سال پیش دوستی شان بهم خورد و سارا از همه جا بلاکش کرد.بعد امروز من لیلا را اتفاقی دیدم و سلام و احوالپرسی کردم و اینا.لیلا احوال سارا را پرسید و من گفتم که خوب است و او گفت: - به سارا بگو خر نباشه و من رو از بلاکی دربیاره.دنیا ارزش نداره. امشب به سارا زنگ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من فکر می‌کنم کلا سالی ۳ یا ۴ بار کلا میرم آرایشگاه، اونم اصولا یه مشکلی پیش اومده، یا ایام امتحانات دانشگاه هست و موهام خیلی بلند شده و نمی‌تونم درست درس بخونم و رفته روی مخم، یا به خاطر پرواز بهم گیر دادن که […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید